خلاصه رمان عاشقانه خواهر خوانده
نیهان دختری ۱۷ساله، به خاطر اینکه ناپدریش میخواد اونو بفروشه، مجبور میشه از خونه فرار کنه... و در طی اتفاقاتی با حسام پسری تنها که خانوادهاش رو از دست داده و عشقی یکطرفه به خواهرخواندهاش هستی دارد, آشنا می شود. آشنایی حسام و نیهان سرآغاز ماجراهایی می شود که ... رمانی عاشقانه, جذاب و پرماجرا
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان خواهر خوانده - پارت 102
چراغ راهنما سبز شد و سیاوش با روشن کردن ماشین، از چهارراه عبور کرد. نیم نگاهی به طوبی انداخت که نگاه غمگینش را به خیابان دوخته و بیرون را تماشا میکرد، با نیمچه لبخندی گفت: - چی شده طوبی؟ چرا اینقدر پکری؟ خوشحال نیستی برادرم باهام آشتی کرده و مادرم رو دیدم؟ طوبی تلخندی روی لب نشاند و جواب داد: - ...
بروزرسانی در : ۱۸۵۹ روز پیش
-
رمان خواهر خوانده - پارت 101
حقیقت چون مشتی محکم بر سر حسام کوبیده شده و او را گیج و منگ کرده بود. طعم تلخ حقیقت کامش را بیش از پیش تلخ کرده و او را به قعر ناامیدی و تنهایی کشانده بود. شوکه از واقعیت زهرآگین زندگیاش، نگاه سرد خود را به طوبی دوخت و لب زد: - چطور... چطور با سیاوش... حرف بیجانش به سرانجام نرسیده بود که طوبی ...
بروزرسانی در : ۱۸۶۰ روز پیش
-
رمان خواهر خوانده - پارت 100
ساعتی بعد، طاهر مقابل خانه باغ شهباز که در اطراف شهر بود متوقف شد. سیاوش نگاهی به در سفید رنگ خانه انداخت و پرسید: - اینجا رو از کجا بلد بودی طاهر؟ طاهر درب ماشین را باز کرد و گفت: - مطمئن نیستم الان شهباز اینجا باشه، اما یه بار با بابام اومدم اینجا! حالا معلوم میشه هست یا نه؟! قدمش را بیرون...
بروزرسانی در : ۱۸۶۱ روز پیش
-
رمان خواهر خوانده - پارت 99
طوبی با دیدن سیاوش، سراسیمه سمتش دوید و پرسید: - مادرم بود؟ گریه میکرد نه؟! پسرک نگاهش به غم نشست و سر روی شانه خم کرد: - چارهای نیست طوبی! باید صبر کنیم تا طاهر برسه. دخترک ناامید و مستأصل لب زد: - اگه طاهر نیومد چی؟ اگه اونم نتونست کاری بکنه چی؟! - میتونه... طاهر نمیذاره، من میدونم! طوب...
بروزرسانی در : ۱۸۶۲ روز پیش
مادمازل
در پارت 772کسانی که تعجب میکنن از حرف آخر حسام. این همه نیهان غر میزنه شب نمیزاری بخوابم جُک که براش تعریف نمیکنه تا صبح 😂 چه بچه مثبت هایی هستین اون اصل کاری و گذاشتن برا عروسی دیگه بدون لباس اش و که دیده 🤭 👻 مفهومه؟
۲ ماه پیشی
در پارت 675اینهمه ما زور میزنیم به مردم حالی کنیم نباید سن زن کمتر از شوهر باشه حالا شما بازم میخای این رسم زشتو زنده نیگه داری که پسره یا یکی وصلت کنه که سن نسل بعدیشو داره، نکن! اقلا سن نیهان رو بالاتر میذاشتی
۵ سال پیشمادمازل
در پارت 661امیدوارم مهراد به هستی خیانت نکرده باشه ☹️ آرش و ندا دستشون رو بشه. این پنهان کاری نیهان هم کار دستش میده ممکنه حسام اون و با حامد ببینه یا پیام هارو بخونه و سوتفاهم پیش بیاد
۲ ماه پیشمادمازل
در پارت 572هستی قشنگ خواهر شوهره خوشم میاد ازش 😂
۲ ماه پیشمادمازل
در پارت 271بیا اینم دردسر 😂
۲ ماه پیشمادمازل
در پارت 251چرا با هستی مشکل دارید؟ 😂 من خوشم میاد ازش والا بیشتر از نیهان. حالا چون عاشق مهراد بوده یا اون حرف و زده باید ازش متنفر بشید ؟
۲ ماه پیشمادمازل
در پارت 71همیشه حرف دلتون و بزنید... نزارید دیر بشه یا مدیون قلب تون بشید.
۲ ماه پیشمادمازل
در پارت 41آخی حسام طفلک خودش هستی و دوست داره ولی حالا باید فکر مهراد و ببره سمت هستی
۲ ماه پیشمادمازل
در پارت 10اون دو نفر هیچ کدوم نسبتی با حسام ندارن؟ یعنی این پسر فرزند خوندشونه؟ اخه به هیچ کدوم مامان یا بابا نگفت
۲ ماه پیشنرگس
در پارت 1021عالی بود خانم نویسنده ازتون ممنونم بابت قلم زیبا و هنرمندانتان خیلی فوق العاده نوشته شده باز هم به نوشتن ادامه بدهید حیف این قلم بی استفاده بماند .💖💖
۲ ماه پیشپونه
در پارت 1021قشنگ بود خسته نباشی نویسنده جان
۳ ماه پیششیرین
در پارت 101تا اینجا ک خیلی قشنگ بود ولی ای کاش عکس مهراد هم میزاشتید
۳ ماه پیشماری
در پارت 1020خانم محمدی عزیز این رمان وخوندم بسیار عالی سپاسگزارم قلمتون توانا
۴ ماه پیششهلا
در پارت 1020سلام.خسته نباشید به نویسنده عزیز به قول نیهان دوستانمون خیلی دمت گرم فیض بردیم انشاالله بارومانهای بهتر ماسرافرازنماید ❤️❤️🙏
۷ ماه پیش
مادمازل
در پارت 1021قشنگ بود 🌸