رمان رنسانس هفده سالگی
- به قلم آتنا براهوئی نژاد (رُیزا)
- 19 پارت
- در حال نگارش
- زبان فارسی
- 29.2K 👁
- 294 ❤️
- 914 💬
خلاصه رمان :
شادی و ملودی، دو دختر هفده ساله که موقع تولد توی بیمارستان جا به جا شدن و سالها به جای همدیگه زندگی کردن. دو خانواده متفاوت، دو کشور متفاوت، دو جهان متفاوت! و حالا بعد از هفده سال، باید دنیایی که توش بزرگ شدن رو ترک کنن و به جای اصلیشون برگردن، جایی که هیچ شناختی ازش ندارن... با ترس وارد دنیای جدید میشن اما خیلی زود میفهمن که تو این راه تنها نیستن. افرادی وارد زندگیشون میشن که معلوم نیست دوستن یا دشمن! شاید هم احساسی فراتر از همهی اینا...عشقی که هرگز حضورش رو توی زندگیشون نمیخواستن! تو اون لحظه میفهمن دیگه اون آدمایی که میشناختن نیستن و دچار یه تحول شدن. یه تولد دوباره...یه رُنِسانس. چیزی که ازش به عنوان رُنِسانس هفده سالگی یاد میکنن!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان رنسانس هفده سالگی - پارت 19
'شادی' بنری که آماده کرده بودمو لوله کردم و گذاشتم تو کوله پشتیم. همین که گوشیمو از برق کشیدم اسم آتش رو صفحه نقش بست. جواب دادم که آتش پرسید: - خوشگله امشب برنامهت چیه؟ لبخند شروری زدم و گفتم: - امشب تولد عرشیاس. - عرشیا؟ چشمامو تو حدقه چرخوندم و گفتم: - برادر تنیم! وای خیلی آدم رو مخیه. دیشب ب...
بروزرسانی در : ۲ ساعت پیش
-
رمان رنسانس هفده سالگی - پارت 18
'ملودی' تو یه کارگاه آموزشی مجسمهسازی شرکت کرده بودم تا وقتای آزادمو اینجوری پر کنم. میخواستم مجسمه یه اژدها رو درست کنم اما تازه بخش اولش بودم و هنوز کلی کار داشت. تو گوشام ایرپاد گذاشته بودم و به آهنگ Him and I هالزی گوش میدادم. غرق آهنگ بودم که یهو یکی، یه دونه از ایرپادها رو از تو گوشم در...
بروزرسانی در : ۲ ساعت پیش
-
رمان رنسانس هفده سالگی - پارت 17
'ملودی' برام عجیب بود که شادی آدرس خونه خسرو رو خواسته بود. فکر نمیکردم به این زودی قبولشون کنه! وقتی وارد خونه شدم همه آشفته بودن. نیما، مامان، بابا. مامان و بابا هر کدوم یه گوشه نشسته بودن و با تلفناشون درگیر بودن. نیما هم وسط خونه راه میرفت و مدام به یکی زنگ میزد. آروم سلام دادم و گفتم: - چی...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان رنسانس هفده سالگی - پارت 16
لباسامو عوض کردم و برگشتم تو سالن. کنار الهام نشسته بودم و یکم از وجود ملودی، اونم دقیقا روبهروی خودم معذب بودم. به خصوص وقتی توجه اعضای خانواده رو نسبت بهش میدیدم. توجه خواهرام همیشه به عنوان آبجی کوچیکه به من بود اما حالا حس میکردم اون توجه نصف شده. بدتر از خواهرام توجه مامان و بابا و نیما ب...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان رنسانس هفده سالگی
پارت ۱۸ و ۱۹ آپلود شد🔥**اگه میخواید فردا بهتون پارت هدیه بدم کامنتا رو یک کا و لایکا رو ۳۰۰ کنید🫶🏻
صبا
در پارت 192چه جشنی بشه🥳🥳
۳۸ دقیقه پیشهلیا
در پارت 191به انتظار عشق اتشین ملودی و اتش نشسته امم وایی شیپشونن عالییهه. ناززنازیاا
۲ ساعت پیشهلیا
در پارت 181اولین کامنت وایی اتناا هوا بارونی بود رمان مورد علاقمم دوتا پارت گذاشته الان من روحم پرواز میکنهه
۲ ساعت پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
عزیزممممم🥹
۲ ساعت پیشزینب
در پارت 191کارش خیلی باحال بود 🤣🤣
۲ ساعت پیشدماغ قوس دار ایلیا
در پارت 171پارته بعد وروده فرزادو باید تبریک بگیم مثه اینکه🤧🤧
۴ روز پیشهستی
در پارت 171فرزاد کی بود؟
۴ روز پیشهستی
1یعنی کی هست؟
۴ روز پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
هنوز نیومده داخل رمان
۴ روز پیشدماغ قوس دار ایلیا
در پارت 171دوسته صمیمیه عرشیا و پارتنره اینده ی شادی
۴ روز پیشفاطمه
1اگه فرزاد پارتنر شادیه پس این کیارش چی میشه
۶ ساعت پیشنسترن
در پارت 171من داداش ندارم دلم ازین داداشا خواست😊
۱۵ ساعت پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
من داداش دارم و بازم دلم از این داداشا میخواد🙏🏻
۱۲ ساعت پیشnefes
در پارت 172پارت جدیدو کیی میفرستیی🥲😂
۳ روز پیشزهرا
در پارت 171چقدر از این رمان حس خوب میگیرم عالی دست گل نویسنده عزیزمان درد نکنه🌺💋😂😘😘💗🙏🙏🌱👌
۳ روز پیشالی
در پارت 171عالیه دخترر فرزاد و زودتر بیار دیگه
۳ روز پیشBiti
در پارت 171از همین الان از رابطه ی خواهر برادری عرشیا و شادی به شدت خوشم اومدد🤣🤣عالی بودد
۴ روز پیشBlueberry
در پارت 174دقیقاا 🤣🙏 رابطه خواهر برادری اصلی این شکلیه🤣🤣
۳ روز پیشترنم
در پارت 171وای از خوشحالی در پوست خو نمیگنجم..فرزاد قراره بیاد هورا
۳ روز پیشترنم
در پارت 171وای عرشیا خوبه که ملودی رو فراموش نمیکنه،ولی عجیبه با هم نمیسازن خنده داره😂
۳ روز پیشترنم
در پارت 174در کل داداشای این رمان خیلی قشنگ و خفنن وای😭
۳ روز پیشترنم
در پارت 171بیچاره ملودی چرا واسه اون همه افسرده بودن و غمگین بعد اینجا خیلی خوشحالن بخاطر همین رفتاراشون ملودی گذاشت رفت
۳ روز پیش

صدف
در پارت 190برادر خود برتر بینی .چه تولدی بشه