خلاصه رمان تاریخی خاطرات دزدان دریایی
این فقط یه قصه نیست... این خاطرات زندگی قبلی یه نفره که یه روزی، یه جایی تو دل دریاهای کارائیب، با اسم دیگهای شناخته میشده! کسی که پا به دنیای تاریک و پرهیاهوی دزدان دریایی گذاشت... وسط بوی باروت و نبردهای خونین! خاطرات دزدان دریایی یه مجموعهست که قراره تو هر بخشش، با کاراکترهای واقعی تاریخ مثل بلک بیرد، چارلز وین، جک راکهام و خیلیهای دیگه روبهرو بشی. اما در کنار اونها، شخصیتهایی زادهی تخیل نویسنده هم هستن؛ کاراکترهایی که انقدر زندهان، انگار واقعاً بودن! از سواحل ناسائو تا اعماق آبهای ممنوعه، از نقشههای گمشده تا کشتیهای طلسمشده، هر قسمت از این مجموعه قراره تو رو بکشه وسط یه ماجراجویی تازه... فقط کافیه سوار «ابر سیاه» بشی و با کاپیتان شوآن لئوپاردو، همراه بشی! این فقط یه داستان نیست… این شروع یه سفره!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان خاطرات دزدان دریایی - پارت 13
در ذهنم نقشهای شروع به شکل گرفتن کرد... در تمام دوران اگر فردی بیگانه به یک سرزمین ثروتمند دست پیدا کند، به چیزی جز منافع خودش فکر نخواهد کرد. به افرادم نگاه کردم و گفتم: - بسیار خب رفقا! اگه الدورادو تا به حال پاداش جسارت ما بوده، از این پس پاداش دیوانگی و ریسک پذیری ما خواهد بود! رابین پرسی...
بروزرسانی در : ۲۶۱ روز پیش
-
رمان خاطرات دزدان دریایی - پارت 12
انگشتانم را روی شقیقههایم فشردم و زمزمه کردم: - دارم همین کارو میکنم! رابین فریاد کشید: - آره فکر کن! از هوشت استفاده کن ناخدا! ناامید بود و داشت به من طعنه میزد. هر سه نفرشان پشت سر من ایستاده بودند و من نشسته بر زمین، به نقشهها نگاه میکردم. این بار هکتور گفت: - هوش؟ واقعا کدوم هوش...
بروزرسانی در : ۲۶۱ روز پیش
-
رمان خاطرات دزدان دریایی - پارت 11
یک شب شرجی بود. باد گرم مثل نفس یک هیولای خسته از سمت شرق میوزید و کشتی ما خیلی آرام بر پهنه دریا در حرکت بود... ما به دور یک میز چوبی، در روشنای لرزان فانوسها نشسته بودیم. لباسهایمان از عرق و بخار دریا خیس شده بودند؛ ولی ما با شرابی که از کشتی انتقام غنیمت گرفته بودیم، خوش بودیم! یکی گفت: ...
بروزرسانی در : ۳۰۵ روز پیش
-
رمان خاطرات دزدان دریایی - پارت 10
ادوارد با قدمهای سنگین به طرفم آمد. سرش را کمی بالا گفت و با لذت از این موفقیتش به من نگاه کرد. بوی تند قیر آفتاب خورده کف عرشه با عرق تنها و نم دریا داشت حالم را بهم میزد. - چند روزی مهمان من و مردانم خواهی بود. نوک انگشتش را میان سینههایم فشرد و ادامه داد: - شایدم میزبانمون! افرادش د...
بروزرسانی در : ۳۰۵ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان خاطرات دزدان دریایی
‼️دوستان توجه بفرمایید‼️
خاطرات دزدان دریایی یک مجموعه داستانه...
یعنی هر داستان، با داستان قبل و بعدش متفاوته.
این مجموعه داستان سرانجام خاصی نداره...
یعنی هر داستان توی بخش خودش به پایان می رسه و داستان بعدی یک ماجرای جدید توسط همون شخصیت اصلی (شوآن لئوپاردو) رو شامل میشه .
در نتیجه این توضیح می خوام بگم که:
این رمان نحوه پارت گذاری مشخصی نمی تونه داشته باشه...
و بنده هر زمان یک ایده برای یک ماجراجویی تازه داشته باشم، می نویسم و داستان رو آپ می کنم.
داستان های این مجموعه به ترتیب:
۱ هلندی سرگردان
۲ الدورادو
۳ اسلیپی هالو (به زودی)
و این مجموعه داستان همچنان ادامه دارد....
Sky
در پارت 131بسیار جذاب و هیجان انگیز بود 😍 خسته نباشی عزیزم
۶ ماه پیشSky
در پارت 10بسی لذت بردم 😍
۷ ماه پیشپرنیا
در پارت 132چقد دلم واس اون هلهله دزدیشون که نافرجام موند سوخت 😂😂😂
۹ ماه پیشپرنیا
در پارت 120شوآن داره لذت میبره ولی نمیدونم چرا من استرس گرفتم
۹ ماه پیشپرنیا
در پارت 120تصور یه شهر طلایی واقعا هیجان انگیزه 🤩🤩
۹ ماه پیشثریا
در پارت 132جان بیچاره 👀🥺
۹ ماه پیشثریا
در پارت 120داره جالب تر میشه 🙃💖
۹ ماه پیشم
در پارت 122فکر کنم قراره قربانی بشن یا می خوان بخورنشون که اینقدر با احترام برخورد می کنن 😁🙏🏼
۹ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😅
۹ ماه پیشم
در پارت 133اوه جان بخت برگشته گیر افتاد 🙏🏼
۹ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره طفلکی🥲
۹ ماه پیشسهیل۲۹
در پارت 121آخ جون چقد هیجان انگییییز😍😍😍😍😍
۹ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😍😍😍
۹ ماه پیشسهیل۲۹
در پارت 132دمتون گرم عجب پارتی عجب اطلاعاتی👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
۹ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
امیدوارم خوشت اومده باشه😍💚
۹ ماه پیشساناز
در پارت 120🩵🩶💚🧡❤️💜💙🤎🤍💛
۹ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚
۹ ماه پیشساناز
در پارت 130💛🩶🩵🤍🤎💙💜❤️🧡🧡
۹ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۹ ماه پیشپرنیا
0چرا اینو دیگه پارت گذاری نمیکنی آزاده جان ؟؟ من اینو دوست دارم 🥺
۹ ماه پیش
Nana
در پارت 40عالیه عزیزم قلمت مانا