دزد ناموس به قلم سعیده براز
پارت صد و چهل و نهم :
مرد به کاوان نگاه می کند.
-فلک کردنش چه فایده ای برای من داره؟
محمد: انتقامتو میگیری و دلت خنک میشه.
-من این تاوانو نمیخوام، عوضش بهم چند تا گوسفند بدین، گوسفندهام تلف شدن و زندگی بدون شیر و ماست و پنیر خیلی سخته.
کاوان به اسد اشاره می کند که به طویله برود. اسد که با تعدادی از گوسفندان برمی گردد رشید دوباره مانند مار به دست و پای مردم می پیچید.
-با چندتا گوسفند قید انتقا
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه
0سعیده جان واقعا لذت بردم عالی بود قلمت مانا موفق باشی رمانت خیلی جذاب و شیرین بود 🩷🧡💛💚💙🩵💜🤎❤️
۱ ماه پیشمامان عسل
0بسیار عالی بود خدا قوت سعیده جان ..دست مریزاد 👏 واقعا لذت بردم قلمت مانا عزیزم ..موفق و موید باشی 🌺🥰
۱ ماه پیشسمیه
0بهترین رمانی بود که خوندم واقعا خانراد نماد یه مرد کامل تو هر زمانه ای بود
۲ ماه پیشمبین
0فقط تنها چیزی که اذیتم میکنه اینه که با نوشتن کارکتر کاوان واقعا انتظاراتمون بردین تا آسمونا الان من یکی مثل کاوانو از کجا پیدا کنم😭
۲ ماه پیشمبین
0با اینکه سفر نسبتا کوتاهی بود ولی با نوشتار قوی شما واقعا تو دل رمان رفتم و عاشق تک تک کارکترا مخصوصا کاوان شدم که واقعا الان خداحافظی باهاش برام سخته حسابی خسته نباشید و امیدوارم بازم از این کارای قشنگ برامون بنویسید تا از قلم زیباتون بهره مند شیم خانوم براز عزیزم.
۲ ماه پیشلیلی
0بسیار زیبا نوشتید واقعا که زندگی هر نفر در این دنیا خودش یک رمان میشه
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون لیلاجان😍😍😍😍
۲ ماه پیششهناز
0مثل همیشه عالی بود عزیزم، خسته نباشی 😘😘🌹🌹
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
مرسی عزیزدلم
۲ ماه پیشسلام
0خسته نباشید
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون
۲ ماه پیشLeila
0خیلی رمان خوبی بود نویسنده عزیز مثله رمان های قبلیتون خسته نباشین دمتون گرم🌹🙏 منتظر رمان جدیدتون هستیم😊
۲ ماه پیشسارا
0اسم رمان دیگشون چی هست؟
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
اراذل اوباش
۲ ماه پیشLeila
0اراذل اوباش ک خودم فعلا موفق ب خوندش نشدم
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
امیدوارم بزودی بخونید
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون لیلاجان
۲ ماه پیشمهشید
0خسته نباشید عزیزم قلمت مانا و پر قدرت 🌷🌺😍
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون مهشید
۲ ماه پیشسحر
0خیلی خوب بود خسته نباشی نویسنده عزیز لذت بخش بود
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون سحرعزیز
۲ ماه پیشمصی
0خیلیی قشنگ و ادبی بود من لذت بردم ممنون از نویسنده قشنگم ایشالله هرجاهستی ذهنت آروم و قلبت پراز روشنایی💗
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون بابت دعای قشنگت
۲ ماه پیشسارا شعبانی
0درود بر شما که این واقعیت تاریخی رو به تصویر کشیدید و همین طور قانون تقسیم اراضی که به نفع تمامی مردم بود. از یه بخش از رمانتون خیلی خوشم اومد که میگفتین به مردم کم کم باید آزادی بدیم یهو وارد رفاه بشن قیام می کنند😉
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون ساراجان
۲ ماه پیشبهار
0رمان خیلی قشنگی بود♥️ از تموم شدنش ناراحتم
۲ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون بهار عزیزم بیارمان جدیدمو بخون اراذل اوباش
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سحر
0قشنگ بود، قلمتون مانا نویسنده عزیز