پارت بیست و نهم :


ـ آشتی زود باش، دیر کنی خودم میام بغلت می کنم و میارمت.
با این جمله هیمن خاطرات گذشته جلوی چشمانش زنده شد.
زمانی آروین وقتی قرار بود یبه استقبال هیمن بروند جمله ای مشابه این را به او گفته بود با این
تفاوت که....
(آشتی زود باش اگه دیر کنی باید با آژانس بیای)
اما حالا هیمن واقعاً به حرفش عمل کرد.می خواست بغلش کند اما آشتی ممانعت کرد.
- نکن مرد، دیسک کمر داری ...بیچاره

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سلام عزیزم رمان‌های

    0

    سلام عزیزم رمان های شما خیلی قشنگ وجالب امیدوارم همیشه موفق باشید دوست دارم رمان های بیشتری بخونم ولی بودجه ام اجازه نمیده

    ۴ ماه پیش
  • سحر

    0

    قشنگ بود ، قلمتون مانا من داستان هایی که آخرش سرانجام داره دوست دارم، این داستان هم همون جوری بود که دوست دارم

    ۷ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون سحر جان

    ۷ ماه پیش
  • شبنم

    0

    عالی بود خسته نباشید وقلمتون مانا منتظر رمانهای خوبتون همیشه هستیم💖🙏🏻

    ۱ سال پیش
  • هانیه

    0

    گلم رومان خیلی قشنگی بود شاید برای بقیه که این رومان خوندن این رومان یه داستان باشه اما برای من اشتی یه زندگی بود با این تفاوت که اروینی دیگر زنده نشدشاید باورتون نشه اما این زندگی خواهرم بود ممنون عزیز دلم که به من اجازه دادی این رمان بخونم موفق وسربلند باشی گلم قلمت مانا

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون ازتوهانیه عزیزم وواقعا باورم نمیشه که زندگی خواهرت مثل آشتی بوده

    ۱ سال پیش
  • هانیه

    0

    شاید باورتون نشه اما شمانویسنده های عزیزکه رمان مینویسیده شاید برای شما داستان باشه اما بیاد فک کنیم اون داستان میتونه یک زندگی واقعی باشه

    ۱ سال پیش
  • ۰۰۰۰۰۰

    0

    چرا رمان رو اشتباه مینویسی رمان اینشکلی نوشته میشه

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    0

    سلام خسته نباشید رمان قشنگ و بدون حاشیه ای بود ممنون

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون عزیزدلم ستاره

    ۱ سال پیش
  • م

    2

    خیلی خوب،مفید ومختصر ،بالاخره آشتی وهیمن هم به آرامش وخوشبختی رسیدن وبچه های خوبیم تربیت کردن،خسته نباشی نویسنده جان

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم

    ۱ سال پیش
  • سیمین

    2

    خیلی خوب بود رمان هات خیلی عالی هست

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون سیمین قشنگم

    ۱ سال پیش
  • رقیه

    2

    عالی بود سعیده جون با رمانت گریه کردیم خندیدیم خوشحالم به خوبی وخوشی تموم شد

    ۱ سال پیش
کپی شد!