رمان طعمه ی مرگ
نویسنده نیلوفر صبوریراجب دوتا دختر و دوتا پسر معمار که باهم رقیبن اما سر یه پرژه مهم باهم شریک میشن و میرن اسپانیا برای ساخت شرکتی جدید یه خونه ی بزرگ مشترک میگیرن که اون چند ماهو اونجا بمونن اما قافل از این که تو اون...
لیست رمانهای منتشر شده توسط نویسنده نیلوفر صبوری
راجب دوتا دختر و دوتا پسر معمار که باهم رقیبن اما سر یه پرژه مهم باهم شریک میشن و میرن اسپانیا برای ساخت شرکتی جدید یه خونه ی بزرگ مشترک میگیرن که اون چند ماهو اونجا بمونن اما قافل از این که تو اون...
داستان قصه ی ما ﺭﺍﺟﺐ ﺩﺧﺘﺮی ﺑﻪ نام ﻣﻴﻜﺎست که از لحظه ی به دنیا اومدنش وسیله ی درست کردن اشتباهات خانوادش بوده و الان بعد از هجده سال زندگی کردن برای دیگران میخواد که از حالا به بعد فقط برای خودش زندگی...
قصه ی این رمان عاشقی تو یک نگاه یا ازدواج زوریو بعد عشق یا مدلای دیگه نیست این داستان دختریه که برای گرفتن حقش از کسی که تمام زندگیشو نابود کرده تبدیل به یه فرشته ی مرگ شده...
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
تام از همون لحظهای که چشماش و باز کرده، پر از خشم بوده؛ خشمی که خودش هم نمیدونه از کجا میاد و هرچقدر تلاش میکنه، نمیتونه کامل کنترلش کنه. تام توی یه روستای دور از پایتخت زندگی میکنه و فکر میکنه...
مستانه، تتوآرتیستی از جنوب شهر، تمام زندگیاش را وقف خانوادهاش کرده است. او با مادرش زری و برادرش مسعود زندگی میکند؛ پسری که با سندروم داون به دنیا آمده و حالا، قلب ضعیفش فقط با یک عمل جراحی نجات...
«عشق، در زمانِ جنگ، هم تنها راهِ زنده ماندن است و هم سریعترین راه برای نابودی.» در سال ۱۹۴۴، در میانِ تپههایِ سبز و آرامِ توسکانی، جایی که بویِ زیتون با بویِ باروت در هم میآمیزد الئونورا دِ لوکا،...
نیلوفر دختری آرام و سربهزیر است که در خانوادهای سنتی و سختگیر، در کنار اقوام و دو پسرعموی خود بزرگ شده است. سالها در کنار پسر عمویی رشد کرده که با محبت و مهربانی، همیشه برای او مانند یک پناه امن...
دیار فقط میخواست بهترین دوستش، عسل، رو از دردسری که خودش درست کرده بود نجات بده؛ اما نمیدونست قراره به خاطر این کار وارد بازیای بشه که تموم کردنش به این راحتیها نیست. عسل توی یک شرطبندی بزرگ،...
در اعماق مقبره، یه دنیای پنهان از شگفتی و وحشت وجود داره... تو سال ۱۹۳۵، باستانشناسای بریتانیایی تو یه غار مصری ناپدید شدن. یه سال بعد، یه مرد برگشت که بدنش پر از زخمهای مرموز بود. ایموجن رایلی،...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی