خلاصه رمان :
رمان رقص در غبار جنگ و عشق نوشته نازنین طاهری، داستانی عاشقانه، تاریخی و غمانگیز در دوران جنگ جهانی دوم است. الئونورا دِ لوکا، دختری از خانوادهای اشرافی در توسکانی ایتالیا، دل به آلساندرو روسو، پسری از طبقه کارگر میبازد؛ عشقی ممنوع که زیر فشار سنتهای خانوادگی و بمبارانهای جنگ، با رازها و اتفاقاتی سرنوشتساز روبهرو میشود.
«عشق، در زمانِ جنگ، هم تنها راهِ زنده ماندن است و هم سریعترین راه برای نابودی.» در سال ۱۹۴۴، در میانِ تپههایِ سبز و آرامِ توسکانی، جایی که بویِ زیتون با بویِ باروت در هم میآمیزد الئونورا دِ لوکا، دختری از خاندانِ باشکوه و متعصب، با حقیقتی روبرو میشود که تمامِ جهانِ بینقصِ او را ویران خواهد کرد. او نه تنها در برابرِ قوانینِ سختگیرانهیِ اشرافیت و سنتهایِ پوسیدهیِ خانوادگیاش میایستد، بلکه قلبش را به آلساندرو روسو میبازد؛ پسری از طبقه کارگر که برای او، معنایِ واقعیِ زندگی را میآورد، اما برای دنیایِ آنها، یک خطایِ نابودکننده است. وقتی صدایِ بمباران در دوردستها طنین میاندازد و آسمانِ ایتالیا با آتشِ جنگ سرخ میشود، الئونورا و آلساندرو باید انتخاب کنند: آیا عشقِ پنهانیشان میتواند در میانهیِ ویرانیها، ریشهی خود را حفظ کند، یا سرنوشت آنها، درست مثلِ همان باغهایِ زیتون، در میانهیِ طوفانِ جنگ، خاکستر خواهد شد؟ یک روایتِ حسی، عمیق و تراژیک از زنی که در ۱۰۰ سالگی، سرانجام سکوتِ دههها را در برابر دوربینها میشکند تا از آن شبِ شوم در سال ۱۹۴۴ بگویید. الئونورا، زنی ۱۰۰ ساله و از آخرین بازماندگانِ نسلِ خودش، در یک برنامه تلویزیونیِ زنده حضور پیدا میکند تا پس از یک قرن سکوت، پرده از حقیقتی بردارد که زندگیاش را به دو نیم تقسیم کرد: قبل از آن شبِ شوم در سال۱۹۴۴ و بعد از آن. داستان، تقابلِ عشقِ ممنوعِ او با آلساندرو و فشارهای خفقانآورِ خانوادهاش در گیرودارِ جنگ جهانی دوم در توسکانی ایتالیاست. او روایت میکند که چگونه یک تصمیمِ غلط، یک نامه گمشده و یک بمبارانِ بیرحمانه، آنها را در ابدیتِ «بههم نرسیدن» حبس کرد.
قسمتی از متن رمان رقص در غبار جنگ و عشق
ساغر
0ویی خودایاا توو عمرمم همچین رمان به این زیبایی ندیده بودم به این قشنگی هرچی بگم کم گفتم خدایی ممنونم از نویسندش که این رمان رو نوشت عالیهه بی نظیرهه بی نظیر 😊😊💋💋
۱ هفته پیشelyas
2صد آفرین عزیزم بهترین رمانی که توی جهان دیدم خدا کنه تو باشیج با رمانات افرین عزیزم صد ستاره هم کم است افرین عزیزم تو بهترین رمان نویس تاریخ بودی افرین
۲ هفته پیشNazi
1واقعا ممنونم عزیزم که این همه به من انگیزه دادید
۲ هفته پیشelyas
0صد افرین خیلیج رمان جالبی بود عزیزم همیشه تو باشی هم رمانات افرین عزیزم صد ستاره هم کم است افرین
۲ هفته پیشعابر بی سایه
1عالی بود عزیزم موفق باشی
۲ هفته پیشNazi
1خیلی خیلی ممنونم که نظرتون رو با من در میان گذاشتید
۲ هفته پیشNazi
0خیلی خیلی ممنونم که نظرتون رو با من در میان گذاشتید
۲ هفته پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

saghar
0خودایاا توو عمرمم همچین رمان به این خوبی ندیده بودم عالیهه عالی هرچی بگم کم گفتم واقعا