خلاصه رمان :
رمان مهیس نوشته یسنا حسینپر، یک رمان فانتزی، دارک رومنس، عاشقانه و هیجانانگیز است. تام، پسری که از کودکی با خشمی ناشناخته دستوپنجه نرم میکند، همراه دوستانش راهی پایتخت میشود؛ سفری اجباری که او را وارد دنیایی پر از جادو، موجودات افسانهای و رازهای پنهان میکند. تام در این مسیر با یسنا، جفت حقیقی خود، روبهرو میشود و برای کشف حقیقت و نجات او باید با دشمنان و رازهای گذشته خودش مواجه شود.
تام از همون لحظهای که چشماش و باز کرده، پر از خشم بوده؛ خشمی که خودش هم نمیدونه از کجا میاد و هرچقدر تلاش میکنه، نمیتونه کامل کنترلش کنه. تام توی یه روستای دور از پایتخت زندگی میکنه و فکر میکنه قراره زندگی خودش و همینطور ادامه بده، تا اینکه یه روز خبر میرسه همهی بچههای سرزمین باید برای یه سفر اجباری به پایتخت برن! تام هم مثل بقیه مجبور میشه همراه دوستاش، وی، رایان و مسیح، راهی پایتخت بشه؛ سفری که خیلی زود معلوم میشه قرار نیست یه سفر ساده و معمولی باشه. در پایتخت، تام با دنیایی پر از جادو، موجودات افسانهای، قدرتهای عجیب و رازهایی روبهرو میشه که خیلیها سالها سعی کردن پنهانشون کنن. اما بین تمام این اتفاقات، چیزی بیشتر از همه ذهن تام رو درگیر میکنه؛ دختری به اسم یسنا. دختری که تام حتی فرصت نکرده درست بشناسدش و حالا چیزی جز روحش از اون باقی نمونده. تام کمکم میفهمه یسنا فقط یه دختر ناشناخته نیست؛ اون جفت حقیقی تامه و سرنوشت این دو از مدتها قبل به هم گره خورده. اما اتفاقی که برای یسنا افتاده، به گذشتهی تام، یه جنگ بزرگ و دشمنایی مربوطه که خیلی زود خودشون رو نشون میدن. حالا تام باید وسط دسیسهها و اتفاقاتی که هر لحظه خطرناکتر میشن، دنبال حقیقت بره و راهی برای نجات یسنا پیدا کنه؛ در حالی که هرچی بیشتر جلو میره، بیشتر متوجه میشه شاید خودش هم اون کسی نباشه که فکر میکرده... ولی تام یه چیز رو خوب میدونه؛ برای پیدا کردن جفتش حاضر نیست کوتاه بیاد. حتی اگه مجبور بشه با تمام دشمنهاش روبهرو بشه، رازهای گذشته رو کشف کنه و هویت خودش رو زیر سؤال ببره. چون جواب تام فقط یه چیزه: «هرجوری که شده، میام پیشت؛ حتی اگه همهی دنیا بین من و تو ایستاده باشه!»
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان مهیس - پارت 6
تام ضربهی محکمی به کتفم خورد و از شدت درد، با خشم چشمهامو باز کردم. مشتم رو بلند کردم و کوبیدم به سر وی، همزمان از زیر میز با پام یه لگد به شکمش زدم. نفسش برید، "آخ" بلندی کشید و با زحمت گفت: ـ عوضی، معلم دو ساعته داره صدات میکنه. جواب نمیدی، دیوونه شده. میخواد نیست و نابودت کنه! نگ...
بروزرسانی در : ۱۸ ساعت پیش
-
رمان مهیس - پارت 5
من واقعاً نمیخواستم از این طلسم استفاده کنم. وقتی میتونستم هر کاری رو خودم انجام بدم و بقیه رو مجبور به انجام کاری که میخوام کنم، چرا باید دست به دامن یه طلسم مزخرف بشم؟ بعد از این حرفها، بالاخره آماده شد آموزش بده.... ـ خب، برای اجرای طلسم فقط کافیه سنگهای بست و اجبار رو زیر پای طرف پرت ...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان مهیس - پارت 4
وی سلقمهای بهم زد و گاب حرفم رو گرفت: ـ همونطور که استاد لین گفتن، برای آشنایی با تاریخ سرزمینمونه. این سفر اجباریه و طوری نیست که شما یا کس دیگهای بخواد دلیلش رو زیر سوال ببره. ـ ما به اندازهی کافی با تاریخ گه سرزمینمون آشنا هستیم. هیچوقت براتون سوال نشده چرا نمیخوایم دربارهش چیزی بدون...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان مهیس - پارت 3
وقتی رسیدیم، در مدرسه داشت بسته میشد. بچهها شروع کرده بودن به دویدن. وی دستمو گرفت و مثل سگ دوید، منم با خودش کشید داخل. همون لحظه که وارد شدیم، در بسته شد. سریع برگشتم و یه نگاه به دیاکو، سرایدار پیر و احمقمون، انداختم. وی با صدای بلند گفت: «دیا! از این به بعد حواست باشه تام بیاد تو بعد...
بروزرسانی در : دیروز
آخرین اطلاعیهی رمان مهیس
سلام خوشگلا.**خواستم بگم اگه پارت هدیه میخوان لایکارو به ۲۵ و کامنتارو هم به ۲۰ برسونید تا فردا هم پارت داشته باشیم💚
نیلوفر ابی
در پارت 10من علاقه زیادی به این نوع رمان ها دارم ممنون از نویسنده محترم خیلی قشنگ بود تشکر
۱ ساعت پیشساشا
0عاللی بود عالی
۱۳ ساعت پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
🥰🥰🥰😍
۱۱ ساعت پیشمینا
0به به دستت طلا نویسنده الحق که محشری
۱۲ ساعت پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
قوربانت برم🥰
۱۱ ساعت پیشمیترا
0اصلا دارک رومنس مورد علاقمه اگر اسمشو درست گفته باشم❤❤🤐🤐
۱۴ ساعت پیشآتی
0به نظر میاد قشنگ باشه
۱۴ ساعت پیشعسل
0جانمی جان دارک رومنس
۱۵ ساعت پیشظهره
0رمان جادویی😍😍😭😭😍😍
دیروز
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
😍😍😍
۱۶ ساعت پیشآنی
1بی صبرانه منتظر پارت جدیدم
دیروز
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
برات فرستادم عشقم😍
۱۶ ساعت پیشآنیسا
0امیدوارم رمان های دیگه آیی هم بنویسی ممنون بابت قلم فوق العاده ات
۱۶ ساعت پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
چشم عشقم قربونت برم🥰
۱۶ ساعت پیشآنی
0این مدل رمانی رو دوست دارمم😍😍
دیروز
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
نظر لطفته عزیزم امیدوارم خوشت بیاد🥰
دیروز

نیلوفر ابی
در پارت 20خیلی ممنون خسته نباشید پارت زیبایی بود تشکر