بیوگرافی کامل آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا)

آتنا براهوئی نژاد با نام هنری رُی‌زا.
متولد و ساکن زاهدان؛ اصالتاً بلوچ هستم.
۱۷ سالمه و از زمانی که یادم میاد در حال خیال‌پردازی و نوشتن بودم اما فعالیت اصلیمو‌ تو ۱۴ سالگی شروع کردم.
تا به حال چند رمان منتشر کردم که می‌تونید در ادامه اسامیشون‌ رو بخونید.

رمان‌های عاشقانه و مافیایی من:
- فرار آزادی.
- بی‌سایه‌ها(به زودی).

رمان‌های عاشقانه و تینیجری(نوجوانانه) من:
- نهان نیلی.
- رُنِسانس هفده سالگی.

رمان‌های عاشقانه و اجتماعی من:
- لبخند گمشده.


آثار آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) در دنیای رمان

تصویر کاور رمان رنسانس هفده سالگی؛ رمان عاشقانه برای لیست مطالب
تصویر کاور رمان فرار آزادی؛ رمان عاشقانه مافیایی برای لیست مطالب

اطلاعات تکمیلی نویسنده

  • تاریخ تولد ۴ اسفند ۱۳۸۷
  • سال شروع به کار تیر ۱۴۰۲
  • تحصیلات ثبت نشده
  • زمینه فعالیت نویسندگی

لیست کلیه آثار تالیفی

  • لبخند گمشده

    ژانر : عاشقانه، اجتماعی | رایگان
  • نهان نیلی

    ژانر : عاشقانه، تینیجری | رایگان
  • فرار آزادی

    ژانر : عاشقانه، هیجانی، مافیایی | رایگان
  • رُنِسانس هفده سالگی

    ژانر : عاشقانه، هیجانی، طنز، تینیجری | رایگان

آخرین اطلاعیه های نویسنده:

آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) : ۱۶ روز پیش در رمان فرار آزادی

سلاااااام عشقای من، دلم کلی براتون تنگ شده بود🥹😭**راستش اومدم که بگم رمان جدید من با عنوان <رُنِسانس هفده سالگی> از امشب تو کانال تل|گرامم پارت گذاریش شروع میشه و خیلی خوشحال میشم اگه همراهیم کنید🫶🏻**یه معرفی کااااامل از داستان رمان و شخصیتاش تو کانال تل|گرام گذاشتم و می تونید برید اونجا ببینید: *** **البته این پایین هم براتون یه خلاصه از رمان می ذارم که بخونید👇🏻**📚 نام رمان: رُنِسانس هفده سالگی.**🎭 ژانر: عاشقانه-هیجانی-طنز-تینیجری.**✍🏻 نویسنده: آتنا براهوئی نژاد(رُی زا ).**خلاصه:**شادی و ملودی، دو دختر هفده ساله که موقع تولد تو بیمارستان جا به جا شدن و سال ها به جای همدیگه زندگی کردن.**دو خانواده متفاوت، دو کشور متفاوت، دو جهان متفاوت!**و حالا بعد از هفده سال، باید دنیایی که توش بزرگ شدن رو ترک کنن و به جای اصلیشون برگردن، جایی که هیچ شناختی ازش ندارن...**با ترس وارد دنیای جدید میشن اما خیلی زود می فهمن که تو این راه تنها نیستن.**افرادی وارد زندگیشون میشن که معلوم نیست دوستن یا دشمن!**شاید هم احساسی فراتر از همه ی اینا...عشقی که هرگز حضورش رو توی زندگیشون نمی خواستن!**تو اون لحظه می فهمن دیگه اون آدمایی که می شناختن نیستن و دچار یه تحول شدن.**یه تولد دوباره ...یه رُنِسانس.**چیزی که ازش به عنوان رُنِسانس هفده سالگی یاد می کنن!

کپی شد!