خلاصه رمان آشتی جلد دوم
آشتی که درزندگی زناشویی از همسرش محبتی ندید بعداز مرگ همسرش هم با مشکلات زیادی روبه روشد ومی بایست بایکی از مردان فامیل همسرش ازدواج میکرد تا فرزندی راکه باردار بود بی پدر نماند بالاجبار عموی همسرش راقبول میکند ودرست زمانی که به او دل میبندد همسرش زنده برمی گردد...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان آشتی جلد دوم - پارت 29
ـ آشتی زود باش، دیر کنی خودم میام بغلت می کنم و میارمت. با این جمله هیمن خاطرات گذشته جلوی چشمانش زنده شد. زمانی آروین وقتی قرار بود یبه استقبال هیمن بروند جمله ای مشابه این را به او گفته بود با این تفاوت که.... (آشتی زود باش اگه دیر کنی باید با آژانس بیای) اما حالا هیمن واقعاً به حرفش...
بروزرسانی در : ۵۱۹ روز پیش
-
رمان آشتی جلد دوم - پارت 28
هیمن لباس های زنانه را نشان آشتی داد و آشتی با سلیقه و ذوق لباس ها را تن مانکن می کرد ونظر هیمن را میپرسید . با زیاد شدن مشتری ها یک سری از خریدار ها از آشتی برای خرید راهنمایی خواستند. هیمن با اینکه سرش شلوغ بود اما هوای آشتی را داشت که اگر خسته و کلافه شد به کمکش برود اما آشتی از کارش...
بروزرسانی در : ۵۱۹ روز پیش
-
رمان آشتی جلد دوم - پارت 27
آشتی سینی چای را روی میز گذاشت و کنار ش نشست. - بذار ببینم اگه خیلی سخت نباشه، برات انجام میدم. - اگه بتونی که خیلی خوب میشه. - بهم بگو باید چیکار کنم؟ - قیمت اجناسی که تویه روز فروش رفتن و از قیمت اصلی کم کن، ببینم چقدر برام میمونه. - اینها لیست فروش امروزته،درسته؟ - آره . -من الان حس...
بروزرسانی در : ۵۱۹ روز پیش
-
رمان آشتی جلد دوم - پارت 26
آشتی دست هیمن را رها نکرد و محکمتر گرفت . - من می خوام بدونم دلیل این حال بد چیه؟ - انگار تا ندونی دستمو ول نمیکنی؟! هیمن با لبخند این حرف را زد و آشتی هم با لبخند (نچی)گفت. - امروز آراز اومده بود مغازه. آشتی دست هیمن را رها کرد و آرام به صورت خودش زد. - ای وای. - نزن خودتو، چیزی نشده ک...
بروزرسانی در : ۵۱۹ روز پیش
سلام عزیزم رمانهای
در پارت 290سلام عزیزم رمان های شما خیلی قشنگ وجالب امیدوارم همیشه موفق باشید دوست دارم رمان های بیشتری بخونم ولی بودجه ام اجازه نمیده
۴ ماه پیشمهدیه
8بابا من عاشق رمانت شدمممم حالا نمیشد این جلد هم رایگان باشههه😭😭😭
۴ ماه پیشنگین
در پارت 70چرا این ادم نمیشه هیچوقت
۶ ماه پیشسحر
در پارت 290قشنگ بود ، قلمتون مانا من داستان هایی که آخرش سرانجام داره دوست دارم، این داستان هم همون جوری بود که دوست دارم
۷ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون سحر جان
۷ ماه پیشتبسم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
تبسم
در پارت 90رمان عالی میشه کد عضویت بدین
۷ ماه پیشآرزو
در پارت 90کاش نقشه باشه که با هم فرار کنن. گور بابای حرفای مردم
۸ ماه پیشرقیه
در پارت 51حس میکنم آروین این دوتارو به هم میرسونه
۱ سال پیشHelia
در پارت 50نویسنده برای رمان زحمت کشیده حق داره به خاطر زمانی که میزاره پول بگیره اگر الان یه کتاب بود هم همین رو میگفتی
۱ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون ازهلیای عزیز
۱ سال پیشHelia
در پارت 50ممنونم از شما به خاطر رمان زیباتون البته من هنوز وقت نکردم فصل اول رو بخونم ولی حتما میخونم❤️🫀
۱ سال پیشHelia
در پارت 50♥️❤️♥️❤️♥️❤️
۸ ماه پیشHelia
در پارت 50ببخشید جواب اون پیام رو اشتباهی برای شما ریپلای زدم
۱ سال پیشHelia
در پارت 50ببخشید به اشتباه برای شما ریپلای زدم
۱ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
خواهش میکنم هلیا😍
۱ سال پیشHelia
در پارت 50ممنونم❤️♥️
۱ سال پیشHelia
در پارت 50ممنون از شما بابت رمان زیباتون♥️❤️
۸ ماه پیشVaji
0سلام عزیزم ممنون بابت پارت های هدیه ولی شاملvip ها نشده بود گفتم یاد آوری کنم🫣🤗
۸ ماه پیشVaji
0سلام خدمت نویسنده عزیز لطف کنید به مناسبت شب یلدا رمان های vip رو یک پارت هدیه بگذارید🙏
۸ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
بله حتما انشالله فرداشب اگه باز یادم نره😅
۸ ماه پیشاسما
0سلام نویسنده جان خسته نباشی گلم میگم شرمنده من فصل دوم آشتیو کامل خوندم الان بعد چند وقت اومدم دوباره بخونم دید۱م سکه ای شده چیکار کنم الان
۹ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
سلام گلی حتما به پشتیبانی پیام بده
۹ ماه پیشرقیه
0سلام عزیزم چرا پارت نمیزارید آخه حیف این رمانها قشنگ خوانده نشه
۱۰ ماه پیشآمنه
در پارت 60واقعا هم وراج شده حالا اومده انگار چه تحفه ای هست که میخواد از آشتی روی خوش ببینه
۱۱ ماه پیشفاطمه
در پارت 10نه .زیاد اهل فیلم نیستم
۱۲ ماه پیش

پرنیا
0بهترین رمانی بودم ک خوندم منونم از نویسنده ک اینقدر عالی نوشتن موفق باشین❤️