پارت صد و چهل و ششم :

موهایم را پشت گوشم میزنم.
-عروس از شهر میگیری باید منتظر عواقبش باشی.
کاوان در حالی که گلاله در آغوشش است، دست دور کمرم می اندازد.
-من با جون و دل عواقبش رو می پذیرم.
بالاخره مامورهای دولت به روستا می آیند و مشغول متر کردن زمین های کشاورزی می شوند. کاوان هم در همه ی مراحل کنار آنها بود و حواسش بود که زمین ها به اسم مالکان واقعیشان ثبت شوند.
تنها قضیه ای که روستاییان را نگران Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    1

    بله دنیا دار مکافاته. ممنون خدا قوت

    ۶ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون که همیشه نظراتتو برام میزاری😍

    ۶ ماه پیش
  • محرابی

    0

    خواهش میکنم عزیزم. رمانتون عالیه نمیشه تشکر نکرد ازتون ☺️

    ۶ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    🥰😘

    ۶ ماه پیش
  • Leila

    1

    پارت خوبی بود ممنون نویسنده عزیز🙏🌹

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️