رمان ماه و سایه
- به قلم آزاده دریکوندی
- 64 پارت
- در حال نگارش
- 413.4K 👁
- 3.5K ❤️
- 7.6K 💬
مردی سایهبهسایه دنبالش میاد… دنبال آیدا! آیدایی که همه اون رو به عنوان نامزد پسرعموش یعنی کیارش میشناسن. همون عشق خام و شیرین دوران نوجوانی. اما درست وقتی خیال میکنه همهچیز داره به آرومی به سمت یک زندگی مشترک میره، میفهمه که اتفاقا هیچچیز آنطور که باید باشه، نیست! عشقی که براش ساده و بیدغدغه به نظر میرسید، حالا مثل قفسی پر از شک و تحقیر دورش رو گرفته. و درست همون موقع سایهای وارد زندگیاش میشه… سایهای مرموز... سایهای ناشناس و پررمز و راز... مردی که حضورش هم ترس به دل آیدا میاندازه و هم آرامشی عجیب. مردی که انگار خیلی بیشتر از آنچه که باید، از خانوادهی آیدا خبر داره…
اطلاعیه ها :
استوری چک بشه🥰
ببینید چی براتون اوردم😍👌🏻
یه رمان با زاویه دید اول شخص!
یه خانوم دکتر به اسم دنیز زارع که به همراه مادرش زندگی میکنه و یه دختر کوچولوی ناز داره...
دنیز دو ساله که از همسرش جدا شده ولی به خاطر موضوعاتی متاسفانه حضانت دخترش با خودش نیست💔
دنیز یه دامپزشک مهربونه که یه روز برای درمان یه سگ ژرمن وارد یه ویلا میشه.
این ویلا توی نگاه اول هم کاملا مشخصه که برای آدمهای خطرناکی هستش...
دنیز سگ رو مداوا میکنه؛ اما...
یک جفت کفش زنانه از اون ویلا گم میشه که دنیز رو متهم میکنن🤕
و اون کفش مال کیه؟🤔 جواب اینه: معشوقه سابق صاحب ویلا!😬
و صاحب ویلا.... یه مرد که به خاطر همین کفشها از دنیز قصه ما کینه به دل میگیره!🥲
و اما.... چجوری این کینه به عشق تبدیل میشه؟!
این داستان رمان نپنتی هستش که در بخش آنلاین میتونید بخونید😍
پارت هدیه برای ماه و سایه؟😍
وقتی کامنتهای این رمان به ۸k برسن هدیه میدم!
حس درونیم: « البته که اکثر بچهها محاله انقدر فعال باشن و مجبورم کنن هدیه بدم »
دوستان عزیزم یه نکته ای رو باااارها گوشزد کردم و الان واقعا نمی دونم برای بار چندم می خوام تکرارش کنم.
اونم اینکه:
رمان ماه و سایه یه رمان رایگانه اما فقط و فقط تا وقتی که در حال پارت گذاریه!
یعنی اگه این رمان کلش ۸۱ پارت باشه تا خود پارت آخر که می نویسم پایان رایگانه؛ اما چند ساعت پس از قرار گرفتن پارت آخر، این رمان قفل میشه! یعنی اگه کسی بخواد بعد از تموم شدنش تازه شروع به خوندنش کنه، باید اشتراک بپردازه.
پس اگر می خواید به رایگان بخونید لطفا اجازه ندید پارت ها براتون انباشته بشه.
نگید حالا هر وقت تموم شد می خونم... مگر اینکه مشکلی با پرداخت اشتراکش نداشته باشید.
ازتون خواهش می کنم وقتی این رمان تموم شد و دیدین که VIP شده به من حمله نکنید که نویسنده مگه صد بار نگفتی رمانت رایگانه؟! پس چی شد؟ دیدی مخاطب داری پولیش کردی و....
بچه ها من این نکته رو بارهاست که دارم تکرار می کنم...
حتی توی پارت اول هم به صورت مقدمه نوشته شده که به محض اتمام پولی میشه💚
دوستان عزیزم سلام😍
این شما و این هم رمان جدید بنده در ژانر عاشقانه و خانوادگی.
🔥لطفاً دقت کنید:
این رمان تا آخرین پارتش رایگانه اما چند ساعت پس از اتمامش با احترام به صورت ویآیپی درمیاد.
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.
ترنم
در پارت 641به احتمال خیلی زیاد اینارو تعقیب کرده و میخواد وقتی آیدا تنها شد از دلش دربیاره وااای اگه اینجوریه که عالی میشه😄بخاطر آیدا رفتن به تهران کنسل شه آیدا ذوق میکنه
۳ ساعت پیشعاطی
در پارت 640احتمال داره آیدا سریع *** روبا مهران در میان بگذاره و با هم بطرف کیا برند و به پلیس اطلاع بدهند
۳ ساعت پیشبانو
در پارت 640آزاده جون عالی وزیبا ممنون وسپاس فروان ❤️❤️
۳ ساعت پیشبانو
در پارت 630دستتون درد نکنه عالی بود🙏👏❤️
۳ ساعت پیشبانو
در پارت 620بسیار عالی و زیبا ممنون از شما مهربان🌹
۳ ساعت پیشفوزیه
در پارت 630عالی بود دستت طلا نویسنده
۵ ساعت پیشفوزیه
در پارت 620عالی بود مرسی دارید نویسنده ولی چ حیف چهارروز باید منتظر پارت های بعدی باشیم
۵ ساعت پیشایلما
در پارت 641آیدا نباید بیاد آمار بگیره ببره واسه مهران کارش جالب نیس بنظرم
۵ ساعت پیشعاطی
در پارت 641جدای از داستان من فکر میکنم نویسنده محترم دستپخت خوبی داره وغذاهای سنتی دوست داره 😎🥰
۵ ساعت پیشترنم
در پارت 640بچه ها بیایین همکاری کنیم کامنتا به 8 کا برسه من دلم پارت هدیه میخواد
۵ ساعت پیشترنم
در پارت 640آیدا خانم چه بازیگری بودی و پنهون میکردی..کلک نکنه رفتی پیش سورن برا آموزش؟
۵ ساعت پیشترنم
در پارت 640الان مهران نمیتونه بره تهران چون فهمید آیدا ناراحت شده باید از دلش دربیاره😂
۵ ساعت پیشترنم
در پارت 640آقا یعنی چی تو هر پارت ی غذای خوشمزه هس..فسنجون و عدس پلو و آبگوشت..رحم کن به ما آزاده هوس کردیم😄
۵ ساعت پیشترنم
در پارت 641موندم چی بگم در مورد کار آیدا..اون تمام فکر و ذکرش مهرانه بالاخره اگه اینجوری نکنه بازم برا مهران دردسر میشه و اینکه کیا خیلی آیدا رو اذیت کرده تو دوران دوستیشون
۵ ساعت پیشعاطی
در پارت 641بچه ها آبگوشت ما نان سنگک شماها هم هوس کردین یا من... فقط دوم اینکه علت خاصی داره نویسنده محترم غذاهای خوشمزه نام میبره یانه اتفاقیه... 😬😅 بنظرم که قبل وعده ی ناهار کیانا محل رو به آیدا لو میده به همین برکت 😎😬
۲۱ ساعت پیشفاطی
در پارت 642امیدوارم لو بده هر چند کیانا خیلی خیلی مظلوم شد ولی خب داداشش قاتله کاریش نمیشه کرد💔
۲۱ ساعت پیشعاطی
در پارت 642لو میده ...همه به آیدا اعتماد دارند
۵ ساعت پیشپانی
در پارت 640من دارم کم کم از مهران عصبانی میشم خب چرا حسسو ب آیدا نمیگه من بی صبرانه منتظر اون موقع میمونم 🥹🫣
۵ ساعت پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده Azadeh_roman -
آیدی تلگرامی نویسنده writers_online -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
-
نپنتی ژانر : #عاشقانه #هیجانی #خانوادگی #ورزشی #مافیایی
-
ماه و سایه ژانر : #عاشقانه #خانوادگی
-
خاطرات دزدان دریایی ژانر : #تاریخی #ماجراجویی
-
مونالیزا (نسخه آفلاین) ژانر : #عاشقانه #درام
-
دومینو (نسخه کامل) ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #مافیایی
-
مهمیزهای سیاه ژانر : #عاشقانه #اکشن #مافیایی
-
در رویای دژاوو (آفلاین) ژانر : #عاشقانه
-
طبقه ی زیرین(به همراه جلد دوم) ژانر : #فانتزی
-
مونالیزا ژانر : #عاشقانه #درام
-
در رویای دژاوو ژانر : #عاشقانه
-
طبقه زیرین ژانر : #فانتزی
-
بی تردید ژانر : #عاشقانه
-
دومینو ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #مافیایی
عاطی
در پارت 640مهران بنظرتون رفته یا منتظر آیداست تا تنها بشه و باهاش حرف بزنه ؟!