رمان آیدا و آرزوهای پوشالی
- به قلم آرزو هاشم آبادی
- 72 پارت
- در حال نگارش
- زبان فارسی
- 13.2K 👁
- 26 ❤️
- 32 💬
خلاصه رمان :
یک ساختمان سه طبقه با کلی اتفاقات تلخ و شیرین... آیدا دختری ساده و پر تلاش با آرزو های بزرگ؛ در یک خانواده معمولی و با اصالت زندگی می کند. برای یک آینده ی روشن بسیار تلاش می کند اما همیشه اعتقاد دارد که عشق حلال مشکلات است. امیر حسام مردی با خدا که به اوستا کفاش معروف است؛ با همان غیرت مردانه و نگاه سر به زیر دل به آیدایی می دهد که در طبقه ی دوم زندگی می کند اما دخترک ساده و بی تجربه دست رد به عقل و منطق می زند و به حرف دلش گوش می دهد اما چه اتفاقی می افتد که بعد از گذشت دو سال؛ این بار با کوله باری از تجربه و دلی شکسته ؛دوباره سر راه اوستا کفاش قصه قرار می گیرد؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 72
به ظرف نگاه کردم و آرام گفتم: _ مرسی عزیزم نمی خورم. عاطفه گفت: _ یه کم بردار، از صبح چیزی نخوردی. سرم را به معنی نه تکان دادم: _ اصلا اشتها ندارم.اصرار نکن. برای میوه و خرما هم تشکر کردم ولی چیزی برنداشتم. کم کم آدم ها از کنار قبر فاصله گرفتند. هرکس فاتحه ای خواند و بعد دستی روی شانه ی ...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 71
سوگند را به من سپرد و خودش به آشپزخانه رفت تا دست کمک مادر و زن عمو ها باشد. در جواب پیام سعید که حالم را پرسیده بود، یک " خوبم" فرستادم و تمام! بزرگتر ها درباره ی خاکسپاری فردا صحبت میکردند. کار های مراسم و جزئیات دیگری که هیچکدام برای من اهمیت نداشت.سر سفره آبگوشت گذاشتند اما هیچ کس اشته...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 70
دستم را محکم تر گرفت و به چشم هایم خیره شد: _ درد یتیمی، درد بزرگیه. خدا برای،کافرش هم نیاره عمه... آهی کشیدم و با نهایت غم لب زدم: _ الهی آمین چشم هایم میان جمعیت چرخید و ناگهان پدرم را دیدم. با لباس مشکی و صورتی که خستگی و غم روی آن نشسته بود، گوشه ای ایستاده بود. چند لحظه خیره و کِش دار نگا...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 69
همین که ماشین را با فاصله ی اندکی از خانه متوقف کردم، قلب بی تاب و بی قرارم درون سینه فرو ریخت. نگاه اشکی ام را به خانه ی پدربزرگم دوختم. همان خانه ی قدیمی با دیوار های آشنا و درِ آهنی بزرگی که سال ها برایم معنیِ خانواده را هجی کرد اما این بار چیزی در ظاهرش بود که دلم را می لرزاند. پرچم های...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
محنا
0خیلی قشنگه من که عاشقش شدم خسته نباشید نویسنده عزیز
۴ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم نظر لطف شماست
۴ ماه پیشDarya
1خیلی دوسش دارم. قلم پخته و روونی داره. خسته نباشید خانم نویسنده
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
نظر لطف شماست 💜
۵ ماه پیشآرزو
در پارت 90سلام . تو تبلیغات رمان زده رایگان به پارت ۱۲ میرسی قفل میشه و پول میخاد ...چرا؟؟؟؟
۵ ماه پیشپروانه ی تنها
1سلام نویسنده ی عزیز خسته نباشین رمان فوق العاده قشنگیه ولی ای کاش رایگان بود تا بتونیم بخونیم
۵ ماه پیشfatima
1و باز دوباره آرزو جان رمان جدید داده بیرون🥰 من عاشق رمان ها و قلم شمام
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
نظر لطفتونه عزیز دلم❤
۵ ماه پیشامیر شایان
1لطفا پارتای بیشتری بذارین داستان قشنگیه
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
چشم عزیزم❣️
۵ ماه پیشبهناز
1قلم نویسنده که خیلی خوبه تا اینجا عالی بوده
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم
۵ ماه پیشحدیث
در پارت 71تا اینجای که خوندم خوب بود
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
نظر لطف شماست گل من😊
۵ ماه پیشمریم جون
1عالیه لطفا پارت بیشتری برامون بذارید🙏
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
ممنون چشم گلم💜
۵ ماه پیشSahar
در پارت 91اوستا کفاشو عشقه🤩 تورو خدا از امیرحسام بیشتر بگین دلم می خواد عاشق آیدا بشه
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
باشه عزیزم😅🥰
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
امیر حسام عزیزم قراره بترکونه🙈
۵ ماه پیشسحر
1وای خانم هاشم آبادی شما که دوباره دست ب قلم شدین😍 رماناتون بی نظیرههههههه👏👏👏👏👏 مطمئنم این رمانم یکی از بهترینا میشه
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
ممنونم از همراهی شما دوست عزیز💜
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
مرسی از نگاهت مهربون❤❤
۵ ماه پیشفواد
در پارت 90خانم آرزو باپوزش که بازمزاحمم.نمیدونم شمابودیدیاشخص محترم دیگه که معلم قرآن ودینی هستید.فضول نیستم منظورمتفاوتی دارم بعدروشن میشه.لطفاجواب بدید.باپوزش که نظری غیرازرمان ارسال میکنم.
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
سلامی دوباره به شما دوست عزیز خیر بنده اصلا معلم نیستم
۵ ماه پیشنیهان
در پارت 11عالیه لطفاً در قسمت رمان های رایگان قرار بدین ممنون میشم
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
💙💚
۵ ماه پیشHadis
1عالیه امیدوارم یکم هیجانی باشه و هیمن طور رایگان تا بتونیم بتونیم
۵ ماه پیش
آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم🥰 رمان هیجانات بی نظیری براتون توی چنته داره منتظر باشید
۵ ماه پیش

حنا
در پارت 530پارت پنجاهیم هنوز هیچی به هیچی، یعنی چی آخه؟