دوست داشتی؟
رمان عاشقانه شاخه سرخ ارغوان از اعظم افتخاری در دنیای رمان

رمان شاخه سرخ ارغوان

  • زبان فارسی
  • 104.3K 👁
  • 533 ❤️
  • 761 💬
خواندن پارت اول

خلاصه رمان عاشقانه شاخه سرخ ارغوان

ارغوان دختری با شخصیت قوی و مستقل که رویاهای دخترانه زیادی در سر دارد. از جمله پیشرفت و استقلال مالی. هنگامی که به دنبال کار می‌گردد بر حسب اتفاق با دکتر جوانی آشنا می‌شود. این آشنایی با تصادف ماشین دکتر کامران افشار با ماشین ارغوان جرقه می‌خورد و اتفاقات پی‌در‌پی که پس از آن رخ می‌دهد. این رویدادها سرانجام منجر به رابطه‌ای عاشقانه بین آن دو می‌شود اما مدتی بعد پای زنی ناشناس به نام پرستو به رابطه آن‌ها باز می‌شود که معمای این رمان است. معمایی که به دوران گذشته برمی‌گردد وقتی که کامران نوجوان بود و دچار اختلالی روانی که هیچ یک از آن خبر ندارند جز خودش و زنی که یکی از نزدیکان پرستو است.

تصویر شخصیت های رمان


پارت اول

"ارغوان" با صدای آلارم گوشی چشم‌هایش را نیمه‌باز می‌کند. در همان حالت خواب‌آلودگی با حرکت دست، گوشی را از روی میزِ کنار تخت برمی‌دارد تا صدا را قطع کند امّا یک‌باره چون برق گرفته‌ها از جا می‌پرد.
-وای دیر شد...
با جهشی از تخت کنده می‌شود وشلخته‌وار روتختی را مرتب کرده وسمت دستشویی می‌رود.
قرار است برای گزینش کار جدیدی که پیدا کرده سرِ ساعت ۹ در محل کار باشد. آدرس بالاشهر است و ساعتی با محل زندگی‌اش فاصله دارد.
وقت زیادی ندارد. با وضعیت ماشین مدل پاینش و ترافیکی که احتمالش را می‌داد، مجبور است هر چه زودتر حرکت کند.
سر وقتِ لباس‌هایی که از شب قبل آماده کرده می‌رود و در یک چشم بر هم زدن تن می کند. لباسی رسمی و مرتب.
موهای نسبتاً بلندش را با گیره‌ای پشت سر جمع می‌کند و موهای جلو را با مهارت روی پیشانی فرم می‌دهد. فرصت زیادی برای آرایش کردن ندارد و همان‌طور ساده از اتاق خارج می‌شود...
مادر را نمی‌یابد. حدس می‌زند برای خرید بیرون رفته باشد. خداروشکر می‌کند که او نیست تا به اصرارِ صبحانه خوردن، همان زمان کوتاه را کوتاه‌تر کند.
حیاط کوچک خانه جایی برای پارک ماشین ندارد بنابراین از درِ خانه که بیرون می‌آید اول چشمم به ماشینش می‌افتد که در قسمتی از کوچه و جایگاه همیشگی‌اش پارک است.
از وقتی صاحب آن ماشین شده جای پارک را در آن قسمت قُرُق کرده بود طوری که همه همسایه‌ها می‌دانستند آن قسمت از کوچه که جلوی خانه هیچ کس نیست، جای ماشین ارغوان، دختر آقای نادری است...
در کوچه "ارسلان" را می‌بیند:
-سلام آبجی کوچیکه! کجا با این عجله؟..
-کار جدید پیدا کردم می‌رم برای گزینش. فقط دعا کن که قبول بشم.
ارسلان دستی به موهایش می‌کشد:
-بی‌خیال آبجی! نشد هم نشد. مگه من مردم؟ والا همون کار قبلی رو هم راضی نبودم بری. بمون خونه بلکه بختت بازبشه و یه شوهر خوب برات پیدا بشه. و می‌خندد...
ارغوان با حرص دندان روی هم سایید و گفت: برو کنار دیرم شده. خودت چی؟ یک ساله از سربازی اومدی هنوزم آس و پاس می‌چرخی. منم بخوام نرم سرکار که هیچ... آقاجونم چه گناهی کرده؟ تا ابد که نباید جور ما رو بکشه.
درِ ماشین را باز می‌کند و پشت فرمان می‌نشیند. ارسلان سرش را خم کرد و از شیشه‌ای که پایین بود گفت:
- اتفاقاً با اِسی زدیم تو یه کارِ خفن و نون و آب‌دار. چند وقت دیگه مشخص می‌شه کی آس و پاسه.
ارغوان حین استارت زدن نگاهش کرد و گفت: ایشالله به سلامتی؛ ما که بخیل نیستیم خان‌داداش!
ارسلان کنار می‌رود.
-مراقب خودت باش آبجی کوچیکه. حواست به غیرت ما هم باشه. محیط کارت زنونه باشه‌ها.
ارغوان گازی به ماشین داد و با صدای بلندتری خداحافظی کرد و رفت...

بیشتر بخوانید

آخرین پارت های ارسال شده

نظرات رمان شاخه سرخ ارغوان
  • ارزو

    در پارت 700

    رمان جالب بود ولی پایانش را دوست نداشتم

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    در پارت 10

    خوبه فکرکنم رمانخوبی باشه

    ۱ سال پیش
  • یاسمن

    در پارت 10

    خوببببببهه

    ۱ سال پیش
  • Sithe

    0

    خیلی عالیه😍😍

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون

    ۱ سال پیش
  • میم

    در پارت 700

    اولش زیادخوب. نبود ولی درکل جالب بود

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون

    ۱ سال پیش
  • تارا

    در پارت 650

    خوب بود دوست داشتم

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    در پارت 700

    رمان خیلی خوبی بود..موفق باشید

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون❤

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    در پارت 12

    پارت اول که خوب بود بریم بقیه رو بخونیم

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون

    ۱ سال پیش
  • تارا

    در پارت 240

    خوبه

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون

    ۱ سال پیش
  • تارا

    در پارت 170

    عالی

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون

    ۱ سال پیش
  • ...

    0

    رمان باحالی بود اما کاشک فصل دوم داشته باشه🫠

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون که همراه بودید

    ۱ سال پیش
  • ۲

    در پارت 10

    خوب بود

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون

    ۱ سال پیش
  • زیبا

    در پارت 20

    داره دارک میشه

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    🙏🙏

    ۱ سال پیش
  • قشنگ بود

    در پارت 10

    از پارت اول راضیم

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون که همراهید

    ۱ سال پیش
  • سهیل

    در پارت 700

    رمان آموزنده ای بود موفق باشید

    ۱ سال پیش
  • اعظم افتخاری | نویسنده رمان

    ممنون❤

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!
خوش اومدی!
میخوای شروع کنی؟