رمان شکار او
- به قلم حدیث افشارمهر
- 157 پارت
- تمام شده
- 699.6K 👁
- 4.4K ❤️
- 5.4K 💬
الیسا نامه های مشکوکی پیدا میکنه. نامه هایی که با رد خون اسمش بارها و بارها روی کاغذ نقش و نگار شده. دائم احساس میکنه که در حال تعقیبه این که یه نفر همیشه حواسش به اونه و حتی صداش رو می شنوه. از اینکه نزدیک پنجره بشه میترسه چون هر وقت بیرون رو نگاه میکنه توی اون تاریکی شب شخصی رو میبینه که همیشه نگاهش به خونشه! و حواس اون تا ابد پی الیسا میگرده. نه اسم داره و نه هویت اما تمام اطلاعات الیسا رو داره. بهش پیامک میده حسابش رو پر و خالی میکنه و حتی میدونه قدم به قدم الیسا به کجا ختم میشه! اون شکارچی کیه که فقط شب ها پیداش میشه همه رو زیر داره و بازی خطرناکی رو با پنج نفر شروع کرده. بازی که از جنس خون و انتقامه. بازی که در نهایت به یه ضیافت ختم میشه ضیافتی که فقط یک نفر از اون جون سالم بدر میبره. شکارچی بعد از پنج ماه از راه رسیده، و قراره یکی یکی خون همه رو بمکه. اون کیه؟ و چرا همه چیز به اون شکارچی تاریکی می رسه؟
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.

حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
بله خیلی زیاد
۶ روز پیشسایا
در پارت 630نویسنده من فکر کنم متوجه شدم چرا یه سری چیزا تغییر می کنه فکر کنم از اول تمام داستان و تمام جزییات برات توی ذهنت تثبیت نشده بوده و موقع نوشتن یه سری جزییات رو در روند داستان تغییر دادی که باعث شده با چیزایی که نوشته بودی یه نمه متفاوت بزنه
۱ هفته پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
این توی نوشتن یک رمان کاملا طبیعیه من بارها هم گفتم رمان ویرایش نشدست نسخه ویرایش نشده پر از این سوتی ها و ناپختگی هاست.
۱ هفته پیشسایا
در پارت 630عه من اولین بار بود که قلمت رو خوندم تا به نشده بود نمی دونستم🙂
۱ هفته پیشسایا
در پارت 870ولی آخر سر نفهمیدم الیسا می رفت دانشگاه و رویای گالری و نقاش رو داشت یا اینکه توی شرکت کار میکرد؟
۱ هفته پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
الیسا قدیم توی یه شرکت کار میکرد رویاش گالری نقاشی شدن بود و الانم دانشجو
۱ هفته پیشسایا
در پارت 150من دیوونه شدم آخه کجا اینا همچین پیامک بازی داشتن توی این ۱۵ پارت؟ کی هانتر بهش گفت دوست پسر داری؟ کی این عاشق پیامک بازیشون شد؟ وای😭😭
۱ هفته پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
عزیزم رمان داره با این موضوع پیش میره ک این چیزا یادش میاد اینا توی گذشتن ب مرور هی یاداوری میکنه
۱ هفته پیشسایا
در پارت 530که براش دوستای اجباری هستن و رفتارش باهاشون خیلی صمیمی نبود، اوایل رو خیلی تند پیش اومدی و خیلی چیزا هی تغییر کردن، مثلاً یه جا فرید شد نوید و... منظورم اینه از اول همه چی منظم و ساختاریافته و مشخص باشه امیدوارم تونسته باشم منظورم رو رسونده باشم
۱ هفته پیشسایا
در پارت 530نویسنده جون من یه نقدی دارم اگه بعداً ادیتی خواستی رو رمان انجام بدی لطفاً از همون اول با ساختار مشخص پیش برو مثلاً برای من خواننده خیلی درز و شکاف تا الان به وجود اومده، مثلاً اینکه تا قبل این چند پارت آخری تا الان، پیوندی دوستی اینا محکم نبود از نظر الیسا، چون خودش توی پارت های اول گفت
۱ هفته پیشسایا
در پارت 520نویسنده جون هر چی جلوتر رفت قلمت ثبات بیشتری پیدا کرد
۱ هفته پیشریحانه
در پارت 164قاعدتا نباید دلم برا هانتر میسوخت..
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
میریم جلوتر بیشتر هم دلمون میسوزه
۲ سال پیشسایا
در پارت 60رمان قشنگیه اولش فکر کردم خارجیه ولی ایرانی بود، از طرفی خونه های ایرانی مگه جنگلی هستن؟ باعث میشه گیج شم
۱ هفته پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
خونه ی این توی محله جدا و دور افتادست
۱ هفته پیشسایا
در پارت 70بابا این جا ایرانه یا نه اینا ایرانین دیگه.... ورا انقدر گیج میشم
۱ هفته پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
بله دیگه
۱ هفته پیشنادری
در پارت 1570سلام خیلی رمانتون عالی بود بسیار زیرکانه و کاربلد و حساب شده این قصه تمام شد حتی یک لحظه قابل پیش بینی نبود و بهتون تبریک میگم امید به اینکه همیشه بدرخشید ممنونم ازتون ....
۲ هفته پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
مرسییییی عزیزم🥹❤️🫶🏻
۲ هفته پیشnaz
در پارت 1570من رمانای زیادی توی این برنامه خوندم اما این از همه ی رمانایی که توی این برنامه خوندم کامل تر و قشنگتر بود. ممنونم
۲ هفته پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
داشتن نگاهت، افتخاره عزیزم ❤️ خوشحالم که خوشت اومد عزیزم.
۲ هفته پیش؟..
در پارت 100من هانتر رو می خوام😠
۲ هفته پیش.......
در پارت 90هانتر و الیسا خیلی بهم میان🫶
۲ هفته پیشهانتر و الیسا
در پارت 90زوج خوبی هستند
۲ هفته پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده Hadisafsharmehr@ -
آیدی تلگرامی نویسنده hadisafsharmehrr@ -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
-
شیاطین مقدس ژانر : #عاشقانه #هیجانی #معمایی #دارک رومنس
-
یک غریبه ژانر : #عاشقانه #معمایی #مافیایی
-
لرد تاریکی ژانر : #عاشقانه #تخیلی #هیجانی
-
شکار او ژانر : #عاشقانه #هیجانی #معمایی
-
جوخه بیوه ها ژانر : #عاشقانه #هیجانی #اکشن
-
مادمازل ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
-
بلاک کد ژانر : #رازآلود #هیجانی #معمایی #روانشناختی
-
قلمرو رز ژانر : #عاشقانه #هیجانی #مافیایی
Rose
0سلام ، رمان عاشقانه هم هست؟