دوست داشتی؟
رمان عاشقانه مارپیچ از صدیقه سادات محمدی دنیای رمان

رمان مارپیچ

  • 97.4K 👁
  • 206 ❤️
  • 361 💬

همه‌چیز از یک دیدار شروع می‌شود. دیداری بعد از ده سال؛ دیداری که خاطرات تلخ و شیرین گذشته را مقابل چشمان طاها و افرا زنده می‌کند. حالا هردو یک هدف دارند و آن کشف حقیقت است. حقیقتی که باعث این جدایی ده ساله شد و سرنوشت تلخی را برایشان رقم زد. (خواندن این رمان به افراد زیر هجده‌سال توصیه نمی‌شود!)

بیشتر...
میتونی این رمان رو با دریافت سکه از طریق دیدن تبلیغ، رایگان بخونی!!
دریافت سکه
هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

1
۱۱۰۸ روز پیش

2
۱۱۰۸ روز پیش

3
۱۱۰۵ روز پیش

4
۱۱۰۰ روز پیش

114
۵۳۲ روز پیش

115
۵۳۱ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مهناز

    در پارت 1150

    بسیار بسیار رمان زیبایی بود،بدون هیییییچ کم و کاستی و کاملا واقعی،قلمتون سبز و مانا✍️🍀❤️

    ۲ هفته پیش
  • پرنده

    در پارت 1150

    بعضی جاهای داستان یه پیچ و تاب های خیلی عجیب داشت اون قسمتها رو دوست نداشتم. بقیه اش خوب بود

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون از نظر و همراهیت دوست عزیز💚❤منظورتون رو از اون پیچ و تابی که دوست نداشتین متوجه نشدم، کنجکاو شدم بدونم مثلا کدوم قسمت‌؟

    ۱ ماه پیش
  • پناه

    0

    میشه بپرسم چرا رمان برای زیر ۱۸ سال نیست؟ با اینکه زیر ۱۸ نیستم اما اگر قراره فشار روانی و قلبی بهم وارد بشه تا نخونم

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    نه عزیزم می‌تونید بخونید. اوایل یه مقدار صحنه‌های باز، خشونت و ت. جاو. ز داشت که ویرایش و حذف شدن و الان در اون حد نیست که اذیت بشین.

    ۱ ماه پیش
  • شیدا

    در پارت 980

    بنظرم سمانه و ساغر خواهر باشن. یا بازمانده یک فامیل نزدیک از زلزله بم. واقعا دستمیزاد ب قلم زیبات ک برخورد واحترام فرزند ب والدین رو همیشه گوشزد میکنی

    ۸ ماه پیش
  • شیدا

    در پارت 771

    واقعا ارزش خووندن داره قلمت همیشه پایدار ومانا

    ۸ ماه پیش
  • اشرف

    در پارت 1150

    خیلی زیبا بود خسته نباشی ممنون بخاطر رایگان بودن منتظر رمانهای بعدیتون هستیم

    ۸ ماه پیش
  • موسوی

    در پارت 1151

    عالی بود ممنون قلمتون ماناوپایدار نویسنده عزیز

    ۸ ماه پیش
  • Zoha

    در پارت 1151

    عالیییی بود نگار خانوم دلی ای کاش میتونستیم بچه ی افرا و فرحان رو ببینیم

    ۸ ماه پیش
  • Mari

    در پارت 1152

    یه داستان بسیاز زیبا با پایانی خوش ... مرسی خسته نباشید 💕

    ۸ ماه پیش
  • فاطی

    در پارت 1151

    ممنون نویسنده جان..خسته نباشی عزیزم..تشکر از اینکه رایگان کردین..خوشحالم که همراه رمانتون بودم..خیلی زیبا بود

    ۸ ماه پیش
  • فاطی

    در پارت 1050

    روزهای خوب در راه هستند مانند وقتی که برف میبارد و تو در انتظار بازی کردن با آنی..ممنون پارت زیبایی بود..موفق باشید

    ۹ ماه پیش
  • فاطی

    در پارت 890

    وای بر حسادت...افرا چه شدی..

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطی

    در پارت 850

    افرا قربانی این اتفاقات..فرحان اگه عجله نمیکرد مشکلات پیش نمیومد..ممنون

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطی

    در پارت 841

    بعضی حرفا وقتی زده شد دلها شکسته میشه..کاش فکر کنیم بعد حرف بزنیم..ممنون

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطی

    در پارت 821

    و چه راحت آدم از خودی ها خنجر میخوره و چه سخت باور میکنه

    ۱۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.