خلاصه رمان :
برای اجاره کردن یه خونه، فقط کافی بود نقش زن و شوهر عاشق رو بازی کنن… مشکل از جایی شروع شد که شغل واقعیشون هم نقش بازی کردن بود. دنیا و آرین، دو دانشجوی کامپیوتر، هر روز پشت چهرهی یک هوش مصنوعی با آدمهای غریبه حرف میزنن؛ آدمهایی که بیخبر، از عمیقترین رازها، ترسها و احساساتشون برای اونها مینویسن. قرار بود همهچیز خیلی ساده پیش بره… یه قرارداد کاری. یه ازدواج صوری. و چند تا دروغ بیضرر. اما اینقدرام ساده نبود... از کاربرهایی که عاشق «هوش مصنوعی» میشن، تا همسایههایی که زیادی کنجکاون، خانوادههایی که زیادی سنتیان و صاحبخونهای که همهچیز رو زیر ذرهبین داره… انگار هر روز، یک باگ جدید وارد زندگی دنیا و آرین میشه؛ باگی که هر لحظه میتونه همهچیز رو به هم بریزه. رمان «این رابطه باگ دارد»؛ یه کمدی عاشقانهست دربارهی دو آدم که همزمان باید نقش یک هوش مصنوعی، یک زوج عاشق و در نهایت… خودِ واقعیشون رو بازی کنن. خلاصه اینکه؛ باید بیای داخل نجوا، لابهلای کدها، پیامهای نصفهشب و دروغهای کوچیکی که هر روز بزرگتر میشن تا باگ اصلی رو پیدا کنی. قول نمیدم اوضاع خیلی راحت پیش بره… ولی قطعا از اومدن پشیمون نمیشی.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان این رابطه باگ دارد - پارت 38
- خب میدونی؟... قلیه ماهی بحثش جداست… منم که اهل منطق و مذاکرهام. غلط کردم مال همین وقتاست دیگه. عاقبت خنده روی لبهای دنیا نشست اما زبان تند آرین هنوز قصد آشتی نداشت: - پس برو مهندس... برو زودتر دست به کار شو، ببینم کد زدن و مشاوره دادنت بهتره یا پیاز داغ سرخ کردنت. دنیا دم در ایستاد و حرصی گف...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان این رابطه باگ دارد - پارت 37
- ... خب اون که نمیدونه اوپراتور زنده داره باهاش چت میکنه. از تمام احساسات پنهونی و رازهای مگوش حرف میزنه. طبیعی هم هست... مردم با هوش مصنوعی راحت حرف میزنن. ابروان سیاه و پرپشت آرین همانطور که به هم گره خورده بود ماند. - عه؟ مثلا چقدر راحت؟ تا کجاها پیش رفتین؟ خنده از لبهای دنیا رفت و جایش را...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان این رابطه باگ دارد - پارت 36
دنیا نگاهی به تنها اتاق خانه انداخت و وقتی سوی اتاق میرفت پریشان و نگران گفت: - یمه جان فقط تو این اتاق نرو. وسایل دوستم وسط اتاق ولوئه... بعد اگه بفهمه شما دیدی ... خجالت میکشه. - وا؟... پناه بر خدا، مو به وسایلِ دوستت چیکار دارُم؟ همین دور و برا یه چرخی میزنُم تا تو بیای. همانطور که لبخند م...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان این رابطه باگ دارد - پارت 35
- خدا بدور!... تهرون تهرونی که میگن یه خونه ی سالم و سرحال نداره؟ کلهم خرابه که؟! - لوله های نجوا خراب شده یمه جان. اما چیز مهمی نیست درست میشه. - اونجام لوله داره یعنی؟!... دنیا پوفی کرد و کلافه جواب داد: - ساختمونه دیگه یمه جان همه چی داره لوله هم داره. بعد در حالی که پلاستیکِ پر از آب سبزی را...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
حتما اپلیکیشن دنیای رمان رو روی گوشی نصب کنید. حالا پایین همین صفحه روی کادر قرمز رنگ «درخواست عضویت» بزنید و بعد روی کادر سبز رنگ «درخواست سکه مورد نیاز» بزنید، چند دقیقه بعد درخواست شما ثبت میشه و برای عضویت از طریق ادمینها راهنمایی میشین
۱۵ ساعت پیشJana.gh
0سلام دوستان، چطور میتونم عضو بشم ک بقیه رمان رو بتونم بخونم؟ فقط تا پارت ۱۰ میشه خوند..
۱۹ ساعت پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
سلام.حتما اپلیکیشن دنیای رمان رو روی گوشی نصب کنید. حالا پایین همین صفحه روی کادر قرمز رنگ «درخواست عضویت» بزنید و بعد روی کادر سبز رنگ «درخواست سکه مورد نیاز» بزنید، چند دقیقه بعد درخواست شما ثبت میشه و برای عضویت از طریق ادمینها راهنمایی میشین
۱۵ ساعت پیشتمنا
در پارت 380یعنی خداوکیلی ۳شنبه اومد وتمام شد تا شنبه🥲🤕چ زود گذشت.اخ که چ بدجا تموم میشه..میگم طاقت بیارم یه هفته نخونم یدفعه ۴پارت بخونم..داره جذاب میشه بخصوص قسمت قدر زن و زندگی رو بدونه🥰😅
۴ روز پیششادان
در پارت 370من که کلا خیلی بد غذام ولی آرین جوری از قلیه ماهی تعریف میکنه ادم دلش میخواد
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
منم هیچ وقت دوست نداشتم این غذا رو اما ظاهراً آرین یه چیزی تو این غذا دیده که اینقدر دوستش داره 😂
۴ روز پیششادان
در پارت 370کلا فکر کنم آرین از شکموهاست.. هرچی براش بپزی با ذوق بخوره و تعریف کنه
۴ روز پیششادان
در پارت 370چقد شنبه ها دیر میرسه و سه شنبه ها زود.. این هفته پارت هدیه نداریم دیگه ؟
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
عزیزم 😁 شما اگه تونستی تو تلگرام یه پیام به من بده 🥰🙏
۴ روز پیششادان
در پارت 370چشم ..حتما ..اتفاقا من اگه سرکار نباشم یا اینجام یا *** 🤭🤭
۴ روز پیششادان
در پارت 370آرین دیگه همه رو حسابی از فکرای دنیا ترسونده ..ولی این پیشنهادش خوب بود خدایی ..
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
😁😁فقط اونجایی که میگه آرش خدا رحمتت کنه😂
۴ روز پیششادان
در پارت 370آره ..قشنگ حق مطلب رو ادا کرد
۴ روز پیششادان
در پارت 380واای این مادر دنیا که شلوار ارین رو پوشیده ها یاد مادر دوستم افتادم.دوستم بچه اش تازه بدنیا اومده بود مادرش اومده بود پیشش بعد ما رفتیم دیدنش،مادرش دقیقا با شلوار دومادش اومده بود نشسته بود یعنی ما مرده بودیم از خنده رومونم نمیشد بگیم چرا. دیگه بنده خدا گفت بچه رو شلوارم بالا اورده همین دم دست بوده
۴ روز پیششادان
در پارت 380دلم برای نسیم میسوزه نمیدونه پا توی چه زندگی مشترکی گذاشته با دنیا و مادر ریز بینش 😅😅
۴ روز پیششادان
در پارت 380واای گفتم از کی این ماه پیشونی نیستا .. اومد 😅😅
۴ روز پیشآوا
0چقدر خوبه این رمان 🤩کاش هیچوقت سه شنبه نشه 🥰🥰
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
😂😂
۴ روز پیشنگین
0دیالوگهاشون عالیه واقعأ 😅 اونجایی که میگه نه اون اضافه کاریمه یا جذابیتم به نمکمه قشنگ مال شخصیت شوخ و شیطون آرینه
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
خوشحالم دوست دارید 🥰❤️
۴ روز پیشنگین
0واقعآ غیرتی شد 😊 آخه اون ترمیناتور خیلی رو مخه
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
وای خیلی رو اعصابه 🥰
۴ روز پیشنگین
0آرین واقعا دوسش داره؟😍😍پس هلنا چی؟
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
باید ببینیم چیکار میکنه🥰
۴ روز پیشتمنا
در پارت 370سلام و خسته نباشید.. آره واقعا شنبه دیر میاد ۳شنبه زود..میگم آرین از اول همینقدر حساس بود رو دنیا یا الان حساس شده🤔🙃
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
پسرمون داره کم کم عاشق میشه
۴ روز پیششادان
در پارت 370منم از این ترمیناتور خوشم نمیاد..چه معنی داره اینقد به دنیا پیام میده 🙃 خوبه فعلا ماه پیشونی بیخیال شده
۴ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
واقعا ترمیناتور آدم عجیبیه
۴ روز پیش

Jana.gh
0سلام وقتتون بخیر، پارت ۱۱قفله، چطور باید عضو بشم، میشه لطفا راهنمایی کنید؟