پارت صد :
ساعتی بعد، طاهر مقابل خانه باغ شهباز که در اطراف شهر بود متوقف شد. سیاوش نگاهی به در سفید رنگ خانه انداخت و پرسید:
- اینجا رو از کجا بلد بودی طاهر؟
طاهر درب ماشین را باز کرد و گفت:
- مطمئن نیستم الان شهباز اینجا باشه، اما یه بار با بابام اومدم اینجا! حالا معلوم میشه هست یا نه؟!
قدمش را بیرون گذاشت و سیاوش هم پیاده شد و تا پشت در همراهش رفت، در را نزده بود که رو به سیاوش گفت:
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آزاده دریکوندی
0پس شهباز قاتلش بود💔بنده خدا عصمت حق داشت آلزایمر گرفت🥲
۱ سال پیشرصا
0خوب
۲ سال پیشقرایی
1واقعا رومانات تون خیلی عالی هستن...دمت گرم عزیزم
۵ سال پیشوروجک
11یکی به من بگه الان نیهان و حسام شدن خواهر و برادر ناتنی 😳😐
۵ سال پیشدینو
4رد دادی ها😐نه اصلا ربطی ب هم ندارن فقط مادر پسره و پدر دختره با هم ازدواج کردن دوتا عشق قدیمی
۵ سال پیشوروجک
1خب مثل ادم بگو دیگه دینو 😐😐
۵ سال پیشیگانه
1اخی حسام چقدر خجالت میکشه 🤦 ♀️
۵ سال پیشدنی
9عالییی فقط من برای مرگ طاهر یک عالمه غصه خوردم😔
۵ سال پیشستی
1من کاملاا گیج شدمم فکر کنم لعیا مادر نیهان میشه یکی از زن های شهباز ولی نیهان پدرش سیاوشه وای کلا گیج شدم
۵ سال پیشچشانا
5عزیزم تو دیگه رد دادی🤣🤣اصلا لعیا و شهباز ربطی به هم ندارن
۵ سال پیشگوگولی
5عالیه ایشالله تواین شب قدر🖤حاجتاتون برسین..حسام ونیهان خواهروبرادر ناتنی هستن معلومه قشنگ دلم کلا براطوبی میسوزه خیلی بدههههه😔چه گذشته تلخی
۵ سال پیش?
11میگم چرا هی میگید حسام و نیهان ناتنی هستن🤦 ♂️🤦 ♀️🤦 ♀️اخ درست فکرشو بکن حسام از شهباز و طوبیه دیگه نیهان خو بچه سیاوشه دقیقا این کجاش ناتنی هستن شماهم معلوم نیست چی میگید🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦
۵ سال پیشچشانا
6عزیزم اگه یه کم اطلاعات جمع کنی بدنیست وقتی دونفرباهم ازدواج میکنن بچه هاشون خواهروبرادرناتنی هم حساب میان امااین باعث نمیشه که بچه هانتونن باهم ازدواج کنن وخیلی هابودن که بااین شرایط باهم ازدواج کردن
۵ سال پیشبنده خدا
2مغز من درحال حاضر🏃🙎
۵ سال پیشمعصومه
6سرنوشت نیهان هم داشت مثل طوبی میشد ولی نیهان باهوش بود و فرار کردعشق سیاوش وطوبی خیلی قشنگ 😍
۵ سال پیشسوگند
0..این رمان هم شخصیت های دیگه ای بزارید ممنون میشم
۵ سال پیشسوگند
1سلام این رمان از همهی رمانایی که خوندم عالی تر بود فقط من رمان دیگه هم میخونم که نویسندش همین نویسنده این رمانه یه خواهشی دارم که اون یکی رمان شخصیت های دیگه ای هم بجز عسل نسیم..بقیه را هم داره لطفا
۵ سال پیشFate
3عجب گذشته ی تلخی کلی گریه کردم و هیجان و مزه رمانم به همینه واقعا دستتون درد نکنه خانم نویسنده عالی هستین حرف ندارین هرچی بگم کمه 👌😍✨❤
۵ سال پیشسایا
5آخی طوبی چقدزجرکشیده 😔😖😞😢😭😦😧
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آزاده دریکوندی
0پس شهباز قاتلش بود💔بنده خدا عصمت حق داشت آلزایمر گرفت🥲