خلاصه رمان :
برای اجاره کردن یه خونه، فقط کافی بود نقش زن و شوهر عاشق رو بازی کنن… مشکل از جایی شروع شد که شغل واقعیشون هم نقش بازی کردن بود. دنیا و آرین، دو دانشجوی کامپیوتر، هر روز پشت چهرهی یک هوش مصنوعی با آدمهای غریبه حرف میزنن؛ آدمهایی که بیخبر، از عمیقترین رازها، ترسها و احساساتشون برای اونها مینویسن. قرار بود همهچیز خیلی ساده پیش بره… یه قرارداد کاری. یه ازدواج صوری. و چند تا دروغ بیضرر. اما اینقدرام ساده نبود... از کاربرهایی که عاشق «هوش مصنوعی» میشن، تا همسایههایی که زیادی کنجکاون، خانوادههایی که زیادی سنتیان و صاحبخونهای که همهچیز رو زیر ذرهبین داره… انگار هر روز، یک باگ جدید وارد زندگی دنیا و آرین میشه؛ باگی که هر لحظه میتونه همهچیز رو به هم بریزه. رمان «این رابطه باگ دارد»؛ یه کمدی عاشقانهست دربارهی دو آدم که همزمان باید نقش یک هوش مصنوعی، یک زوج عاشق و در نهایت… خودِ واقعیشون رو بازی کنن. خلاصه اینکه؛ باید بیای داخل نجوا، لابهلای کدها، پیامهای نصفهشب و دروغهای کوچیکی که هر روز بزرگتر میشن تا باگ اصلی رو پیدا کنی. قول نمیدم اوضاع خیلی راحت پیش بره… ولی قطعا از اومدن پشیمون نمیشی.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان این رابطه باگ دارد - پارت 34
آرین لبخند کجی زد و سرش را کج کرد: - باشه بابا، تسلیم. ولی یه شرط داره؛ اگه یمه قلیه ماهی پخت، سهم منو تو ظرفِ یکبارمصرف قایم میکنی و قاچاقی میاری شرکت. با سیر ترشیِ اهوازی. بدون اون قلیه از گلوم پایین نمیره. دنیا میان کلافگیاش، تکخندهای کوتاه زد: - باشه روانی... فقط این دوسه شب دور و برِ ...
بروزرسانی در : ۴ ساعت پیش
-
رمان این رابطه باگ دارد - پارت 33
آرین پشت سر دنیا از خانه بیرون رفت و وقتی در را قفل میکرد با خونسردی گفت: - پس جواب بده و بگو تو راهِ شرکتی. فقط بجمب که جتِ یُمه رادارگریزه؛ تا ننشسته وسط پذیرایی، راه بیفت. دنیا با ذهنی به شلوغیِ ملودی پر سر و صدای گوشی پله ها را پایین رفت و در نهایت تصمیم گرفت پیشنهاد آرین را عملی کند. آن لح...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان این رابطه باگ دارد - پارت 32
- خواستگاریِ نوا؟!... مامان مگه داری اینترنت خونه رو تمدید میکنی که اینقدر ریلکسی؟! فهیمه پشت خط لبخند کمجانی زد و با اطمینان ادامه داد: - زبونتو جمع کن پسر. این دختر همونیه که از بچگی عاشقش بودی. یادت که نرفته؟ - مامان خودت داری میگی بچگی!. من اون موقع عاشق همه چی بودم. از دخترِ عمه فخری بگیر ت...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان این رابطه باگ دارد - پارت 31
گردنش خشک شده بود و هنوز پهلویش تیر میکشید. یک طرف صورتش احساس سوزش میکرد. توی شیشه ی تمیز آشپزخانه صورتش را نگاه کرد. رد پررنگی از زیپ کوله اش روی گونه ی راستش جا مانده بود که شبیه بارکد روی اجناس فروشگاه شده بود. زیر لب با خودش گفت: - عالیه... الان اگه اسکنم کنن، قیمتم درمیاد. بعد خنده ای ک...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان این رابطه باگ دارد
سلام سلام عزیزان **اومدم بگم امشب یه پارت هدیه هم داریم امیدوارم بخونین و لذت ببرید. مرسی که با همراهیتون به من انگیزه میدین. به لطف شما این رمان هم در پرفروشهای این هفته بوده و هم در لیست رمانهای محبوب. و البته هفته گذشته هم در لیست رمانهای پیشنهادی **مرسی که همراهمون هستید عزیزان. و خوشحالم که دنیا و آرین تونستن تو دل شما جای خودشون رو باز کنم. **بیصبرانه منتظر خوندن کامنتهای بی نظیرتون هستم **🥰❤️🙏🙏🙏شبتون طلایی

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
عزیزم ممنون از لطفت خوشحالم رمان رو دوست دارید🥰🙏
۱۰ ساعت پیششادان
در پارت 330به سلامتی مادر دنیا بالاخره تصمیمشو گرفت ..
دیروز
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
بعله خدا به داد برسه😁
۱۰ ساعت پیشآریس
0خانم چراغیان تروخداا تایم پارت هارو بیشتر کن 😭😭🥺🥺
دیروز
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
عزیزم طبق استاندارد سایت پارت میذارم .
۱۰ ساعت پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
من هر پارت رو شب قبل مینویسم و برای شما میفرستم واقعا بیشتر از این فرصت نمیکنم بنویسم منم کار و زندگی دارم بخدا 😁 اما از اینکه همراهم هستید و رمان رو دوست دارید خیلی خوشحالم🥰❤️
۱۰ ساعت پیشآریس
0شمارش معکوس 🤣🤣
دیروز
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
عزیزم🥰
۱۰ ساعت پیشاریس
0به شمارش معکوس رسیدم 🤣🤣
دیروز
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
😁❤️
۱۰ ساعت پیششادان
در پارت 330الان جهرمی رو میخواد چیکار کنه ؟ اون که همون اول میپرسه ارین کجاست 🫣🫣😅😅
دیروزتمنا
در پارت 320خوشم میاد دنیا واقعا درلحظات بحرانی تو دنیا نیس🤣 هر شوک بدتر از اون شوک.. میگم خانم چراغیان راه نداره شبی ۲پارت ۳پارت بزارید واسه مون🫢☺️ .این نخونده تمومه🥲
۲ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
خوشحالم رمان رو دوست دارید اما به منم فرصت بدید که بنویسم 😁. غیر از این، رمان دیگه ای هم دارم و غیر از این دو رمان مسیولیتهای خانه و محل کارم هم اضافه کنید🥰
۲ روز پیششادان
در پارت 320واای اونجا که آرین گفت اون زمان من عاشق همه چی بودم عالی بود❣️❣️
۲ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
دوچرخه قرمز دختر همسایه 😁بستنی قیفی🤦🏽♀️🤦🏽♀️🤣🤣
۲ روز پیششادان
در پارت 320جهرمی که خیلی خوشحال میشه مادرت بیاد دنیا خانوم..😅😅
۲ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
اون از خداشه😂
۲ روز پیششادان
در پارت 320به نظرمنم جواب نده دنیا جان.. تو امروز روی مود خوبت نیستی 🤣🤣
۲ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
دقیقا تو مود بدشانسیه😁
۲ روز پیشنازنین
0فقط عاشق بیژامه ی راه راه جهرمیم 🤣🤣
۲ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
😂😂
۲ روز پیشنازنین
0عالیه این رمان من با هر پارتش اینقدر میخندم که تو خونه همه مشتاق شدن بخوننش 🤣😂مرسی نویسنده
۲ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
ای جانم چقدر عالی خوشحالم کردید🥰❤️
۲ روز پیشدینا
0آرین بدبخت کم کم داره تبدیل به گربه می شه واقعا 😅😅دنیا داری چیکار می کنی با این پسر؟؟🤣
۳ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
واقعاً 😁
۲ روز پیشدینا
0واای خواستگاری دیگه چی میگه این وسط😅😅
۳ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
والا
۲ روز پیشتمنا
در پارت 300من همیشه رمان های درام میخوندم طنز قبلا خوندم یادم نمیاد تا این حد خنده دار بوده باشه.. 😂خسته نباشید ..حیف که تموم شد تا فرداشب
۳ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
خوشحالم که این رمان حال خوب براتون ساخته👌🏼❤️
۲ روز پیش

تمنا
در پارت 330سلام. چیکارکنم خب انقد مشتاق خوندنم به یه پارت راضی نمیشم😅😍😘خسته نباشید ویدا خانوم..من گفتم پ س فقط نویسندگی میکنید .نمیدونستم شاغل هم هستید.