رمان آیدا و آرزوهای پوشالی
- به قلم آرزو هاشم آبادی
- 38 پارت
- در حال نگارش
- زبان فارسی
- 10.8K 👁
- 25 ❤️
- 31 💬
خلاصه رمان عاشقانه آیدا و آرزوهای پوشالی
یک ساختمان سه طبقه با کلی اتفاقات تلخ و شیرین... آیدا دختری ساده و پر تلاش با آرزو های بزرگ؛ در یک خانواده معمولی و با اصالت زندگی می کند. برای یک آینده ی روشن بسیار تلاش می کند اما همیشه اعتقاد دارد که عشق حلال مشکلات است. امیر حسام مردی با خدا که به اوستا کفاش معروف است؛ با همان غیرت مردانه و نگاه سر به زیر دل به آیدایی می دهد که در طبقه ی دوم زندگی می کند اما دخترک ساده و بی تجربه دست رد به عقل و منطق می زند و به حرف دلش گوش می دهد اما چه اتفاقی می افتد که بعد از گذشت دو سال؛ این بار با کوله باری از تجربه و دلی شکسته ؛دوباره سر راه اوستا کفاش قصه قرار می گیرد؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 38
_ مسلما نه، چون نمی تونم هروقت که دلم خواست جواب تماس های تو رو بدم. اگه یه لحظه متوجه موضوع بشه چی؟ چند ثانیه سکوت کرد. این سکوت از هر حرفی خطرناک تر بود. بعد از اندکی مکث با صدایی شکاک و عصبی گفت: _ خب بفهمه.مگه قرار نیست تا چند روز دیگه منو به خانواده ات معرفی کنی؟ ثانیه ها کش آمدند و من فقط...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 37
مشخص بود که سعی بر انکار دارد. با رفتاری کاملا هوشمندانه به قلبش اشاره کردم: _ اونجاست. دقیقا خیلی وقته که وسط سینه ات جا خوش کرده خان داداش. وقتی نگاه و لبخند مطمئن مرا دید، نا امید و خسته سرش را به پشتی کاناپه تکیه داد و دستش را روی پیشانی اش کشید. _ آیدا ادامه دادم: _ آیدا چی؟ مگه دروغ می گ...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 36
عاطفه غر زد که چرا تا صبح پا به پای آن ها نمی نشینم و من بهانه ی کار و خستگی را پیش کشیدم تا بلکه با خوابیدن کمی به فکر و ذهن آشفته ام ، آرامش عطا کنم اما این آرامش چندان دوام نداشت چرا که ثانیه ها...دقیقه ها و حتی ساعت ها در پی هم می گذشتند اما هیچ خبری از سعید نمی شد. نه زنگ می زد.نه پیامی می ...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 35
آن قدر از نتیجه این تماس دمغ و دلخور بودم که دیگر به عبور و مرور ماشین ها و آدم ها هیچ توجهی نکردم.آهی کشیدم و سپس با دلی آزرده به راه افتادم. بین راه باز هم دلم طاقت نیاورد. پس تصمیم گرفتم در آشتی پیش قدم شوم.بی وقفه شماره اش را گرفتم.یک بار...دوبار...سه بار...و هر بار بی پاسخ! نگرانی بدجور به ...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش

آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم نظر لطف شماست
۱ ماه پیشDarya
1خیلی دوسش دارم. قلم پخته و روونی داره. خسته نباشید خانم نویسنده
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
نظر لطف شماست 💜
۲ ماه پیشآرزو
در پارت 90سلام . تو تبلیغات رمان زده رایگان به پارت ۱۲ میرسی قفل میشه و پول میخاد ...چرا؟؟؟؟
۲ ماه پیشپروانه ی تنها
1سلام نویسنده ی عزیز خسته نباشین رمان فوق العاده قشنگیه ولی ای کاش رایگان بود تا بتونیم بخونیم
۲ ماه پیشfatima
1و باز دوباره آرزو جان رمان جدید داده بیرون🥰 من عاشق رمان ها و قلم شمام
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
نظر لطفتونه عزیز دلم❤
۲ ماه پیشامیر شایان
1لطفا پارتای بیشتری بذارین داستان قشنگیه
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
چشم عزیزم❣️
۲ ماه پیشبهناز
1قلم نویسنده که خیلی خوبه تا اینجا عالی بوده
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم
۲ ماه پیشحدیث
در پارت 71تا اینجای که خوندم خوب بود
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
نظر لطف شماست گل من😊
۲ ماه پیشمریم جون
1عالیه لطفا پارت بیشتری برامون بذارید🙏
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
ممنون چشم گلم💜
۲ ماه پیشSahar
در پارت 91اوستا کفاشو عشقه🤩 تورو خدا از امیرحسام بیشتر بگین دلم می خواد عاشق آیدا بشه
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
باشه عزیزم😅🥰
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
امیر حسام عزیزم قراره بترکونه🙈
۲ ماه پیشسحر
1وای خانم هاشم آبادی شما که دوباره دست ب قلم شدین😍 رماناتون بی نظیرههههههه👏👏👏👏👏 مطمئنم این رمانم یکی از بهترینا میشه
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
ممنونم از همراهی شما دوست عزیز💜
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
مرسی از نگاهت مهربون❤❤
۲ ماه پیشفواد
در پارت 90خانم آرزو باپوزش که بازمزاحمم.نمیدونم شمابودیدیاشخص محترم دیگه که معلم قرآن ودینی هستید.فضول نیستم منظورمتفاوتی دارم بعدروشن میشه.لطفاجواب بدید.باپوزش که نظری غیرازرمان ارسال میکنم.
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
سلامی دوباره به شما دوست عزیز خیر بنده اصلا معلم نیستم
۲ ماه پیشنیهان
در پارت 11عالیه لطفاً در قسمت رمان های رایگان قرار بدین ممنون میشم
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
💙💚
۲ ماه پیشHadis
1عالیه امیدوارم یکم هیجانی باشه و هیمن طور رایگان تا بتونیم بتونیم
۲ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم🥰 رمان هیجانات بی نظیری براتون توی چنته داره منتظر باشید
۲ ماه پیشخانم نویسنده ابتدای
در پارت 80خانم نویسنده ابتدای رمان نوشتیدخانواده بااصالت.سالهاست واژه اصیل!واصالت!برام هم بی معناست هم شده توهین وحتی کمپلکس وعقده.دختری جیغ بکشه :پدرم اصیله ه ه.یایکی دیگه :مامانم اصیله.یامااصیلیم یااصالت داریم.شماکه باواژه هاکاملاآشناهستدلطفابرام معناکنید.اشاره ای به رمان نکردم باشه برابعد.
۲ ماه پیش

محنا
0خیلی قشنگه من که عاشقش شدم خسته نباشید نویسنده عزیز