خلاصه رمان عاشقانه سرمه چشمان هامین
سرمه بعد از اینکه از دست فرخ نجات پیدا میکنه توسط هامین دراتاقی زندانی میشه وحالا باید به هامین ثابت کند که تقصیری ندارد و بی گناه است وآینده اش به این مساله بستگی دارد،دراین حین که سرمه مشغول اثبات بی گناهیش است خاطراتی از گذشته رابیاد میاورد.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان سرمه چشمان هامین - پارت 63
اما من دیگر به حرف هایش اهمیتی نمی دادم، دیگران هم نمی دادند چرا که از اصل قضیه با خبر بودند، اینکه هامین به پیشنهاد من مادرش را به این خانه بازگرداند. درست است که دل خوشی از ملیحه خانم نداشتم اما هر چه بود، مادر هامین بود و همه ی گفته هایش در مورد من حقیقت داشت، فقط نمی خواست سرمه ی جدید و پشیم...
بروزرسانی در : ۳۳۲ روز پیش
-
رمان سرمه چشمان هامین - پارت 62
ـ باید با البرز روبه رو بشم، باید ازش بپرسم چرا این کار و با من کرد؟ ـ همش به خاطر پول بود. هامین سوالی نگاهم می کند. ـ اون همه ابراز علاقه همه اش دروغ بود، می دونست من عشق خارج رفتنم، زیر پام نشست تا مهریه امو ازت بگیرم و بهم قول داد با هم می ریم خارج. الانم اومده بود فقط می پرسید یادم میاد س...
بروزرسانی در : ۳۳۳ روز پیش
-
رمان سرمه چشمان هامین - پارت 61
سرم را میان دستانم می گیرم و فریاد می زنم. ـ دقیق یادم نیست، ولم می کنی یا نه؟؟؟؟ البرز حسابی ترسیده است، مدام پذیرایی را نگاه می کند تا چیکا بیدار نشود. ـ باشه، باشه داد نزن چیکا بیدار میشه. ـ برو، البرز تنهام بزار حالم خوب نیست، یادم اومد زنگ میزنم آدرسو بهت میگم. البرز که حال خرابم را می ...
بروزرسانی در : ۳۳۴ روز پیش
-
رمان سرمه چشمان هامین - پارت 60
هزاران فکر به یک باره به ذهنم هجوم می آورند. ( من برای چه باید برای البرز فندک می خرید؟ ) ( اصلا چرا من برای البرز هدیه گرفته بودم؟ ) ( و اینکه دلیل این تغییر 180 درجه ای البرز چه بود؟ ) البرز فندک را روی میز به سمت من هل می دهد. ـ برش دار، شاید یه چیزایی یادت بیاد. با بدبینی به البرز نگاهی...
بروزرسانی در : ۳۳۵ روز پیش
سحر
در پارت 630خیلی قشنگ بود ، هر دو کتاب رو خوندم، قلمتون مانا
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون سحرجان رمانهای دیگم هم داخل دنیای رمان موجوده دوست داشتی اوناروهم بخون
۲ ماه پیششیرین
در پارت 630واقعا عالی بود 😍😍 از نویسنده واقعا ممنونم با این اثری که خلق کردن🙏❤️
۲ ماه پیشآمنه
در پارت 90عالی عالی عالی زن به محبت خیلی نیاز داره وحتی دوای بعضی دردوبیماری ها همین حرفها ومحبتهای کوچیک هست
۱۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
بله آمنه جانم
۱۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
پی دی اف نداره پارتهابرات بازمیشه همینجا
۲ ماه پیشزهره
در پارت 630رمان قشنگی بود ولی خدایی بخشش خیانت چه از جانب مرد چه زن دل دریایی میخواد
۳ ماه پیشزهرا
در پارت 340چرا پارت ها اینهمه کمه آخه اینهمه سکه میدیم تا میایم بخونیم تموم میشه
۳ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
زهرا کل رمانو به یکباره خریداری کن تابرات بصرفه باشه
۳ ماه پیشفاطی
در پارت 92کاش رمان رایگان بود
۳ ماه پیشساناز
0وای کاش کد عضویت داشتم میمیرم من اخر😭
۴ ماه پیششیوا
0سلام عزیزم جلد اول بسیار عالی و این جلد هم خوبه به نظر اما چون قفل و هزینه ای هست متاسفانه امکان ادامه دادن نیست قلم خیلی خوبی دارید من دارم تقریباً تمام آثار تون در دنیای رمان مطالعه میکنم موفق و سربلند باشید به امید رمان های رایگان بیشتر 😁😉😉
۴ ماه پیشزهرا
1من تازه سکه گرفتم برا اولین بار پارت ۸ گفت ۸۰۰ سکه دادم دوباره ۹ هم گفت ۸۰۰ سکه یعنی هر پارت من باید ۸۰۰ تا سکه بدم؟
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
اره قشنگم میتونی یدفعه کل رمانو خریداری کنی اونجوری برات بصرفه تره
۴ ماه پیشفرزانه
0لطفا منو عضو کنیدخیلی وقته منتظر پشتیبانی هستم،تا ی شماره کارت بده قبلی محدودیت تراکنش داشت
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
عضویرقشنگم
۴ ماه پیشسمیرا
در پارت 630سلام عزیزم رمانتون خیلی قشنگ بود ممنونم از شما انشالله همیشه موفق باشید 🙏🙏🙏❤️❤️❤️
۵ ماه پیشنرگس
در پارت 71کی پارت هشت باز می شده من دارم دیونه می شم بقیه اش رو بخونم
۸ ماه پیشنرگس
در پارت 71وای خیلی خوب بود من خیلی هیجان زده شدم خیلی ممنون برای پارت هدیه گلی گلی قلم مانا😘
۸ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
🥰
۸ ماه پیشرقیه
3سلام آخه رمان به این قشنگی حیف خوانده نشه لطف کنیدرایگان بزارید دمتون گرم
۸ ماه پیش

مامان عسل
در پارت 630خدا قوت سعیده جان عزیز . رمان هات واقعا عالین، من که لذت بردم از خواندن رمان هایت .دست مریزاد موفق و موید باشید 🙏🌺