خلاصه رمان عاشقانه چقدر تنهایی بی رحمه
در مورد پسری به اسم وحید ثباتی است که خیلی هم شوخ و به قول معروف کله شقه..!! توی عالم مجردی خودش با گروه دوستانه ای دارن خوش میگذرونده تا اینکه دخترعموش به اسم غزل برای ادامه تحصیل از شیراز به تهران سفر میکنه و علی رغم اصراری که برای رفتن به خوابگاه داشته اما بنا بر خواست عموش داخل خونه ی اونها مستقر میشه.. این موضوع باعث میشه تا وحید و غزل پا به دنیای احساسشون بگذارند…
قسمتی از متن رمان چقدر تنهایی بی رحمه
hosna
1با وجود اینکه میدونم نویسنده ها چقدر برای نوشتن رمانشون سختی میکشن و انرژیشونو میزارن پای داستانی که قراره خالقش خودشون باشن اما این رمان میتونست خیلی بهتر باشه و دلایل زیادیم دارم واسه این حرفم و مثل بقیه دوستان نظر منفی نمیدم ولی واقعا خیلی کار داره برای اینکه این رمان به یه قلم بینظیر تبدیل بشه
۷ ماه پیشعالیه
0به نظر من از بیست به این داستان ۱۴ میدم . ولی چیزی که خوشم اومد این بود که وحید کار عاقلانه ای کرد و دچار احساسات نشد و با غزل ازدواج نکرد . چرا که امثال غزل همیشه باعث آزار طرف مقابل میشن .
۱۰ ماه پیشاسمان
1خوب بود شاید نظرم برای همه جالب نباشه ولی بنظرم وحید بهترین کار رو کرد غزل خیلی زود تصمیم گرفت و زندگی همه رو خراب کرد وحید در عین احساسی بودن منطقی هم بود بیشترین ضربه رو هم خورد امیدوارم تو جامعه ما دیگه همچین وحید هایی نباشن
۱۰ ماه پیشحدیث
0همچین جالب نبود ولی چون خیلی غمگین بود وقتی اینجوری تموم شد حس بدی پیدا کردم
۱ سال پیشناشناس
1همش بدبختی ، همش غم ، ناراحتی ، تنهایی بابا شما نویسنده ها خسته نشدید انقدر چرت و پرت نوشتید؟!!!!!!!!! تازه دارم به حرف یکی میرسم که میگفت این رمان ها رو نخون این ها ساخته ذهن مریض نویسنده هاس . واقعا برای همچین نویسنده ای متاسفم
۱ سال پیشمریم
0اصلا خوشم نیومد چی بود این حیف وقتم
۱ سال پیشMahsa
2کاش این رمان فصل دو داشت پایانش جالب نبود.
۲ سال پیشپرنیا
1اینکه فصل 2 داشت آدم بیشتر سرگرم میشد ولی اخر این رمان خیلی زیبا بود به نظر من شما که اینو گفتی خیلی سلیقت چرته هر کسی هستی باش با بقیه که گفتن این رمان چرته هم هستم شما که انقدر سلیقتون چرته به هیچ جا نمیرسید
۱ سال پیشپرنیا
2عالی بود من بااین رمان میشه بیستو دومین رمانی که خوندم واز همه زیبا تر و دلنشین تر بود نویسنده عزیز لطف کن رمان های بیشتری بنویس خدانگهدار به امید خواندن رمان های جدیدت
۱ سال پیشSahra
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
ریحانه
1رمان جالبی بود ممنون از نویسندش منم تنهایی رو خیلی دوست دارم و باهاش حالم خوبه
۲ سال پیشمینو
0خیلی *** تو گاو بود واقعیتش هیچی نفهمیدم غمگین هم بود خیلی اصلا دلم میخواست آخراش بزنم زیر گریهه
۲ سال پیشمبینا
0تا ب الان حتی یک بارم پیش نیومده بود چنین رمان چرتی رو بخونم وای ک اصلا بدترین رمانی بود ک تا حالا خونده بودم وای ک چقد چرت بود
۲ سال پیشبنده خدا
0خیلی خیلی چرت، وقتتونو حروم نکنین
۲ سال پیشمری
1زندگی من بیشترشبیه این رمانه اینکه میگین چراعاشق مارال شده من خودم برای اینکه فراموش کنم سعی کردم عاشق یکی دیگه شم ولی اونم رفت ومن موندم وزخمایی که به جاموندواینکه تنهایی خیلی باارزشه وذست نویسنده در
۲ سال پیش
خانم فریزل
0بنظرم رمان جالبی بود. ولی از وقتی غزل وارد داستان شد کلا یجوری شد با اینکه میتونست خیلی بهتر تموم بشه ولی در کل طنز پردازی خوبی شده بود. میدونم که بسیار برای این رمان زحمت کشیده شده و واقعا خوب بود.