خلاصه رمان عاشقانه ملکه منزوی
یه دخترکه پیله ای ازانزوا روبه سختی به دورخودش تنیده تاکسی نتونه واردخلوت وتنهایی هاش بشه…تاازورود هرمسافری به زندگیش جلوگیری کنه.هرمسافری که یه باردیگه باعث عروسک خیمه شب بازی شدن احساسش بشه.تاراحتتربتونه خاطرات شیرین مردی روکه بابی رحمی به اون بدترین خیانت ممکن روکرد مرور کنه…روزبه روز این پیله تنهایی رو مستحکم ترمیکنه تاباردیگه غرورش خردوتکه تکه نشه.این دخترغروری داره به وسعت دریا…این دخترمغرور میبخشه..مهربونی میکنه…عشق میورزه اماهمه ی خوبیاش روپشت غرورش پنهان میکنه .
قسمتی از متن رمان ملکه منزوی
مهتاب
0شرمنده ها ولی این بیشتر ملکه پاچه گیر بود.
۶ ماه پیشفهیمه
0ممنون از نویسنده اما جملات تکراری زیاد داشت
۶ ماه پیشعالیه
0نازنین جان ،دیگه شعر نبود بیاری تو این داستان قشنگ . خستم کردی .ولی داستانش رو دوست داشتم. ممنونم
۱۰ ماه پیشملک محبت
0بد نبود
۲ سال پیشفرانک
2اسم رمان باید ملکه ی طلبکار می بود بس که این پانیذ پررو و طلبکارانه با بقیه رفتار میکرد حتی با مخاطب
۲ سال پیشلاله
1من اگه جای بنفشه بودم این پانیذ پررو و لوس و خودشیفته رو اصلا آدم حساب نمیکردم چه برسه به این که از زمان دانشگاه نوکری شو بکنم و در خدمتش باشم .ناموسا کسی هست تو زندگی واقعی چنین شخصیتی رو تحمل کنه ؟
۲ سال پیشستاره
2والا پانیذ محبت و توجه عمه و سام و بنفشه و کلی پول داشت و هیچوقت هم قدردان نبود و فقط مثل سگ پاچه می گرفت انگار فقط خودش تو این دنیا مشکل داره و از همه طلبکار بود آخه کِی تو دانشگاه به کسی میگن ملکه
۲ سال پیشNeda
3شخصیت پانیذ اصلا منو جذب نکرد و هر چقدر هم که از گذشته ی سختش میگفت باز هم نمیتونستم باهاش همذات پنداری کنم اسم خود بزرگ بینی و برده ساختن از آدما غرور نیست اگه یکی به آدم بدی میکنه دلیل نمیشه همه بدن
۲ سال پیشسحر ۳۵
0خیلی قشنگ بود دوسش داشتم
۲ سال پیشگلچین
1چرا مدرا همیشه شاکین خیانت کرده حرفم میزنه خاک برسر
۳ سال پیشهدیه
0ی رمان بی سر و ته مزخرف بود تامام
۳ سال پیششیوا
2خلاصه که نویسنده ی محترم قلمتون خیلی خامه، اما همین که مخاطب کنجکاوه که ببینه چی پیش میاد بد نیس، اما اونم از یه جای داستان واقعا خسته کننده شد، التماسای کیهان که زیادی و بولد شد و ناز بیخوده پانیذ
۴ سال پیششیوا
3چقدر مسخره بود که بچه ۵،۶ ساله یکسره بغلشون بود و اونجوری حرف میزد، و حتی مهد کودک میرفت🤦🏻 ♀️ بچه ۶ ساله میره کلاس اول، اونجوری حرف نمیزنه و اونقدر بزرگه که نمیشه بغلش کرد
۴ سال پیششیوا
2اینکه کیهان میگفت بنفشه و عمه ت مانع دیدار ما شدن چرت محض بود چون اگه واقعا تمایل به دیدن پانیذ داشت میتونست همینجوری که توی زمان حال به هر دری میزنه که پانیذ رو ببینه و ازش طلب بخشش کنه همونکارو بکنه
۴ سال پیش
اکرم
0خدایی قشنگ بود خیلی خوشم اومد