دوست داشتی؟
کاور اصلی رمان عاشقانه سیاه قلب اثر نیلوفر صبوری

رمان سیاه قلب

  • زبان فارسی
  • 81.4K 👁
  • 163 ❤️
  • 76 💬

خلاصه رمان سیاه قلب

داستان قصه ی ما ﺭﺍﺟﺐ ﺩﺧﺘﺮی ﺑﻪ نام ﻣﻴﻜﺎست که از لحظه ی به دنیا اومدنش وسیله ی درست کردن اشتباهات خانوادش بوده و الان بعد از هجده سال زندگی کردن برای دیگران میخواد که از حالا به بعد فقط برای خودش زندگی کنه اما با قرار گرفتن پسر داستانمون راستین وفایی که دنیاش کاملاً با میکا فرق میکنه و تنها مشکلات زندگیش انتخاب مدل و رنگ ماشین هر فصلشه،میون ساختن اینده ی خودش غرق کل کل با راستین میشه و برای لحظاتی تمام مشکلات زندگیش رو فراموش میکنه.

قسمتی از متن رمان سیاه قلب

-ﭼﺮﺍ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﻛﺎﺭﻳﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ؟
-ﻣﺜﻞ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺗﺮﺳﻴﺪه ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺑﮕﻴﺮی.
پوزخندی زدم و سعی کردم بحث رو عوض کنم.
-ﻫﻪ ﺟﺎﻟﺒﻪ،ﻭﻟﺶ ﻛﻦ بی ﺧﻴﺎﻝ،ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺍﻗﺎﺗﻮﻥ؟
-ﻧﻴﺴﺘﺶ،ﺭﻓﺘﻪ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ.
-ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﯼ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍشی؟
-ﻣﻴﻜﺎ ﻣﺸﻜﻞ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﭼﻴﻪ ﺍﺧﻪ؟
-هیچی ﺑﻪ ﺧﺪﺍ،ﻓﻘﻂ ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻬﺖ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﻨﻪ.
-ﺗﻮ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﯼ ﺩﻳﺪﯼ ﺍﺯﺵ ﻧﻪ؟
-ﺷﺎﻳﺪ.
-ﺑﮕﻮ ﺧﻮﺏ ﻣﻨﻢ ﺑﺪﻭﻧﻢ.
-بیخیال ﺩﺧﺘﺮ،ﻓﺮﺩﺍ ﻣﻴﺮﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻪ؟ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ.
-ﺍﺭﻩ ﺟﺎﺕ ﺧﺎلی،ﺗﻮ کی ﻣﻴﺮﯼ ﻛﻼﺱ ﻛﻨﻜﻮﺭ؟
-ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ،ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﻴﺴﺖ،ﺭﺍستی ﺁﮔﻴﺮ کجاست؟
ﺗﻮ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻴﺪﻭﻧﻪ؟
-ﺍﻭﻑ ﺧﻮﻧﺴﺖ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﻧﻴﺎﺭ ﺍﻻﻥ ﻣﻴﺎﺩها.
(آگیر داداش زهرا و آگیر دو مامان میکاست)
ﻣﻦ بی ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺁﮔﻴﺮ ﭘﺸﺖ ﺩﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺩﻥ ﺍﺩﺍﺵ.
-ﺍﻻﻥ ﻣﻴﺎﺩ ﻣﻴﮕﻪ …
ﺻﺪﺍﻣﻮ ﻛﻠﻔﺖ ﻛﺮﺩم:
-ﺯﻫﺮﺍ ﺑﺪﻭ ﮔﻮﻡ ﺷﻮ ﺧﻮﻧﻪ،ﺑﺎﺯ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺮﻭ ﻛﺮ.
یه دفعه دیدم ﺯﻫﺮﺍ ﺍﺑﺮﻭ داره میاد.
-ﻫﺎﻥ ﭼﻴﻪ؟
به پشت سرم اشاره کرد که وقتی برگشتم و پشتم رو ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﺪﻡ که ﻳﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺧﻮﺷﮕﻞ و ﻧﺎﺯ ﻛﻪ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪﻩ ﻣﺜﻞ ﺷﻌﻠﻪ ﺍﺗﻴﺶ پشتم واستاده.
ﭼﺸﺎﺷﻢ ﺯﺩﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ و ﺍﻣﺎﺩﻩ ﻓﻮﺭﺍﻧﻪ.
تو دلم ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻣﻌﻜﻮﺱ ﺑﺮﺍ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭش ﻛﻪ ﻳﻚ رو ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺍﺩﺵ ﺩﻳﮕﻪ ﮔﻮﺷﺎﻣﻮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻜﺮﺩﻡ.
خدایی خیلی ﺑﺎ ﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩ.
ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﻫﻨﺶ ﻳﻪ ﻣﺘﺮ ﺑﺎﺯ ﻣﻴﺸﻮﺩ و ﺗﺎ ﺯﺑﻮﻥ ﻛﻮﭼﻴﻜﺸﻮ ﻣﻴﺪﻳﺪﻡ،ﻋﻴﻦ ﺍﮊﺩﻫﺎ،ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺑﺠﺎﯼ ﺍﺗﻴﺶ ﺍﺯ ﺩﻫﻨﺶ ﺩﻭﺩ ﺩﺭ میومد.
ﺩﻳﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺑﮕﻴﺮﻣﻮ پغی ﺯﺩﻡ ﺯﻳﺮ ﺧﻨﺪ،ﺣﺎﻻ ﻧﺨﻨﺪ کی ﺑﺨﻨﺪ.
نفسم از خنده زیاد بند اومده بود، ﺯﻫﺮﺍ هم ﺻﻮﺭﺗﻤﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺳﻤﺖ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﺍیی ﻣﻴﮕﻔﺖ ﻛﻪ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻴﺪﻡ.
یک ﺩﻓﻌﻪ ﻳﻪ ﻃﺮﻑ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺳﻮﺧﺖ و ﺻﺪﺍ ﻫﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ،ﺯﻫﺮﺍ داشت با حرص نگام میکرد.
-ﺍﯼ ﺩﺭﺩ،ای ﺣﻨﺎﻕ،ﭼﺘﻪ هی ﻫﺎﻫﺎ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ.
-ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ خیلی باحال بود از دادش شنوایم رفت،ﻧﻤﻴﺸﻨﻴﺪﻡ ﻭﺍ ﺣﺎﻻ ﺍﮔﻴﺮ ﻛﻮ؟
-هیچی ﺍﻧﻘﺪ خندیدی ﺍﺯ ﺧﻨﺪه هات ﺣﺮصی ﺷﺪ ﺭﻓﺖ پی ﻛﺎﺭﺵ.
-ﻭﺍﯼ ﭘﺎﺷﻮ،ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻳﻢ ﺍﻻﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻴﺎﺩ.
-ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﻓﻌﻼ ﺑﺎﯼ.
-ﺑﻮﺱ عزیزم،ﺑﺎﯼ.
ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺭﻡ ﺑﺴﺘﻢ.
ﺍﺭﻭﻡ ﭘﺎﻭﺭﭼﻴﻦ ﭘﺎﻭﺭﭼﻴﻦ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﻧﻴﺎﺩ.
ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ،ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ چی ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻢ؟ﺍﻭﻡ ...ﺍﻫﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ.
ﺩﻭﺑﺎﺭ ﻳﻮﺍشکی ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻤﺖ ﺍﺷﭙﺰ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﮔﻮشی ﻣﺎﻣﺎن رو ﻛﺶ ﺭﻓﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﺭﻣﺎﻥ ﺩیشب رو ﺑﺨﻮﻧﻢ.
ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺻﻔﺤﻪ ﻓﻬﺮﺳﺘﻮ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩﻡ و ﺿﺮﺑﻪ ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺍﺳﻢ ﺭﻣﺎﻥ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭ ﻳﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺑﺎ ﺩﻣﺎﻍ ﺭﻓﺘﻢ تو ﺯﻣﻴﻦ.
ﺍﺥ ﺍﺥ ﺑﺪﺟﻮﺭ ﺩﺭﺩﻡ ﮔﺮﻓﺖ.
ﺳﺮﻣﻮ ﻛﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻ ﻣﺎﻣﺎﻧﻮ ﺑﺎ ﻭﺭﺩﻧﻪ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻡ ﺩﻳﻢ.
سرم داد زد:
-ذﻟﻴﻞ مرﺩﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺭفتی ﺳﺮ ﮔﻮﺷﻲ ﻣﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﺧﻮنی ﺧﻴﺮﺳﺮﺕ ﺧﺮﺱ ﮔﻨﺪﻩ ﺷﺪﯼ،ﺧﻮﺩت رو ﺗﻮ ﺍﻳﻨﻪ ﺩﻳﺪﯼ؟
ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﺮفتی ﻫﻤﺶ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ و ﺭﻭﺯﺍ تا لنگه ی ظهر ﺧﻮﺍبی،ﻫﻤﺶ ﺭﻣﺎﻥ،ﺧﻮﺍﺏ،ﻏﺬﺍ خیلی ﺍﻧﺪﺍﻣﺖ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﺎﻻ ﺍﻧﻘﺪ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﯼ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﮔﺎﻭ ﺷﺪﯼ،ﻫﻴﭻ ﻛﺎﺭﻳﻢ نمیکنی،ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﺍﻧﻘﺪﻛﺎﺭﺍﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ تنهایی ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ.
ناله کردم:
-ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩی ﻛﻪ، ﺑﺎﺑﺎ ﺟﻮﻥ ﻛﺎﺭﻧﻤﻴﻜﻨﻢ،ok،ﻣﻦ ﺩ ﻝ ﺥ ﻭ ﺵ ﯼ ﻥ ﺩ ﺍ ﺭ ﻡ،ﭼﻮﻥ ﺍﻭﻻ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﺍﻡ ﺍﻳﺮﺍﺩ ﻣﻴﮕﻴﺮﯼ ﻭﺱ ﻭﺍسی،ﺩﻭﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ کلفتی ﻛﻨﻢ ﻫﻢ وقتی رفتم ﺧﻮﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ؟
-ﺣﺎﻻ کی ﻣﻴﺎﺩ ﺗﻮﺭﻭ ﺑﮕﻴﺮﻩ؟ﺑﺎﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺻﻮﺭﺗﺘﻮ ﮔﻮﺷﺖ ﮔﺮفته،ﭘﺎﺷﻮ ﻳﻪ ﺗﻜﻮنی ﺑﺨﻮﺭ.
ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺣﺎﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ،ﺧﻮﺏ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﻴﮕﻔﺖ،ﭼﺎﻕ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ،ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻪ ﻓﻜﺮﯼ ﺑﻪ ﺣﺎل خودم ﺑﻜﻨﻢ خیلی ﺑﺪﻡ ﻣﻴﺎﺩ از هیکلم.
ﺍﺧﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﻻﻏﺮﻥ و ﺑﻌﻀﻴﺎ ﭼﺎﻕ؟
ﻣﻦ ﺍﺳﺘﺨﻮﻥ ﺑﻨﺪﻳﻢ ﺩﺭﺷﺘﻪ،ﻣﺜﻞ ﺑﺎﺑﺎﻡ،ﻗﺪﻣﻢ ﺑﻠﻨﺪﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺩﻳﮕﺎﺭﺩﻳﻢ،ﺧﺪﺍ ﻭکیلی ﻭلی هیشکی نمیتونه درک من چیا کشیدم که به اینجا رسیدم.
ﺗﻤﺎﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻧﻢ ﺧﻮﻧﻪ مونده ﺑﻮﺩﻡ،ﻓﻚ ﻛﻨﻢ ﻳﻪ ﺩﻩ ﻛﻴﻠﻮیی ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ.
خودم رو برای مامان ناز کردم.
-ﺑﺎﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﻔﺮﻣﺎﻳﺪ چی ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻢ ﺯﻣﺮﺩ ﺳﻠﻄﺎن؟
-ﺍﯼ ﺯﺑﻮﻥ ﺑﺎﺯ،ﻛﺎﺭﯼ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ،ساعت ﺷﻴﺶ ﻏﺮﻭبه ﭘﺎﺷﻮ یه ﺍﻫﻨﮓ ﺑﺰﺍﺭ ﺑﺮﻗﺺ.
-ﺍﯼ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﻮﻛﺮﺗﻢ ﻫﺴﺘﻢ،ﺷﻤﺎﻫﻢ ﺑﭙﺮ ﻭﺳﻂ.
ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﻗﺼﻢ،ﻛﻼﺱ ﺭﻗﺺ ﻧﺮﻓﺘﻢ،ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺧﻮﺩﻣﻢ ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﻴﺮﻗﺼﻢ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭقتی ﺑﺮﺍی ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻴﺮﻗﺼﻢ ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻏﺮﻕ ﻣﻴﺸﻢ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺷﻜﻴﺮﺍ ﺍﻡ ﻫﺎ ﻫﺎ ﻣﺎ ﺍﻳﻨﻴﻢ ﺩﻳﮕﻪ (ﺧﻮﺩ ﺷﻴﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺩتی) ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﭘﺨﺶ ﺍﺗﺎقم رو ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻡ چند ﺗﺮﮎ ﺑﺎﻻ ﭘﺎﻳﻦ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺍﻫﻨﮓ ﺳﺎﻗﻴﺎ ﺍﺯ ﺳﺎسی ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﭘﻴﭽﻴﺪ.


بیشتر بخوانید
توجه کنید :

سلام به همه‌ی خوانندگان عزیز 🌹

این رمان، نسخه‌ی ویرایش‌شده و جدیدیه که جایگزین نسخه‌ی قبلی شده.
اگه جایی از داستان رو تو نسخه‌ی قبلی متوجه نشده بودید، مطمئناً
تو این نسخه بهتر و روان‌تر متوجهش می‌شید.

نظرات رمان سیاه قلب

  • M.F.H

    1

    سلام ممنون🙏 ✅مزایا: 1.آغاز8️⃣ 2.توصیفات9️⃣ 3.واژهای مناسب9️⃣ 4.روان بودن🔟 5.رمان نسبت به ژانر9️⃣ 6.شخصیت های رمان9️⃣ ۷.کنترل داستان🔟 ۸.جلوگیری از ابهام خواننده🔟 ۹.باز نبودن موضوعات🔟 ۱۰.پایان داستان7️⃣ ❎معایب:.. 713ٱمین رمانی بود که خواندم جزو ده تای برتره از نظرم در مجموع نمره9️⃣از🔟را میگیرد

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر صبوری

    0

    خوشحالم که خوشتون اومده و دوست داشتید،فصل دوم رمان هم به زودی انتشار داده میشه.

    ۲ هفته پیش
  • seti

    4

    رمان قشنگی بود ولی باید اخرش اینک چجوری با مرساد تصادف کردن و با راستین ازدواج کرد بیشتر توضیح میدادن ولی به هرحال رمان عالی بودد ممنونم از نویسندش

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر صبوری

    1

    سلام عزیزم رمان فصل دوم داره و فصل اول هم بازنویسی شده لطفاً برای رفع ابهامات دوباره مطالعه کنید.

    ۲ هفته پیش
  • ممد

    1

    بهتر از این نیست

    ۷ ماه پیش
  • ?ماندانا مومنی

    0

    واقعا اهنگاش عالی بود من واقعا از آهنگ های لذت بردم در کل عالی بود♥️♥️✨😘♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️

    ۹ ماه پیش
  • اتنا

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • Elaheh

    1

    ممنون بابت رمان قشنگت نویسنده جونم 🫀🫰

    ۱۱ ماه پیش
  • Yas?

    3

    من واقعاً این رمان را دوست داشتم خیلی جذاب هست پیشنهاد میکنم بخونیدش از خانم نیلوفر صبوری هم تشکر میکنم بابت این رمان زیبا♥️💜🥰 ومن از شخصیت میکا خیلی خوشم آمد♥️ و متن قسمت آخر را دوست داشتم♥️

    ۱ سال پیش
  • sara

    2

    رمان قشنگی بود و به نظرم مثل تموم رمانای دیگه عاشقا رو بهم رسوند و تموم شد در هر صورت لحظات خنده دار و تلخ داشت که این رمانو قشنگ کرده بود لذت بردم نویسنده محترم موفق باشی🥰💐

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    2

    عالی بود من بااین رمان میشه 21 کمین رمانی که خوندم فوق العاده بود نویسنده عزیز بازم رمان های قشنگ بنویس واقعاواقعا خیلی زیبا بود

    ۲ سال پیش
  • عسل

    4

    خوب بود می دونی اهنگاش منو یاد عشقم می انداخت🖤😢

    ۲ سال پیش
  • ناز

    3

    من یادمه کلاس اول بودم انقد غلط املایی نداشتم که تو این رمان انقددددد هست

    ۲ سال پیش
  • M.S

    0

    رمان خیلی قشنگی بود یخورده غلط املایی داشت ک فکر کنم بخاطر تایپ بوده باشه و اینکه من اصلا اخر رمان رو نفهمیدم چی شد چجوری مرصاد مرد چرا مرد ولی کاش هیچوقت پای مرصاد وسط کشیده نمیشد

    ۲ سال پیش
  • حنا

    1

    سلام بچه ها .به عنوان یه رمان خون حرفه ای میگم که رمان سیاه قلب از همه ی رمانایی که خوندم جذاب تر بودو اصلا نمیخاستم تموم بشه و خیلییی عالی بود.حتما بخونیدش پشیمون نمیشین:) ممنونم از نویسنده:)

    ۲ سال پیش
  • فربد

    0

    خوب بود.......

    ۳ سال پیش
  • نازی

    0

    یعنی خیلییی عالی بود ♡

    ۳ سال پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!