هانا پسر تقلبی

به قلم حدیث

عاشقانه طنز کلکلی

دختری که تمام عمرش رو به عنوان پسر زندگی کرده تا نجابتش رو حفظ کنه غافل ازینکه...


1117
119,617 تعداد بازدید
681 تعداد نظر

تخمین مدت زمان مطالعه : ۱۲ ساعت و ۱۲ دقیقه


نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Hana:)

    ۱۵ ساله 00

    سلام اسم این رمان چیه که اسم دختره درسا بود و مجبور به ازدواج شده بود.بعدش درسا از خونه فرار میکنه و میره تو خونه ی یه پیرزن و پیرزنه یه نوه داشته به اسم ماکان که پلیسه درسا و ماکان باهم ازدواج میکنن

    ۲ هفته پیش
  • فاطی

    ۱۳ ساله 418

    از همون چند خط اولش معلوم بود خیلی چرته ادامش ندادم 🤮 راستی یه سوال اگه دختر خپدشو شبیح پسرا کنه میشه نجیم ؟😳🤮 خدایا بزرگیتو شکر دیگه تو پاشو برو به لطف یه اصکولای داریم حجابو نجابتو میشناسیم🤮🤮

    ۱ سال پیش
  • مصی

    81

    تو یکی ببند

    ۱ سال پیش
  • سلما

    01

    بعد جالب اینجاست که وقتی لباس دخترونه پوشید ماهان غیرتی میشه که موهاشو بپوشونه🫤

    ۴ ماه پیش
  • آنیسا

    ۲۵ ساله 01

    🖕🖕🖕🖕 شاتاپ بیب

    ۳ ماه پیش
  • ....

    00

    شما برو اول به درس و مدرسه ات برس سوادت بره بالا انقد غلط غلوط ننویسی که حداقل قابل خوندن باشه بعد بیا اینجوری در مورد اثر این بنده خدا که انقد زحمت کشیده نظر بده

    ۲ هفته پیش
  • Z.h

    ۱۸ ساله 00

    من این رمانو خیلی دوس داشتمممم مخصوصا هن ک جزو اولین رمانایی بود ک ۱۰۰ سال پیش خوندم 😭😭😭 تازه بعد اونم ی چند بار دیگه خوندمش ممنون از نویسنده ی عزیز🥰💖

    ۲ هفته پیش
  • zizi

    ۱۸ ساله 00

    عالیع

    ۱ ماه پیش
  • مبینا

    10

    خیلی عالی من چند بار این رمان رو خوندم ولی هیچوقت تکراری نمیشه برام دم نویسنده گرم

    ۱ ماه پیش
  • کوثر

    00

    خیلی عالی بود واقعا دستتون درد نکنه یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم فقط ببخشید این رمان فصل۲ هم داره؟

    ۵ ماه پیش
  • 00

    عالی بود کاش تموم نمی شد ─────────ೋღ 🌺 ღೋ───────── فقط آخرش هل هلی تموم شد و اشاره ای به مادر ماهان و آیناز نشد

    ۲ ماه پیش
  • آفتاب

    ۱۷ ساله 00

    الان قسمت۱۱ رو داشتم میخوندم یه چیزی که از اول رمان خیلی ذهنمو مشغول کرده نویسنده اصلا هیچ اشاره ای به مادر ایناز و برادرش نکرده یعنی هیچ اشاره ای معلوم نیست مادر دارن ندارن زندس مردا

    ۳ ماه پیش
  • Meli

    70

    رمان خوبی بود ولی ایکاش یهو نمیرفت دوسال بعد خوب بود شب عروسیشونو بذارن

    ۱۱ ماه پیش
  • bita

    11

    اره بخدا یهوی زد تو ذوق البته ژکم طولانی شد بود ولی کاش بعضی جا شل نمیگرفت نویسند

    ۸ ماه پیش
  • سلما

    02

    افسانه ها میگن عموش هنوز داره داستانشو میگه 😂🫡

    ۴ ماه پیش
  • Tati

    ۰۰ ساله 10

    خب اول از مهم سپاس واسه رمانت چه خوب چه بد براش زحمت کشیدید ولی واقعا آخرش چرا اینطوری شد حالا اون هیچی او دو حرف لاتین .. رازش چی بود؟!

    ۴ ماه پیش
  • آسو

    ۱۶ ساله 00

    سلام ،مرسی از رمان خوبتون ،عالی بود🌹 اما مادر ماهان و ایناز کی بود؟داخل رمان حرفی از اون زده نشده

    ۴ ماه پیش
  • سلما

    20

    اخرش عین فیلمای ایرانی بی سرو ته تموم شد 🫤

    ۴ ماه پیش
  • مهرداد

    ۱۹ ساله 01

    خیلی چرت بود دختره از خونه فرار می کنه از دست دستمالی ها مهرداد در امان بمونه اما اهورا و ماهان بیشتر دسمالیش میکنن

    ۴ ماه پیش
  • مهری

    ۳۵ ساله 20

    عالی بود کیف کردم دست نویسنده ش طلا تکراری نبود

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    ۱۹ ساله 00

    رمان قشنگی بود. ولی خیلی زود به آخر رسید یهویی شد

    ۴ ماه پیش
  • فریبا

    ۲۸ ساله 00

    خوب بود.ولی منکه توش طنزی ندیدم.اگه رمان طنز میخواید سرکار خانم وروجک رو بخونید.

    ۴ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.