خلاصه رمان نفس هایم
مهندس آرش بهمنش کارآفرین کارخانهی نساجی، جوان موفقیست که زندگی اجتماعی مستحکمی دارد. رقبا بارها سعی دارند او را حذف کنند اما هر بار شکست میخورند. اما مهمترین صدمه را کسی بهش وارد میکند که ۱۵ سال پیش با آرش عاشقانههای صورتی رنگی داشته است...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان نفس هایم - پارت 111
روز خیلی سردی بود. توی ماشین و کنار بخاری هم احساس سرما میکرد. نگاهی به خیابان و در دو لنگهی فیروزهای رنگ انداخت. هنوز بسته بود. اینبار نگاهش سمت آسمان رفت. ابرها روی سر شهر سایه انداخته بودند اما خبری از باران نبود. آسمان هم خساست میکرد. حوصلهاش سر رفت. داشبورد را باز کرد تا ببیند فلاشش ر...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 110
فصلنهم صدای دستگاهها همیشه جلوتر از صدای پرسنلِ خطها بود. وقتی هم توی چاله میرفت برای تعمیر قطعات، کورتر میشد. سرکارگر خط باید بالای سرش زانو میزد تا نیازش را برطرف کند. آخرین تکهی ابزار را که برگرداند، همراه با قطعهای از توی چاله بالا آمد و سراغ تقسیم کلیدها رفت. سرکارگر نیز به دنبا...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 109
نگاهها چرخی روی هم زد. انگار هر کدام از وجود دیگری تعجب کرده بود. فکر کردند آرش زود آمده است. به ساعت که نگاه کردند، از دیدن عدد ۸ و چهل دقیقه متعجب شدند. آرش در حال آویختن سوئیچ به جا کلیدی گفت: -خوش اومدید. نگفتی مهمون داریم بیشتر غذا بگیرم نفس. نفس از جا پرید و سمت پدرش رفت. یخها شکسته شد...
بروزرسانی در : ۲۰ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 108
نفس بلافاصله پرسید: -بگم با مامانم بودم خیال مامان انسی ناراحت میشه؟ مادربزرگ قبل از اینکه آذر جوابی بدهد، دستش را سمت دخترک کشید و رسا گفت: -بفرمایید! تحویل بگیرید. این زن نیومده، عقل هر دوتاشونو برده. آذر دوباره اخمآلود به مادرش نگاه کرد و با شماتت گفت: -بسه مامان! زنی که شوهر داره پسر تو رو ...
بروزرسانی در : ۲۶ روز پیش

الهه محمدی | نویسنده رمان
البته
۴ روز پیشم
در پارت 1111اه،اصلا دوست ندارم هیچی نفس گوگولیم به اون پژمان قزمیت بره 😠🤭🙏🏻
۵ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
😂😂
۴ روز پیششبنم
در پارت 1090نفس عشق عاشق اذاها وهوش ذکاوتشم
۲ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
دقیقا
۲ هفته پیشابرا
در پارت 1090چرا دیروز امروز پارت نیومده؟
۲ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
عزیزم عذرخواهی میکنم. پارتها آپ شد
۲ هفته پیشابرا
در پارت 1090من فکر میکنم که به خودتون رفته تا اون دایی الدنگش گناه داشت نفس یه کم می راستی زوق مادرش بکنه تعرفه کنه تخلیه بشه
۳ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
انشالله ذوق هم میکنه😂
۳ هفته پیشم
در پارت 1092ای بابا چکار دختر گلمون داری ناراحتش می کنی،خدا نکنه به پژمان رفته باشه،خب تو هم تعارف نکن بگو تا سیرتا پیاز دیدار با عشقتو برات توضیح بده 🤭🙏🏻😍
۳ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
دخترمون ترکیبی شده😄
۳ هفته پیشابرا
در پارت 1080من یه ضرب تا اینجا خوندم خیلی قشنگ بود قلمتون ماندگار عزیزم ولی طاقت منتظر موندن ندارم برای پارت بعدی انشالله زود به زود پارت بیاد
۳ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
باعث افتخار منه عزیزم. ❤️❤️❤️
۳ هفته پیشم
در پارت 1071خیلی عالی بود،نفس ناز دوست داشتنی،حالا باید دروغ بگه؟ آرش که بهشون گفته که کجا بوده 😍🙏🏻❤️
۴ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
عشق منه نفس. واقعا نفسم شده🥰❤️
۳ هفته پیشم
در پارت 1081باید بگم خدا از فکرت بشنوه،چقدر دوست دارم این سه تفر دوست داشتنی دور هم جمع بشن 😍🤭🙏🏻❤️
۴ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
منم عاشقشونم و عاشق شما مخاطبینی که اینقدر پایه هستید
۳ هفته پیشم
در پارت 1061این بدترین اشتباه و ظلمی بود که آرش درحق پردیس کرد،برای همین بهش حق می دم برای رفتن و ایندتاخیر،آرش غرور و اعتماد و شخصیتش رو شکست با اون *** 😔🙏🏻❤️
۱ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
هر دو دوران بدی رو داشتن 🥀
۱ ماه پیشم
در پارت 1051آخی،نفس گوگولی باهوش،باید بشینی مادرتو بزرگ کنی تا از پس اون دایی قزمیتت بربیاد 🥺🤭🙏🏻
۱ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
😂😂❤️
۱ ماه پیشم
در پارت 1041حالا خوبه خود آرشم بی گناه نبوده و پردیس گناهش از همه کمتر بود،حتی خودش و شوهرش بیشتر پردیس گناهکارن باز پیرزن اینطور دور برداشته تازه می دونه دل آرش هنوزم پیششه و هر روز می زننش توسرش این علاقه رو 😠🙏🏻
۱ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
😑😑
۱ ماه پیشم
در پارت 1031آخی،چقدر ناز و مهربونه نفس،فکر نمی کردم به این راحتی قبول کنه باهاش حرف بزنه 🥺🤗🙏🏻
۱ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
آره بچم. خانووووومه
۱ ماه پیشم
در پارت 1021بابا یکم در حد دیپلم حرف بزنید ما هم بفهمیم،پدرو دختر فرمولی حرف می زنن 🤩🙏🏻
۲ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
عاشقشونم😄
۲ ماه پیشم
در پارت 1011خدای من،تو دیگه چه نفسی هستی پردیس،این همه سال حتی یه بار امتحان نکردی به این خط زنگ بزنی ؟😠😮🙏🏻❤️
۲ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
نه😔
۲ ماه پیش

م
در پارت 1101همایونفر خیلی شانس آورده مهندس باهوش،زرنگ و با وجدان کاری بالا گیرش اومده ولی دیگه بیشتر از این نمی تونه فیض ببره،مثلا نامحسوس خواستگاریش کرد که نشد 😍🤭🙏🏻