دزد ناموس به قلم سعیده براز
پارت صد و چهل و هفتم :
کاوان می گوید:
-مطمئنی اینجا در حق کسی بدی نکردی؟
کاوه به اطراف نگاهی می اندازد که گل چمن چند قدم به جلو برمی دارد و فانوس را رو به روی صورت خودش می گیرد.
-منو یادت رفته انگار!
کاوه با دیدن گل چمن در جایش خشکش می زند، شاید پیش خودش فکر کرده که گل چمن بعد از اون اتفاق از اینجا رفته یا بلایی سرش آمده که آن قدر مطمئن از خودش حرف می زد.
کاوان: من کاری بهت ندارم چون در حق من بدی نکØ
لطفا صبر کنید...

Leila
1آخی حقش بود 👏 عالی بود 🌹🙏