رمان ندیم
نویسنده نرگس نعمت زادهروایت دختری هفده ساله، مقید و زیبا به نام تمنا، که ساکن شهر همدان است. تمنا به همراه پدر و مادرش، بخاطر کار پدرش، مجبور به مهاجرت به تهران می شوند. تمنا قرار است تمام حواس و تمرکزش را روی درسش بگذارد...
لیست رمانهای منتشر شده توسط نویسنده نرگس نعمت زاده
روایت دختری هفده ساله، مقید و زیبا به نام تمنا، که ساکن شهر همدان است. تمنا به همراه پدر و مادرش، بخاطر کار پدرش، مجبور به مهاجرت به تهران می شوند. تمنا قرار است تمام حواس و تمرکزش را روی درسش بگذارد...
ماجرا از اونجایی شروع میشه که سه دوست، به نام های بهار، نفس و نیلوفر که در دوران شیرین دانشجویی به سر می برن، تصمیم می گیرن سریک لجبازی بچه گانه، به سفر برن.سفر به ویلایی نفرین شده در شمال کشور. همه...
حامی پسری از مناطق محروم پایین شهره که بخاطر جور کردن پول دیه ی فردی که خواهرش باهاش تصادف کرده، پاش به خلاف و دزدی وا می شه. آرامش(ملقب به طوفان) دختری 19 سالس که از وقتی شروع به تاتی تاتی کرد، دور...
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
شادی و ملودی، دو دختر هفده ساله که موقع تولد توی بیمارستان جا به جا شدن و سالها به جای همدیگه زندگی کردن. دو خانواده متفاوت، دو کشور متفاوت، دو جهان متفاوت! و حالا بعد از هفده سال، باید دنیایی که...
سارا از کم محلی های فامیل و خانواده اش خسته و اندوهگین بود . او مانند تمام انسان ها به محبت و دوست داشته شدن نیازمند است ، بیش از همه محبت را حس می کند اما گاهی سردرگم می شود و معنی محبتشان را متوجه...
برای اجاره کردن یه خونه، فقط کافی بود نقش زن و شوهر عاشق رو بازی کنن… مشکل از جایی شروع شد که شغل واقعیشون هم نقش بازی کردن بود. دنیا و آرین، دو دانشجوی کامپیوتر، هر روز پشت چهرهی یک هوش مصنوعی با...
آیوی، دختری از پریان جنگل، در روستای مقدسشون در صلح و آرامش همراه مادرش زندگی میکنه. اما دنیای یکنواختش با برخوردش به یک غریبه زخمی، متزلزل میشه. درحالیکه سربازای سلطنتی در تعقیب اون مرد هستن، تصمیمش...
وقتی عشق، به اجبار گره میخوره... کایلا فقط یه آرزو داشت... اینکه یه روز همسر مردی بشه که بیصدا عاشقش بود. فکر میکرد اگه یه روز اسمش کنار اسم رهاب آویدمهر توی عقدنامه ثبت بشه، کمکم دلش رو هم به...
آیما همان شبی که مُرد، برای اولینبار زنده شد. شبی که مادرش را از دست داد و مردی در جمجمهاش بیدار شد؛ نابغهای مرموز که حالا ذهنش را با او شریک است و هر لحظه مرز میان خود واقعیاش و آن غریبه را...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی