دوست داشتی؟
رمان عاشقانه نفس هایم اثر الهه محمدی

رمان نفس هایم

  • 33.6K 👁
  • 131 ❤️
  • 105 💬

مهندس آرش بهمنش کارآفرین کارخانه‌ی نساجی، جوان موفقی‌ست که زندگی اجتماعی مستحکمی دارد. رقبا بارها سعی دارند او را حذف کنند اما هر بار شکست می‌خورند. اما مهمترین صدمه را کسی بهش وارد می‌کند که ۱۵ سال پیش با آرش عاشقانه‌های صورتی رنگی داشته است...

بیشتر...
میتونی این رمان رو با دریافت سکه از طریق دیدن تبلیغ، رایگان بخونی!!
دریافت سکه
هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

65
زمان ارسال این پارت

۴ روز ۵۷ دقیقه آینده

64
۲ روز پیش

63
۳ روز پیش

62
۹ روز پیش

2
۱۹۲ روز پیش

1
۱۹۲ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    در پارت 641

    خیلی عالی بود،امیدوارم عکسو پیدا کنه زود،حاصل تلاشای آرشو به باد نده فقط 👏👏👏🙏🏻🖤

    دیروز
  • م

    در پارت 601

    چقدر سخت می گیره به این بچه،خب صدبار امتحان کردی نشد،دست از سر این بردار دیگه،پدرش خودش آدم عاقل و بالغه 😮😠🙏🏻🖤

    ۲ هفته پیش
  • میم

    در پارت 591

    چه ایده های مسخره ای می ده،انگار عهد بوقه با حرف بچه ازدواج کنه،اون هنوز از عشقس نبریده که بخواد دوباره دل ببنده 😮😠🙏🏻🖤

    ۲ هفته پیش
  • م

    در پارت 581

    به همت خانم ساداتی بالاخره فهمید،این دفعه با چه بهونه ای میاد که دیگه فایده ای نداره😍🙏🏻💚

    ۳ هفته پیش
  • م

    در پارت 571

    چقدر در لفافه پرسید،مثلا قرار بود جوری بپرسه متوجه نشه،فقط مونده بود بهش بگه مادرت بود،که اونم اینجور که فکرش درگیر شد متوجه می شه 🤭😮🙏🏻🤍

    ۳ هفته پیش
  • م

    در پارت 561

    پردیس خانم برو دفعه بعد یه نقشه درست و حسابی بکش،بار اول و دوم که هر دو لو رفتی پیش آرش 😍🙏🏻🧡

    ۴ هفته پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    آرش بچم هم باهوشه هم چشم براه☺️

    ۴ هفته پیش
  • م

    در پارت 121

    تا اینجا خیلی عالی بود و جذاب، مطمئنم اینم مثل پرونده ناتمام و بی رویا خیلی قشنگه و البته خانوادگی و کاملا واقعی و ملموس 🙏🏻🧡🌹

    ۲ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهی‌تون. امیدوارم از نفس‌هایم هم لذت ببرید و بعدش بی‌رویا رو بخونید🥰🥀🫂

    ۱ ماه پیش
  • میم

    در پارت 121

    ممنون،بی رویا رو هم خوندم چند ماه قبل،عالی بود واقعا 🙏🏻💙

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    خیلی ممنون از همراهی‌تون. خدا رو شکر که دوست داشتید بی‌رویا رو

    ۴ هفته پیش
  • م

    در پارت 551

    جمعشون جمع بود،فقط خانم مهندس پردیسشون کم بود 🥺🙏🏻💚

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    آره واقعا

    ۴ هفته پیش
  • مریم گلی

    در پارت 311

    خیلی خیلی قشنگ مینویسی رمان رو الهه جان ،همراه با جدیت رمان ،طنز هم داره و رمان خشک نیست ،واین قابلیت نویسنده و تسلطش روی رمان رو می رسونه

    ۴ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    عزیزدلید. متشکرم

    ۱ ماه پیش
  • مریم گلی

    در پارت 311

    به شما نویسنده عزیز افتخار می کنم ،موفق باشی عزیزم ،وقلمت مانا

    ۴ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ممنونم مریم جان از محبتت و همراهی‌تون

    ۱ ماه پیش
  • مریم گلی

    در پارت 321

    بیچاره آرش هم دوست داره از پردیس بدونه هم می ترسه ازش اطلاعات جمع کنه ،یه نوع سر در گمی ،ممنونم نویسنده جان ،خیلی قشنگ مینویسی ،فقط اگه بشه روزهای پارت گذاری بیشتر بشه نور علی نور میشه ممنونم

    ۴ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزدلم از محبتتون و همراهی‌تون 🫂🥰

    ۱ ماه پیش
  • میم

    در پارت 211

    چرا اینقدر پیرمردو اذیت می کنه،به نظر آدم خوب و مهربونی میاد ولی چی بینشون هست؟ 🤔

    ۲ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    مشکلات عروس با خانواده‌ی همسر

    ۱ ماه پیش
  • م

    در پارت 281

    کاش زودتر می رسید ببینیم آذرخانم با کیا می گرده 😏

    ۲ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۱ ماه پیش
  • م

    در پارت 301

    هم پدر خوبیه هم برادر خوبیه،حواسش به همه چیز وهمه *** این خانواده هست،نمی دونم اون پژمان نکبت چرا ازش بدش میاد 😠😮

    ۲ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    چون می‌خواسته با یه ازدواج دیگه به خواسته‌های خودش برسه

    ۱ ماه پیش
  • م

    در پارت 341

    همایونفر خق داره اینقدر بهش اعتماد داره،واقعا براش مثل پسر می مونه🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    واقعا

    ۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.