پارت نود و نهم :
طوبی با دیدن سیاوش، سراسیمه سمتش دوید و پرسید:
- مادرم بود؟ گریه میکرد نه؟!
پسرک نگاهش به غم نشست و سر روی شانه خم کرد:
- چارهای نیست طوبی! باید صبر کنیم تا طاهر برسه.
دخترک ناامید و مستأصل لب زد:
- اگه طاهر نیومد چی؟ اگه اونم نتونست کاری بکنه چی؟!
- میتونه... طاهر نمیذاره، من میدونم!
طوبی روی گلیم نشست و صورتش را با دستها پوشاند و هق هق گریهاش بلند شد، دلش
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
کوثر
0عالی مثل همیشه
۵ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان
کاش اختیار پارت گذاری دست خودم بود، تا قسمت های گذشته رو نمی ذاشتم، بعد ببینم خودتون اعتراض نمی کردین که چرا مشخص نشد چی به چیه و رمان واستون گنگ نبود؟!این توهین به خودتون بود که رمان رو از سر باز کنم
۵ سال پیشزهرا
2نگارجان ناراحت نشو گلم سلیقه ها متفاوته مثلا خود من عاشق رمانایی هستم که قسمتی از گذشتشونم میگه 😍
۵ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان
ممنون از عزیزانی که صبورانه رمان رو دنبال می کنند، و نظراتشون رو با احترام میگن.
۵ سال پیشFatemeh
3اخی دلم خیلی برا طوبی سوخت 🥺بیچاره فقط سیزده سال داشت🥺🥺
۵ سال پیش…
6خیلی ممنون بابت رمان خوبتون و اینکه بچه ها چرا اینطوری می کنید خب هر روز ماجرای نیهان و حسام حالا یه چند روزی هم طوبی و سیاوش چی میشه خب تنوع هم هست خیلی هم باحاله
۵ سال پیشهلی
1نویسنده زودتر گذشته رو خلاصش کن دیگه دلم واسه نیهانو حسام تنگید
۵ سال پیشگوگولی
3ممنون نویسنده جون 😍عالیه مخصوصا هیجانی پس شک برطرف شد نیهان وحسام خواهربرادر ناتنی هستن واینکه طوبی مجبور شده ازدواج باشهباز چقدر توکشورمون هست ازاین مجبوریتاکه آخرش گذشته وآینده خوبی نداره☹🤨🤦 ♀️
۵ سال پیشهستی
2بیچاره 🤧🤧🤧🤧🤧😔😔😔🥀🥀🥀🥀عااالبیی بود ممنون ❤️🍃❤️
۵ سال پیشستی
10هوففففففففف باید ته یه ماه فقط قسه ی شهباز و عصمت و طوبی و طاها رو بخونیم تا برسه به نیهان و حسام ای بابا ولی دست درد نکنه نویسنده جون
۵ سال پیشفرناز
15فک کنم یه ده بیس روز باید بشینیم داستان اکبر و اصغر و صغرا ببینیم ☹🤦 ♀️🤦 ♀️تا به نیهان برسه
۵ سال پیشندا
10نویسنده دیگه شورش رو در آورده این متنها تکراریه اینا رو زود رد کن دیگه
۵ سال پیشآرام
16طاهر و طوبی خواهر و برادرند و علت اینکه سیاوش گفت حسام شبیه طاهرع اینکع حلال زادع ب داییش میرع😁
۵ سال پیشM
9حسام چون خیلی شبیه داییش بوده فکر میکردن طاهره!
۵ سال پیشژلوفن
13نمیشه که نویسنده اینهارو نوشته بعد هم در مورد گذشته است میخواد با جزئیات بگه که ابهامی پیش نیاد خیلی ممنون از نویسنده😍😍😍😍😍😍😍😍😍
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

zahra
0عالی بود خسته نباشی عزیزم