خلاصه رمان عاشقانه رسپینا
خاندختی که برای تحصیل به خارج از کشور میرد و درآنجا با دشمن خونی اش آشنا میشود. ماجرا آنجا شروع میشود که برای دیدن خانواده اش به روستایشان برمیگردد. اما دیگر چیزی سر جایش نیست. سرنوشتی که قبل از ورود او به روستایش برایش نوشته شده است. آیا میتواند این سرنوشت را عوض کند یا فقط سر خم میکند. او از خاکستر هایش دوباره متولد میشود و افسانه ی ققنوس را به واقعیت تبدیل میکند. به زیبایی پاییز به زیبایی ققنوس، رسپینا
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان رسپینا - پارت 77
ماشین با صدای خرچخرچ لاستیکا رو جادهی خاکی جلو میرفت. صدای خشخش برگای خشک زیر چرخ، یه جوری بود که انگار طبیعتم میخواست هشدار بده. تایماز ساکت بود. دستاشو مشت کرده بود و زل زده بود به جلو. حس میکردم یه چیزی تو دلش داره قلقل میزنه. یه چیزی که سالها سرکوب شده، حالا داشت بالا میاومد. – تا...
بروزرسانی در : ۳۷۶ روز پیش
-
رمان رسپینا - پارت 76
چشمم به کلبهی نیمهسوخته افتاد، همان تکهای از خاطره که مثل زخمی عمیق وسط سبزی این زمین آرام گرفته بود. نگاهم از شعلههای فراموششدهی کلبه گذشت و روی صورت تایماز نشست... اخم داشت، ولی نه از جنس غرور. اخمش از جنسی بود که از دل آدم میجوشه، وقتی یه درد قدیمی دوباره زنده میشه. چشمانش به نقطهای ...
بروزرسانی در : ۳۷۹ روز پیش
-
رمان رسپینا - پارت 75
من اینطور نمیخواستم. نمیخواستم این روزهای آخر را با دلخوری بگذرانیم. بیمیل چند لقمه از صبحانهام را خوردم. نان شیرین، مثل همیشه خوشمزه بود، ولی ته مزهی تلخی داشت. شاید تقصیر من بود، شاید هم نه. بعد از تمام شدن صبحانه، تایماز دستمالش را روی میز گذاشت و به صندلیاش تکیه داد. نگاهش را به من د...
بروزرسانی در : ۳۸۳ روز پیش
-
رمان رسپینا - پارت 74
-به همه ثابت میکنم که لقب دادستان خرابکار چرت و پرت بیاساسی بیش نیست. بعد از خداحافظی گوشی را قطع کردم و روی پاتختی گذاشتم. دستی به صورتم کشیدم. صدای قلبم را میشنیدم. رفتنم قطعی شده بود. حالا فقط باید به تایماز بگویم… با اعصابی درهم و ذهنی پر از آشفتگی از تخت بلند شدم. کف پاهایم که روی زمین...
بروزرسانی در : ۳۸۶ روز پیش

زهرا خزائی | نویسنده رمان
مرسی ازت گلم
۲ ماه پیشکریمی
0میخواهم عضو رمان رسپینا از خانم زهرا خزایی شوم با تشکر
۶ ماه پیشمهوا
در پارت 61خوبه تازه شروع به خوندن کردم اطلاعات زیادی ندارم از رمان
۱۰ ماه پیشمینا
در پارت 120زیبا بود ومتفاوت
۱۰ ماه پیشمهناز
در پارت 10فعلا که پارت اول خوبه
۱ سال پیشرضایی
در پارت 130بله داستان جالب و شنیدنی است
۱ سال پیشکریمی رضایی
در پارت 60خیلی رمان زیباییست با داستانهای دیگر خون بسی فرق میکند با تشکر از نویسنده محترم
۱ سال پیشکریمی رضایی
در پارت 111با وجودی که خانم خزایی مرا بدون کد عضو رمان رسپینا کردند با پرداخت ۴۹ هزار تومان واریزی در پارت ۱۳ از من کد عضویت میخواهد چکار کنم
۱ سال پیشکریمی رضایی
در پارت 70بله حتما توصیه میکنم
۱ سال پیشکریمی
در پارت 20انگیزه ادامه دادن به رمان را ایجاد میکند
۱ سال پیشرضایی
در پارت 110سلام رمان جالبی است قلم نویسنده بسیار عالی و جذب کننده است
۱ سال پیشرضایی
در پارت 110سلام رمان جالبی است قلم نویسنده بسیار عالی و جذب کننده است
۱ سال پیشزهراموسوی
در پارت 110عالیه رمان قشنگیه
۱ سال پیشاستان زیبا است
در پارت 40داستان زیبای است
۱ سال پیشچرا این رمان نوشتی
در پارت 40رمان جالبی من عاشق رمان های اربابی هستم خیلی علاقه زیادی به رمان دارم
۱ سال پیش

المیرا حسین زادا
0دوسش داشتم عالیه اربابی و طنز