همه‌چیز از یک دیدار شروع می‌شود. دیداری بعد از ده سال؛ دیداری که خاطرات تلخ و شیرین گذشته را مقابل چشمان طاها و افرا زنده می‌کند. حالا هردو یک هدف دارند و آن کشف حقیقت است. حقیقتی که باعث این جدایی ده ساله شد و سرنوشت تلخی را برایشان رقم زد.
(خواندن این رمان به افراد زیر هجده‌سال توصیه نمی‌شود!)


91
44,532 تعداد بازدید
211 تعداد نظر
98 تعداد پارت

هنوز عضو رمان نشدی؟

همین الان روی دکمه "ارسال درخواست عضویت" بزن تا درخواستت برای نویسنده ارسال بشه و نویسنده راهنماییت کنه چطور عضو رمان بشی

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

توجه کنید :

این یک رمان دو حالته است

یعنی به هر دو صورت رایگان و VIP پارتگذاری میشه و طبق روزهای پارتگذاری که در بالا گفته شده، پارت های رایگان و VIP قرار میگیره. ولی کسانی که حق اشتراک رمان رو پرداخت کردن و عضو رمان شدن، میتونن چندین پارت جلوتر رو بخونن .

98
۲ روز پیش

97
۵ روز پیش

96
۷ روز پیش

95
۹ روز پیش

2
۵۱۹ روز پیش

1
۵۱۹ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهاری

    در پارت 9800

    سمانه تصمیم درستی رو گرفت گناه پدر رو پای بچه اش نمی نویسن

    ۱۳ ساعت پیش
  • م

    در پارت 9800

    خیلی عالی بود نویسنده ،سمانه بهترین تصمیمو گرفت گذشت کرد،هرچندافرا بی گناه ترینه

    دیروز
  • م

    در پارت 9700

    طاها نباید بالیلی ازدواج میکرد،لیلی خودکشیش هم تقلبی بوده ،سمانه اگه میخوادحال فرحان خوب بشه نباید مخالف باشه ،افرا که گناهی نداره نبایدبرای پدری که نه توزندگیش بوده نه پدری کرده مجازات بشه

    ۵ روز پیش
  • مریم گلی

    در پارت 9700

    با اینکه بیشتر شاه بابا با اون شرطو وشروطش باعث طمع بین فرزندانش شد ،طاها اگه عاشق واقعی بود نباید زیر یوغ ازدواج با لیلی میرفت این وسط ساغرو افرا از همه بی گناه تر بودن که گیر هاتف ونایب افتادن ممنون

    ۵ روز پیش
  • مبینا

    در پارت 9600

    حرص و طمع مال دنیا باعث تمام اتفاقات از زمان شاه بابا تا الان شد و میمنت و سمانه هردو حق داشتن مخالف ازدواج پسراشون باشن اما خب از یه طرف عشق هم تو زندگی مهمه نمیشه نادیده گرفت ساغر خیلی مظلوم بود

    ۷ روز پیش
  • م

    در پارت 9600

    مقصراول شاه بابا بودبدلیل شرط تقسیم ارث دوم پدرومادرطاهاولیلی ومهرانگیز وهاتف ونایب بدلیل طمع وزیاده خواهی سوم لیلی اگه عشقش واقعی بوداینهنه سال زجرش رونگاه نمیکرد تازه بجا پشیمانی طلبکارهم بود

    ۷ روز پیش
  • مریم گلی

    در پارت 9600

    مگه چه بلایی سر افرا اومده که دیگه مثل سابق نیست ،ای خدا پس کی قراره اینا طعم خوشبختی رو بچشن ،ممنونم نگار جون

    ۷ روز پیش
  • بهاری

    در پارت 9600

    به نظرم مقصر اصلی نداشت همه به نوعی مقصر بودن یکی بیشتر یکی کمتر نگار جون از عاشقانه هاشون بیشتر بزار تا اینجای رمان بیشتر غم و غصه بود کاش رمان رو بیشتر ادامه بدی🥲

    ۷ روز پیش
  • مریم گلی

    در پارت 9500

    بعضی وقت خیلی زود ،دیر میشه حکایت خانواده طاهاست ،امیدوارم بقیه رمان به خیر و خوشی باشه ،ممنونم نگار جون

    ۷ روز پیش
  • مبینا

    در پارت 9500

    خداروشکر که ترمه و مادرش هم سر عقل اومدن. فقط اینجوری یهو تموم نشه ها عاشقانه های ساغر و طاها، افرا و فرحانم بزار

    ۱ هفته پیش
  • م

    در پارت 9500

    خیلی خوبه،امیدوارم دیگه همچی خوب باشه تاآخرش ،همه زیادی زجر کشیدن یکمم حال خوبشون ببینیم

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه

    در پارت 9510

    اینجوری که معلومه رمان داره تموم میشه همه چی مشخص شده فقط کاش افرا و فرحان به هم برسن

    ۱ هفته پیش
  • م

    در پارت 9300

    چه قشنگ !

    ۲ هفته پیش
  • مریم گلی

    در پارت 9310

    انشاالله هر چه زودتر حال ساغر با کمکهای طاها خوب بشه ودوباره بتونن زندگی خوبی رو با هم شروع کنن ،ممنونم نگار جان

    ۲ هفته پیش
  • مریم گلی

    در پارت 9200

    نگار جون امروز پارت نداشتیم ؟

    ۲ هفته پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    الان پارت گذاشتم عزیزم، فردا هم یه پارت جبرانی می‌ذارم❤

    ۲ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.