آشتی جلد دوم به قلم سعیده براز
پارت بیست و هفتم :
آشتی سینی چای را روی میز گذاشت و کنار ش نشست.
- بذار ببینم اگه خیلی سخت نباشه، برات انجام میدم.
- اگه بتونی که خیلی خوب میشه.
- بهم بگو باید چیکار کنم؟
- قیمت اجناسی که تویه روز فروش رفتن و از قیمت اصلی کم کن، ببینم چقدر برام میمونه.
- اینها لیست فروش امروزته،درسته؟
- آره .
-من الان حساب می کنم.تا تو چاییتو بخوری تموم شده.
-باشه خانم حساب دار.
آشتی مشغول ج
لطفا صبر کنید...
