خلاصه رمان اراذل اوباش
خانواده ی شیخی که پسرانش گنده لات یک محل هستند وتقریبا کل محل را دردست دارند برای استقبال از پسربزرگشان که به جرم قاچاق موادمخدر در زندان کشور ونزوئلا ده سال حبس کشیده است می روند ودراین بین زنداداش کوچکترش اصلا به فرودگاه نمی رود واین شروع ماجرایی می شود که گنده لاتهای محل با زن های درون خانواده شان دارند.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان اراذل اوباش - پارت 77
-تازه فهمیدم ادم سمی ازدواج های قبلی هم من بودم! شکوه خاک بر سری حواله اش می کند. -اون وقت پیر ما رو درآورده بودی هر بار با قهر کردن ها و طلاق گرفتنت. -چیکار کنم مادر انگار اون قسمت منطقی مغزم به طور کل خاموش شده بود و توی همه ی موارد حقو به خودم می دادم، از خودم یه آدم مظلوم ساخته بودم که تموم ...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان اراذل اوباش - پارت 76
شکوه در یک حرکت انتحاری به سمت عطا می دود و سرش را می بوسد. -الهی مادرت بمیره که اونجوری توی معصوم رو می زدم. عطا خدانکنه ای می گوید و با غافلگیری به مادرش که در حال نوازش اوست نگاه می کند و من از دور برای او و شکوه قلبی می فرستم. به آشپزخانه می روم و شکوفه را در حالی که به بیرون خیره شده است، می...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان اراذل اوباش - پارت 75
فرناز که از درد به خودت می پیچید اعلا با نوچه هایش سوار ماشین می شود و می رود. هیچ کدام از اهالی محل برای کمک کردن به فرناز جلو نمی آیند و کم کم متفرق می شوند. فرناز که سر پا می ایستد، نزدیک ما می شود و ملتمسانه نگاهمان می کند. -توروخدا بهم یه سر پناه بدید از همه جا رونده و مونده شدم. منتظرم ببی...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
-
رمان اراذل اوباش - پارت 74
-به صنم خانوم، همون طور که سر منو شیره مالیدی، می خوای برادرمو هم بدبخت کنی؟ عطا خودش را کامل جلوی من می کشد تا با اعلا چشم در چشم نباشم و بعد بدون اینکه به اعلا دست بزند، فقط با قدم برداشتن به سمتش او را وادار می کند چند قدم به عقب بردارد. -اونی که صد میلیون از صنم قرض گرفت و پس نداد تو بودی، ...
بروزرسانی در : ۱۳ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 1 پارت از رمان جمعهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
م
در پارت 472به این اعلا عوضی کثیف نمیاد برادر عطا باشه،به نظرم اون زندانم به جای اعلا تاوان پس داده،خلاف به عطا اصلا نمیاد 😡🙏🏻
۳ روز پیشم
در پارت 472وای شکوه،شکوه،شکوه فقط خفه شو 😡😡
۳ روز پیشریحانه
در پارت 760❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۴ روز پیشریحانه
در پارت 760میگم نکنه شکوه نیست یکی دیگس بد مشکوکه شوکت و بگو آفرین بهش خوشمان آمد باریک
۴ روز پیشRosa
در پارت 460چقدر یک نقر میتونه وقیح و اشغال و بی خاصیت باشه
۵ روز پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
حالا توپارت بعدی بیشتروبیشترازوقیح بودنش متعجب میشی
۴ روز پیشRosa
در پارت 460اعلای ک.ثافتت اعلای پبپبدنبنبدبتبد بینا.موسس
۵ روز پیشماهرخ
در پارت 750چه شکوه عاقل شده . سعیده جون به رمان های قبلیت توی پارت گذاری بیشتر لطف داشتیا
۱ هفته پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
آخه اونا کامل بودن😁بعدمیذاشتم توپارتها دستم بازبود ولی اینو آنلاین مینویسم
۷ روز پیشریحانه
در پارت 750❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۱ هفته پیشریحانه
در پارت 750کم کم داره از َشکوه خوشم میاد😂😂
۱ هفته پیشمعصومه
در پارت 750خیلی رمان داره جالب میشه کاش هرروز پست داشت🥲
۱ هفته پیشثنا
در پارت 720خسته نباشی عزیزم❤️
۱ هفته پیشفرزانه
در پارت 462دلم به حال شکوفه خیلی میسوزه که بخاطر بی عقلی و رفتار های نادرست اعلا باعث بشه از ازدواج متنفر شده😔
۱ هفته پیشفرزانه
در پارت 462اصن موندم چی بگم.. به اعلا اصن مرد نمیگن اسم همه ی مردهارو خراب کرده. خوبه شوهر خواهر من بعد ۷ سال آدم شد..
۱ هفته پیشم
در پارت 465مادر و پسر واقعا شور پررویی رو درآوردن،بیچاره عطا از این همه وقاحت و بی شرمی اینا هنگ کرده 😡🙏🏻
۱ هفته پیش

سلام
در پارت 772لطفاً پارت هدیه بزارین برای رمان *** *** پا رت هدیه زیاد میزایشتین ممنون