پارت هفتاد و چهارم :

-به همه ثابت می‌کنم که لقب دادستان خرابکار چرت و پرت بی‌اساسی بیش نیست.
بعد از خداحافظی گوشی را قطع کردم و روی پاتختی گذاشتم. دستی به صورتم کشیدم. صدای قلبم را می‌شنیدم.
رفتنم قطعی شده بود. حالا فقط باید به تایماز بگویم…
با اعصابی درهم و ذهنی پر از آشفتگی از تخت بلند شدم. کف پاهایم که روی زمین سرد اتاق قرار گرفت، انگار سرمایی از قلبم گذشت. دستی میان موهایم کشیدم و نفس عمیقی گر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!