پارت چهارده :
تمام مسیر برگشت سکوت، بینشون نشسته بود.نه کایلا جرئت داشت حرفی بزنه نه رهاب انگار حوصلهی شنیدن صداش رو داشت.
ماشین جلوی ساختمون خونه شون ایستاد.
رهاب بدون اینکه منتظر کایلا بمونه، پیاده شد.
درِ ماشین رو محکم بست و با قدمهای بلند سمت ورودی رفت.
کایلا هم آروم دنبالش راه افتاد و کلید توی قفل چرخید.
رهاب در رو باز کرد و وارد خونه شد.
هنوز کایلا قدم اولش ر
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
