خلاصه رمان معمایی نفس هایم
مهندس آرش بهمنش کارآفرین کارخانهی نساجی، جوان موفقیست که زندگی اجتماعی مستحکمی دارد. رقبا بارها سعی دارند او را حذف کنند اما هر بار شکست میخورند. اما مهمترین صدمه را کسی بهش وارد میکند که ۱۵ سال پیش با آرش عاشقانههای صورتی رنگی داشته است...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان نفس هایم - پارت 108
نفس بلافاصله پرسید: -بگم با مامانم بودم خیال مامان انسی ناراحت میشه؟ مادربزرگ قبل از اینکه آذر جوابی بدهد، دستش را سمت دخترک کشید و رسا گفت: -بفرمایید! تحویل بگیرید. این زن نیومده، عقل هر دوتاشونو برده. آذر دوباره اخمآلود به مادرش نگاه کرد و با شماتت گفت: -بسه مامان! زنی که شوهر داره پسر تو رو ...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 107
از کافه که بیرون آمدند، انرژی خفتهای زیر پوست هردویشان نشسته بود. پردیس دستهایش را توی جیب پالتویش کرد و به چشمان نفس زل زد. نگاهش، زیر آخرین نورهای در حال غروب خورشید، مانند دو گوی سوزان تنش را سوزاند. لبخندی زد و پرسید: -الان کجا بریم؟ نفس نگاهی به هوا انداخت و جواب داد: -دیگه بریم خونه. هوا...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 106
پردیس لبخندی زد و سر تکان داد: -تو دختر عاقلی هستی. مطمئنم راه پیشروت خیلی درخشانه. با اینکه زیر احساس در حال دست و پا زدنی، اما عاقلانه حرف میزنی. -پدربزرگمم میگه من خیلی عاقلم. -شنیدن این جمله از زبون امیرخان خیلی ارزش داره. ایشون خیلی سخت به آدمها امتیاز میدن. از چشمهای درشت شدهی پر...
بروزرسانی در : ۱۲ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 105
برای چندمین بار که گوشی را خاموش کرد و روی میز گذاشت، نفس مستقیم نگاهش کرد. چنگال را توی پاستا جا گذاشت و گفت: -زنگخور شما از بابام بیشتره که. -کسی با من کار نداره عزیزم. ایشون یه سیریش خونگیه؟ بابای شما شکر خدا پیشرفت کرده و حتما به خاطر کار باهاش تماس میگیرن. از لبخند مادرش و تعریفی که از پدر...
بروزرسانی در : ۱۳ روز پیش
م
در پارت 1071خیلی عالی بود،نفس ناز دوست داشتنی،حالا باید دروغ بگه؟ آرش که بهشون گفته که کجا بوده 😍🙏🏻❤️
۵ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
عشق منه نفس. واقعا نفسم شده🥰❤️
۳ روز پیشم
در پارت 1081باید بگم خدا از فکرت بشنوه،چقدر دوست دارم این سه تفر دوست داشتنی دور هم جمع بشن 😍🤭🙏🏻❤️
۵ روز پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
منم عاشقشونم و عاشق شما مخاطبینی که اینقدر پایه هستید
۳ روز پیشم
در پارت 1061این بدترین اشتباه و ظلمی بود که آرش درحق پردیس کرد،برای همین بهش حق می دم برای رفتن و ایندتاخیر،آرش غرور و اعتماد و شخصیتش رو شکست با اون *** 😔🙏🏻❤️
۲ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
هر دو دوران بدی رو داشتن 🥀
۲ هفته پیشم
در پارت 1051آخی،نفس گوگولی باهوش،باید بشینی مادرتو بزرگ کنی تا از پس اون دایی قزمیتت بربیاد 🥺🤭🙏🏻
۲ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
😂😂❤️
۲ هفته پیشم
در پارت 1041حالا خوبه خود آرشم بی گناه نبوده و پردیس گناهش از همه کمتر بود،حتی خودش و شوهرش بیشتر پردیس گناهکارن باز پیرزن اینطور دور برداشته تازه می دونه دل آرش هنوزم پیششه و هر روز می زننش توسرش این علاقه رو 😠🙏🏻
۳ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
😑😑
۳ هفته پیشم
در پارت 1031آخی،چقدر ناز و مهربونه نفس،فکر نمی کردم به این راحتی قبول کنه باهاش حرف بزنه 🥺🤗🙏🏻
۳ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
آره بچم. خانووووومه
۳ هفته پیشم
در پارت 1021بابا یکم در حد دیپلم حرف بزنید ما هم بفهمیم،پدرو دختر فرمولی حرف می زنن 🤩🙏🏻
۴ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
عاشقشونم😄
۴ هفته پیشم
در پارت 1011خدای من،تو دیگه چه نفسی هستی پردیس،این همه سال حتی یه بار امتحان نکردی به این خط زنگ بزنی ؟😠😮🙏🏻❤️
۴ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
نه😔
۴ هفته پیشم
در پارت 1001عجب دختریه،تا چند لحظه پیش در حال گره بودا،الان می خواد اینارو آشتی بده 😁🙏🏻
۱ ماه پیشم
در پارت 991آره دقیقا مثل آرش هم باهوشه هم مهربون 🥺🙏🏻
۱ ماه پیشم
در پارت 981ببینیم چه نقشه ای برای آرش داره،پدر دختریشون خیلی دوست داشتنیه،انگار این اختلاف سنی کم باعث شده خیلی کارا و رفتارای نفسو درک کنه 🤗🙏🏻🥰
۱ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
من عاشق این پدر و دخترم🤩
۱ ماه پیشم
در پارت 971اون برای خودش مشکلو پیدا کرده،نتیجه هم گرفته،جوابشم آمادست،دیگه هیچیو قبول نمی کنه،فقط این وسط آرش یه دور دیگه متلک بارون می شه 🙏🏻😔
۱ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
آرش منبع تیر و ترکشه از لحاظ عاطفی. بچم🥲
۱ ماه پیشم
در پارت 961خوبه میگه خدا اختیار داده تا راه و چاه رو نشون بدیم بعد می خواد امر فقط امر خودش باشه،بیچاره آرش از دست متلکهاش،تازه انتخابشم اشتباه نبوده 😠🤔🙏🏻💚
۲ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۲ ماه پیشم
در پارت 951ای بابا حالا که آرش از اشتباه دراومد نوبت نفس،دخترش کجا بود بیچاره هنوز اسیر پژمان نکبت 😠🥺🙏🏻
۲ ماه پیش

ابرا
در پارت 1080من یه ضرب تا اینجا خوندم خیلی قشنگ بود قلمتون ماندگار عزیزم ولی طاقت منتظر موندن ندارم برای پارت بعدی انشالله زود به زود پارت بیاد