خلاصه رمان :
در مورد پسری به اسم وحید ثباتی است که خیلی هم شوخ و به قول معروف کله شقه..!! توی عالم مجردی خودش با گروه دوستانه ای دارن خوش میگذرونده تا اینکه دخترعموش به اسم غزل برای ادامه تحصیل از شیراز به تهران سفر میکنه و علی رغم اصراری که برای رفتن به خوابگاه داشته اما بنا بر خواست عموش داخل خونه ی اونها مستقر میشه.. این موضوع باعث میشه تا وحید و غزل پا به دنیای احساسشون بگذارند…
قسمتی از متن رمان چقدر تنهایی بی رحمه
نازنین
0اولش خیلی بی نظیر بود ولی آخرش خیلی مزخرف شد . آخه آخر عاقبت فردی مثل وحید چرا باید اینطوری میشد. غزل هم که خاک تو گورش زندگی همه رو خراب کرد. نخونین مگر اینکه به پایان غم انگیز علاقه داشته باشید . به هر حال از نویسنده ممنون.
۳ ماه پیش....
0به نظرم وقت طلف کردن بود البته از نویسنده ممنون ،واقعا اولاش بی نظیر بود ولی آخرش خیلی مزخرف تموم شد میتونست رمان بهتری باشه خب آخه وحید چرا بایت آخر عاقبتش اینجوری میشد . این غزل هم که خاک تو سرش زندگی همه رو خراب کرد پیشنهاد میکنم نخوانید مگر اینکه به پایان غم انگیز علاقه داشته باشید .
۳ ماه پیشخانم فریزل
0بنظرم رمان جالبی بود. ولی از وقتی غزل وارد داستان شد کلا یجوری شد با اینکه میتونست خیلی بهتر تموم بشه ولی در کل طنز پردازی خوبی شده بود. میدونم که بسیار برای این رمان زحمت کشیده شده و واقعا خوب بود.
۵ ماه پیشhosna
1با وجود اینکه میدونم نویسنده ها چقدر برای نوشتن رمانشون سختی میکشن و انرژیشونو میزارن پای داستانی که قراره خالقش خودشون باشن اما این رمان میتونست خیلی بهتر باشه و دلایل زیادیم دارم واسه این حرفم و مثل بقیه دوستان نظر منفی نمیدم ولی واقعا خیلی کار داره برای اینکه این رمان به یه قلم بینظیر تبدیل بشه
۱۱ ماه پیشعالیه
0به نظر من از بیست به این داستان ۱۴ میدم . ولی چیزی که خوشم اومد این بود که وحید کار عاقلانه ای کرد و دچار احساسات نشد و با غزل ازدواج نکرد . چرا که امثال غزل همیشه باعث آزار طرف مقابل میشن .
۱ سال پیشاسمان
1خوب بود شاید نظرم برای همه جالب نباشه ولی بنظرم وحید بهترین کار رو کرد غزل خیلی زود تصمیم گرفت و زندگی همه رو خراب کرد وحید در عین احساسی بودن منطقی هم بود بیشترین ضربه رو هم خورد امیدوارم تو جامعه ما دیگه همچین وحید هایی نباشن
۱ سال پیشحدیث
0همچین جالب نبود ولی چون خیلی غمگین بود وقتی اینجوری تموم شد حس بدی پیدا کردم
۱ سال پیشناشناس
1همش بدبختی ، همش غم ، ناراحتی ، تنهایی بابا شما نویسنده ها خسته نشدید انقدر چرت و پرت نوشتید؟!!!!!!!!! تازه دارم به حرف یکی میرسم که میگفت این رمان ها رو نخون این ها ساخته ذهن مریض نویسنده هاس . واقعا برای همچین نویسنده ای متاسفم
۱ سال پیشمریم
0اصلا خوشم نیومد چی بود این حیف وقتم
۲ سال پیشMahsa
2کاش این رمان فصل دو داشت پایانش جالب نبود.
۳ سال پیشپرنیا
1اینکه فصل 2 داشت آدم بیشتر سرگرم میشد ولی اخر این رمان خیلی زیبا بود به نظر من شما که اینو گفتی خیلی سلیقت چرته هر کسی هستی باش با بقیه که گفتن این رمان چرته هم هستم شما که انقدر سلیقتون چرته به هیچ جا نمیرسید
۲ سال پیشپرنیا
2عالی بود من بااین رمان میشه بیستو دومین رمانی که خوندم واز همه زیبا تر و دلنشین تر بود نویسنده عزیز لطف کن رمان های بیشتری بنویس خدانگهدار به امید خواندن رمان های جدیدت
۲ سال پیشSahra
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
ریحانه
1رمان جالبی بود ممنون از نویسندش منم تنهایی رو خیلی دوست دارم و باهاش حالم خوبه
۲ سال پیشمینو
1خیلی *** تو گاو بود واقعیتش هیچی نفهمیدم غمگین هم بود خیلی اصلا دلم میخواست آخراش بزنم زیر گریهه
۲ سال پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

فاطمه
0چه جالب دلم میخواد انگیزه نویسنده رو بدونم که از فامیلی ثباتی استفاده کرده، چون فامیلی منم همینه😍