خلاصه رمان عاشقانه شومینه
حامی پسری از مناطق محروم پایین شهره که بخاطر جور کردن پول دیه ی فردی که خواهرش باهاش تصادف کرده، پاش به خلاف و دزدی وا می شه. آرامش(ملقب به طوفان) دختری 19 سالس که از وقتی شروع به تاتی تاتی کرد، دور و برش فقط کیسه بوکس دیده و وسایل رزمی! روحیش با دخترای هم سن خودش زمین تا آسمون متفاوته! پدر و مادر آرامش که از ماموران اطلاعاتی و خبره ی کشورن، طی یه سانحه جونشون رو از دست می دن. اما کیارش، پدر آرامش، قبل از مرگش مسئولیتی رو به گردن آرامش می ذاره، که برای به ثمر رسیدن تلاش های پدر و مادرش،و نجات جون خودش باید حتما اون کار رو انجام بده. آرامش باید روز تولد 20 سالگیش، کاری رو انجام بده که ریسکش بسیار بالاست و حتی ممکنه جونش رو توی این راه از دست بده. و دقیقا توی همین زمان، آقا حامی، از لوله ی شومینه، می ره توی عمارت آرامش برای دزدی و گیر میفته! و همین میشه شروعی بر آشنایی این دو، و گره خوردن سرنوشتشون بهم. آرامش، یک پول قلمبه به حامی می ده و حامی باید در ازاش، بشه بادیگارد و همه کاره ی آرامش!!! اما این پایان ماجرا نیست...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان شومینه - پارت 256
هرچه سعی می کردم بخاطر حامی جلوی گریه ام را بگیرم، بی فایده بود. بلند شدم تا زنجیر را از دستانش باز کنم. اما همینکه نیم خیز شدم، درد وحشتناک ی زیر دلم پیچید. طوری که حتی توان حرکت برایم باقی نگذاشت. در همان حالت، دستم را روی شکمم گذاشتم و با چشمان بسته شروع کردم به جیغ کشیدن. صدای نگران حامی که ب...
بروزرسانی در : ۱۸۱۲ روز پیش
-
رمان شومینه - پارت 255
- جدی؟ - به من میاد آدم شوخی باشم؟ - حامی اذیت نکن. خندید. دستی به گونه ام کشید و گفت : آره جدی جدی. سرم را محکم به سینه اش فشردم و دستم را دورش حلقه کردم. نفس عمیقی کشیدم و گفتم : حس الانم رو با دنیا عوض نمی کنم. - گلم خب من همه دنیاتم دیگه نمیشه که خودم رو با خودم عوض کنی. در همان حال، با خنده...
بروزرسانی در : ۱۸۱۳ روز پیش
-
رمان شومینه - پارت 254
- بیخیال بابا! سال بابای منم هنوز نیومده اصلا مادر من کجا و اون کجا. - مگه گفتم همین الان؟ کلی گفتم. به نظرم بهم میان. - مادر من کم کم پنج شیش سالی بزرگتره حاج خانم! من خودم وقتشه بچه دار شدن و نوه دار شدنمه. آخه مادر ما رو چه به سرهنگ. - باشه قبول. نباید می گفتم. - اصلا بحث این نیست... الان نه م...
بروزرسانی در : ۱۸۱۳ روز پیش
-
رمان شومینه - پارت 253
نگاهی اجمالی به آپارتمان مجللش انداختم. با پول های حرام، چه جایی هم زندگی می کرد! نمی دانم چطور آن لقمه ها از گلویشان پایین می رفت. هرچند که خیلی هم جای تعجب نداشت. چون دین و ایمانشان با ما فرق داشت... ولی انسانیت همه جا یکی بود سیاه و سفید و مسلمان و مسیحی و ایرانی و خارجی نداشت... خوشبختانه چون...
بروزرسانی در : ۱۸۱۴ روز پیش
مادمازل
در پارت 2521چرا معده اش و جراحی کردن؟ اول گفتن از راه تنفس انتقال پیدا کرده بعد گفتن منشاء از کبودی دسته، بعد گفتن از طریق همون پارچه اس ، خب آرامش هم به پارچه دست زد چرا اون چیزی اش نشد؟ چرا باید اصلا احمق باشن اینکارو بکنن؟اون فروشنده چرا باید خریدار خودش و تو دردسر بندازه؟😐 🤷🏻 ♀️
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2491اصلا عشق و علاقه حامی برای من باور پذیر نیست مخصوصا اون داستانی که تو هتل تعریف کرد که کم کم عاشق شدم و فلان🤷🏻 ♀️ تمام مدت میگفت دلم سوخته هیج جای داستان علشق شدن حامی نبود مگر زمانی که تحت درمان قرار گرفت. پس عشقی نبود همون غریزه بود. تا هورمون اش فعال نشد عاشق نشد الان هم که انگار دین به گردنشه
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2491یعنی دم و دستگاه اطلاعات ایران لَنگ آرامش بود؟هر زن دیگه ای میتونست جای آرامش این کارو انجام بده.چیز عجیبی نبود که فقط این 4 نفر باید انجام میدادن.بعد پدرش کارخونه و خونه رو از ارامش گرفت.عموش گاگوله که نفهمه آرامش زنده است؟با همون ماشین و اسم و رسم تو تهران زندگی میکنن مثلا مردن؟😐 اینا یکم ضعفه
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2481کلا از روزی که بچه رو سقط کرد تا ترکیه یک هفته هم نشد...نقش بازی میکردی که مثلا سقط شده..بچه هم که به قول قابله قلب اش تشکیل نشده بود حالا همچین میگن تاوان و گناه...😒😐 من نمیدونم چرا تو این داستان ها مردها هگه دست بزن دارن و سریع میزنن تو گوش طرف 😂 والا گوه میخوره میزنه انگار از خوشی این کارو کرد
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2442دقیقا مگه عاشق شدن دیگه چه قدر به ترشح هورمون وابسته است؟ 🤦🏻 ♀️ 🤷🏻 ♀️ کلا اینقدر این مسئله تو داستان اغراق شده است که اصلا حس و نگرانی و دلتنگی و ابراز علاقه حامی برای من دیگه قشنگ نیست و حس هوس و زشت میده... اگر ازش متنفر بود عاشق اش میشد قابل قبول بود تا اینکه قرص بخوره عاشق بشه.
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2431من اصلا خوشم نیومد❤️گفتن دوستت دارم و ابراز علاقه کردن نیاز به قرص وغریزه نداره.با این کار ارزش عشق و علاقه و پایین آوردین خیلی ها هستن به خاطر شیمی درمانی و... غریزه و از دست میدن ولی دلیل نمیشه عشق یا علاقه شون رو نسبت به پارتنر شون از دست بدن صرفا اون مورد درمان میشه.این دیگه اسم اش عشق نیست هوسه
۳ ماه پیشیاسی
در پارت 2422رمان خوبیه فقط یه ایراد داره اونم اینه که آخه مگه دوست داشتن فقط تو حس غریزه مردونه خلاصه میشه حامی تا حس غریزه شو بدست آورد یه دفعه گفت دوست دارم
۴ سال پیشمادمازل
در پارت 2421کجا گفت دوستت داره یا غریزه و به دست آورد؟ من چرا هرچی میخونم نمیبینم 😐 آرامش گفت بریم آزمایش بدیم اینم گفت باشه بعد رفت رو قسمت گرگان 😐
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2420به خدا برای یه بغل و بوسه و محبت کردن ساده نیازی به غریزه نیست ها!!! این دیگه خیلی اغراق داره 😐 بابا طلاق بگیرین دیگه اَه 😂 ترجیح میدم جدا شن بعد چند سال ددباره سر راه هم قرار بگیرن تا این مدلی 😒 اینطور که معلومه داستان رفت رو پلیس مخفی شدن و اینا...
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2401غریزه؟😐چه مسخره یعنی عشق و احساس به غریزه *** برمیگرده؟این چه چرندی بود دیگه؟حالا اگر مریضه یه چیزی ولی این ربطی به غریزه نداره.بعد هم یعنی چی میخواستم کمک کنم ولی محرم نبودیم این دیگه چرندی بود😐 حتما باید میرفتی تو بغل اش برای کمک؟ نمیشد مدل دیگه ای کمک کنی؟از بهم رسیدن این دوتا خو شم نمیاد.طلاق
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2381من نگفتم آرامش میفهمه 🤦🏻 ♀️ 💔 میدونستم با صحبت های آرکان و حامی همه چیز و متوجه میشه.... والا از اول هم لقمه هم نبودن کاش اختیار داستان دست من بود سریع طلاق و جدا شدن...
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2360حالا این قضیه یه جا لو میره بعد آرامش باهاش قهر میکنه این آقا حامی باید بیفته دنبالش 😂
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2341وا خب وقتی آرامش و دوست نداره از سر دلسوزی و کمک اومده جلو چرا ادامه میده؟ حامی سر قبر پدرش به آرام گفت که برام دلسوزی نکن خوشم نمیاد بعد حالا خودش داره همین کار و میکنه... 😒 💔 والا این حامی هم یه چیزی اش هست اصلا الان به تصادفی بودن دزدی و اینا هم شک دارم😂
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2201وا خب کُت ات و دوباره میپوشیدی 🤦🏻 ♀️ 😂 حواست کجاست دختر... در کمد دیواری مگه چه قدر محکنه با سنجاق در اتاق و باز کرد در کُمُد و نمیتونست ؟😂 شاید چیز مهمی تو اون کمد باشه اصلا که قفل کرد
۳ ماه پیشمادمازل
در پارت 2151صاحب داره؟ مگه سگه که صاحب داره 😐
۳ ماه پیش
مادمازل
در پارت 2531الان دست حامی خوب شد؟ کلا دارو برای این بیماری کشف کردن و تمام؟