پارت شانزده :



کایلا هنوز روی زمین نشسته بود.
دستش از درد می‌سوخت و جای انگشت‌های رهاب روی یقه‌ی مانتوش مونده بود.

اشک از گوشه‌ی چشمش پایین می‌اومد، اما دیگه صدایی از گریه‌ش درنمی‌اومد.

رهاب درست بالای سرش ایستاده بود.
نفس‌هاش هنوز محکم بود.
مشت‌هاش اون‌قدر گره خورده بودن که بند انگشتاش سفید شده بود.

چند ثانیه فقط به کایلا خیره موند.
بعد آروم خم شد و کایل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کایلا در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت کایلا
تصویر شخصیت رهاب در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رهاب
تصویر شخصیت رساوین در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رساوین
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!