دوست داشتی؟
رمان عاشقانه و خانوادگی ماه و سایه اثر آزاده دریکوندی

رمان ماه و سایه

  • 413.4K 👁
  • 3.5K ❤️
  • 7.6K 💬

مردی سایه‌به‌سایه دنبالش میاد… دنبال آیدا! آیدایی که همه اون رو به عنوان نامزد پسرعموش یعنی کیارش می‌شناسن. همون عشق خام و شیرین دوران نوجوانی. اما درست وقتی خیال می‌کنه همه‌چیز داره به آرومی به سمت یک زندگی مشترک می‌ره، می‌فهمه که اتفاقا هیچ‌چیز آن‌طور که باید باشه، نیست! عشقی که براش ساده و بی‌دغدغه به نظر می‌رسید، حالا مثل قفسی پر از شک و تحقیر دورش رو گرفته. و درست همون موقع سایه‌ای وارد زندگی‌اش می‌شه… سایه‌ای مرموز... سایه‌ای ناشناس و پررمز و راز... مردی که حضورش هم ترس به دل آیدا می‌اندازه و هم آرامشی عجیب. مردی که انگار خیلی بیشتر از آنچه که باید، از خانواده‌ی آیدا خبر داره…

بیشتر...

اطلاعیه ها :

آزاده دریکوندی : دیروز

استوری چک بشه🥰

آزاده دریکوندی : ۲ روز پیش

ببینید چی براتون اوردم😍👌🏻
یه رمان با زاویه دید اول شخص!
یه خانوم دکتر به اسم دنیز زارع که به همراه مادرش زندگی می‌کنه و یه دختر کوچولوی ناز داره...
دنیز دو ساله که از همسرش جدا شده ولی به خاطر موضوعاتی متاسفانه حضانت دخترش با خودش نیست💔
دنیز یه دامپزشک مهربونه که یه روز برای درمان یه سگ ژرمن وارد یه ویلا میشه.
این ویلا توی نگاه اول هم کاملا مشخصه که برای آدم‌های خطرناکی هستش...
دنیز سگ رو مداوا می‌کنه؛ اما...
یک جفت کفش زنانه از اون ویلا گم میشه که دنیز رو متهم می‌کنن🤕
و اون کفش مال کیه؟🤔 جواب اینه: معشوقه سابق صاحب ویلا!😬
و صاحب ویلا.... یه مرد که به خاطر همین کفش‌ها از دنیز قصه ما کینه به دل می‌گیره!🥲
و اما.... چجوری این کینه به عشق تبدیل میشه؟!
این داستان رمان نپنتی هستش که در بخش آنلاین می‌تونید بخونید😍

آزاده دریکوندی : ۶ روز پیش

پارت هدیه برای ماه و سایه؟😍
وقتی کامنت‌های این رمان به ۸k برسن هدیه میدم!
حس درونیم: « البته که اکثر بچه‌ها محاله انقدر فعال باشن و مجبورم کنن هدیه بدم »

آزاده دریکوندی : ۴ هفته پیش

دوستان عزیزم یه نکته ای رو باااارها گوشزد کردم و الان واقعا نمی دونم برای بار چندم می خوام تکرارش کنم.
اونم اینکه:
رمان ماه و سایه یه رمان رایگانه اما فقط و فقط تا وقتی که در حال پارت گذاریه!
یعنی اگه این رمان کلش ۸۱ پارت باشه تا خود پارت آخر که می نویسم پایان رایگانه؛ اما چند ساعت پس از قرار گرفتن پارت آخر، این رمان قفل میشه! یعنی اگه کسی بخواد بعد از تموم شدنش تازه شروع به خوندنش کنه، باید اشتراک بپردازه.
پس اگر می خواید به رایگان بخونید لطفا اجازه ندید پارت ها براتون انباشته بشه.
نگید حالا هر وقت تموم شد می خونم... مگر اینکه مشکلی با پرداخت اشتراکش نداشته باشید.
ازتون خواهش می کنم وقتی این رمان تموم شد و دیدین که VIP شده به من حمله نکنید که نویسنده مگه صد بار نگفتی رمانت رایگانه؟! پس چی شد؟ دیدی مخاطب داری پولیش کردی و....
بچه ها من این نکته رو بارهاست که دارم تکرار می کنم...
حتی توی پارت اول هم به صورت مقدمه نوشته شده که به محض اتمام پولی میشه💚

آزاده دریکوندی : ۵ ماه پیش

دوستان عزیزم سلام😍
این شما و این هم رمان جدید بنده در ژانر عاشقانه و خانوادگی.

🔥لطفاً دقت کنید:
این رمان تا آخرین پارتش رایگانه اما چند ساعت پس از اتمامش با احترام به صورت وی‌آی‌پی درمیاد.

64
۲۲ ساعت پیش

63
۲ روز پیش

62
۳ روز پیش

61
۸ روز پیش

2
۱۴۶ روز پیش

1
۱۴۶ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • عاطی

    در پارت 640

    مهران بنظرتون رفته یا منتظر آیداست تا تنها بشه و باهاش حرف بزنه ؟!

    ۵ ساعت پیش
  • ترنم

    در پارت 641

    به احتمال خیلی زیاد اینارو تعقیب کرده و میخواد وقتی آیدا تنها شد از دلش دربیاره وااای اگه اینجوریه که عالی میشه😄بخاطر آیدا رفتن به تهران کنسل شه آیدا ذوق میکنه

    ۳ ساعت پیش
  • عاطی

    در پارت 640

    احتمال داره آیدا سریع *** روبا مهران در میان بگذاره و با هم بطرف کیا برند و به پلیس اطلاع بدهند

    ۳ ساعت پیش
  • بانو

    در پارت 640

    آزاده جون عالی وزیبا ممنون وسپاس فروان ❤️❤️

    ۳ ساعت پیش
  • بانو

    در پارت 630

    دستتون درد نکنه عالی بود🙏👏❤️

    ۳ ساعت پیش
  • بانو

    در پارت 620

    بسیار عالی و زیبا ممنون از شما مهربان🌹

    ۳ ساعت پیش
  • فوزیه

    در پارت 630

    عالی بود دستت طلا نویسنده

    ۵ ساعت پیش
  • فوزیه

    در پارت 620

    عالی بود مرسی دارید نویسنده ولی چ حیف چهارروز باید منتظر پارت های بعدی باشیم

    ۵ ساعت پیش
  • ایلما

    در پارت 641

    آیدا نباید بیاد آمار بگیره ببره واسه مهران کارش جالب نیس بنظرم

    ۵ ساعت پیش
  • عاطی

    در پارت 641

    جدای از داستان من فکر میکنم نویسنده محترم دستپخت خوبی داره وغذاهای سنتی دوست داره 😎🥰

    ۵ ساعت پیش
  • ترنم

    در پارت 640

    بچه ها بیایین همکاری کنیم کامنتا به 8 کا برسه من دلم پارت هدیه میخواد

    ۵ ساعت پیش
  • ترنم

    در پارت 640

    آیدا خانم چه بازیگری بودی و پنهون میکردی..کلک نکنه رفتی پیش سورن برا آموزش؟

    ۵ ساعت پیش
  • ترنم

    در پارت 640

    الان مهران نمیتونه بره تهران چون فهمید آیدا ناراحت شده باید از دلش دربیاره😂

    ۵ ساعت پیش
  • ترنم

    در پارت 640

    آقا یعنی چی تو هر پارت ی غذای خوشمزه هس..فسنجون و عدس پلو و آبگوشت..رحم کن به ما آزاده هوس کردیم😄

    ۵ ساعت پیش
  • ترنم

    در پارت 641

    موندم چی بگم در مورد کار آیدا..اون تمام فکر و ذکرش مهرانه بالاخره اگه اینجوری نکنه بازم برا مهران دردسر میشه و اینکه کیا خیلی آیدا رو اذیت کرده تو دوران دوستیشون

    ۵ ساعت پیش
  • عاطی

    در پارت 641

    بچه ها آبگوشت ما نان سنگک شماها هم هوس کردین یا من... فقط دوم اینکه علت خاصی داره نویسنده محترم غذاهای خوشمزه نام میبره یانه اتفاقیه... 😬😅 بنظرم که قبل وعده ی ناهار کیانا محل رو به آیدا لو میده به همین برکت 😎😬

    ۲۱ ساعت پیش
  • فاطی

    در پارت 642

    امیدوارم لو بده هر چند کیانا خیلی خیلی مظلوم شد ولی خب داداشش قاتله کاریش نمیشه کرد💔

    ۲۱ ساعت پیش
  • عاطی

    در پارت 642

    لو میده ...همه به آیدا اعتماد دارند

    ۵ ساعت پیش
  • پانی

    در پارت 640

    من دارم کم کم از مهران عصبانی میشم خب چرا حسسو ب آیدا نمیگه من بی صبرانه منتظر اون موقع میمونم 🥹🫣

    ۵ ساعت پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.