خلاصه رمان :
ماتیسا دختر نازپرورده عمارت سماواتیها دل در گرو پسرعمویی دارد که دلش را به تاراج برده ، هر دو شیفته و واله یکدیگرند . اما همیشه آنچه که باید بشود ، نمیشود . خورشید به زندگیاش میتابد ولی تابشش او را میسوزاند . ماتیسا را دستی به سایه میبرد و ناجیش میشود ...
قسمتی از متن رمان ماتیسا
پریسا
2خسته نباشی نویسنده عزیز، رمان زیبایی بود
۲ سال پیشصنم
0عالی بود خوشمان امد دست نویسنده عزیز نکنه 💚
۲ ماه پیشبهترین رمانی بود که
0خیلی قشنگ بود عالی
۲ ماه پیشعسل
0به نظرم زیاد کتاب نبود فقط بعضی از جاهاش کتابی نوشته شده بود اونم به شدتی که بعضی از دوستان شاکی شدن خیلی از قلم نویسنده خوشم اومد نه از کلکهای لوس بازی رمانهای دیگه داشت ونه طنزهای سبک ومسخره شوخیهای دلنشین بین شخصیتهارو دوست داشتم و عاشقانه خیلی قشنگی بود
۳ ماه پیشویولت
1واییییییییییی خیلی قشنگ بود از اونجا ک داستان رو سالار میگه جذاب تر میشه عالی بود واقعا
۵ ماه پیشریحانه
2به نظرم خیلی باحال بود. بعضی جاها فکر می کردی داستان داره حوصله سربر میشه، اما هر بار کمی بعدش غافلگیرت می کرد. صحنه کشیده شدن ماتی به خلاف هم خیلی قشنگ و حساب شده چیده شده بود؛ این که همون اولین اعتمادش به صاحب مسافرخونه، شروع بدبختیش شد.
۵ ماه پیشنیلوفر
3وایییییییی خیلی قشنگ بود...اولش از اون راز و اون رابطه که نباید شکل میگرفت عصبی شدم ولی نویسنده خیلی قشنگ عاشقانه ی بهتری وارد داستان کرد
۵ ماه پیشفریده
3خیلی خوب بود.لذت بردم ی جاهایی وسطاش حوصله سر بر بود ولی از جایی ک قصه دست سالار میفته جذاب میشه
۶ ماه پیشزهرا
1کتابی نوشته شده چند خط اولو خوندم ولی ادامه ندادم اومدم بنویسم اگه توهم مثل من رمانی که کتابی نوشته شده دوس نداری دانلود نکنی بیخودی
۶ ماه پیشفافا
1زیبا بود ممنونم
۷ ماه پیشبسیار قشنگ بود
2بسیار رمان جذابی بود خوشم اومد
۹ ماه پیشنادیا
2خیلی رمان قشنگی بود هم عاشقانه هم معمایی .عاشق رمان های طولانیم تشکر از نویسنده.
۱۰ ماه پیشبهار
0حوصله سراورخوشم نیومدناقسمت۸بیشترنخوندم جالب نبودجذاب نبود جذبم نگرداصلا
۱۲ ماه پیشفاطی
3رمان زیبایی بود عالی
۱ سال پیشHdias
2عالی بود خسته نباشید😘
۲ سال پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

مونا
0خیلی قشنگ بود منتها این که سالار از قبل هیچ جا اشاره ای به علاقه ش به مانیسا نبود یهویی شروع شد ولی خدا قوت ارزش وقت گذاشتن رو داشت