رمان تکنیک های مخ زنی 3 | نسل دوم
- به قلم حمیده خوشبخت
- 92 پارت
- تمام شده
- زبان فارسی
- 773.5K 👁
- 6.8K ❤️
- 3.8K 💬
خلاصه رمان تکنیک های مخ زنی 3 | نسل دوم
نگار بعد گذروندن یک سال از اتفاقاتی که گذشت، ناخواسته تبدیل به بد شانس ترین آدم دنیا میشه و این شانس اون رو به یه خوابگاه پسرونه میرسونه، خوابگاهی که به خاطر بازیِ داخلش یه دعوا بین مهمترین آدمای زندگیشه.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان تکنیک های مخ زنی 3 | نسل دوم - پارت 92
- و مادرت و اون اتفاقی که اون شب برات افتاد... همه به خاطر این بود که سه قلوها خودشون داخل اون بطری الکل ریختن. *** «ساعت هفده عصر» سنگ قبر زیر باسنم از شدت گرما داغ بود. باد گرمی از لا به لای برگ درختها به صورتم میخورد و نور خورشید مستقیم بهم میتابید. صدای قرآن از فاصله چند متری م...
بروزرسانی در : ۵۲۳ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 3 | نسل دوم - پارت 91
اون همه زور واسه فرار کشک بود. مطمئنم تمام رفیقهای سه قلوها رو بلانسبت عینهو سگ جر دادن و شاید چون منو فراری دادن بیشتر اذیتشون کردن؛ کاش به جای خرس مهربون و اون هم اتاقیهای بامعرفتش مهدی رو به معنای واقعی کلمه پاره کنن. با وحود گرما، کف دستام یخ زده بود. دمپاییهایی که در شرف پاره شدن ...
بروزرسانی در : ۵۲۳ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 3 | نسل دوم - پارت 90
خدایا! من حتی میتونم به یاد بیارم که چطور خیره بهش لبخند عمیق و امیدواری زد. وسایل بازیای که از اتاق بازی دزدیده بود رو داخل حیاط پشتی ریخته بود روی هم. صدای گروه سرود از اتاقها میومد. گروهی که من هیچوقت لایقش نبودم و سه قلوها رأس صفش حضور داشتن... خیره به گوشی پزشکی و آمپول پلاستیک...
بروزرسانی در : ۵۲۳ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 3 | نسل دوم - پارت 89
مغزم داشت از چشمام میزد بیرون. منظورش چیه؟! ناباور و عصبی به عقب رفتم. صدای نفسهای خودم رو میشنیدم. یهو با برخورد به چیز سفتی، عضلاتم از ترس منقبض شد و وحشت زده جیغ بلندی کشیدم. بدنم چنان ترسید که پنیکوار برگشتم و درحالی که دوباره سمت در عقب میرفتم، چاقوی مسخره رو بالا بردم. مرد...
بروزرسانی در : ۵۲۳ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان تکنیک های مخ زنی 3 | نسل دوم
عزیزان خوندن فصل یک، دو و سه به ترتیب لازمه برای خوندن فصل چهار.
هر چهار جلد در همین اپلیکیشن قابل خوندنه💘
جلد یک: در بخش آفلاین، گزینه رمان جدید چی داریم رو بزنید تا وارد برنامه بشه و بتونید بخونیدش... اولش یکم خسته کنندست ولی مطمئن باشید هیجان خودشو داشته که انقدر ویو گرفته😭👈👉
جلد دوم هم همینطور.
جلد سه و چهار هم به صورت آنلاین و هم به صورت آفلاین قابل خوندن هستن.
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم😍رمان بعدیم جغد انبار رو هم حتما دنبال کنید اونجا براتون یه سوپرایز دارم🍓

حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
عزیزممم
۴ روز پیشهستی
0حمیده جان من این رمان رو خیلی دوست دارم ولی یه مشکل بزرگم داره الان من یه دوست پسر مثل آیوار میخواام 😕 ای خدا بچم چقدر نازهه🥺
۶ روز پیشمحدثه
در پارت 890دوران مهدکودکشو با پوست و گوشتو خونو همه جی درک میکنم🥰🥰💔💔
۱ هفته پیشفاطمه
در پارت 691کنجکاوم بدونم اسم لوسیون توت فرنگی نگار چی بوده 🤣
۱ هفته پیشآیسل
0خیلی خیلی رمانت قشنگه، صد البته خیلی گریه آوره😔 چند روز نشستم پای خوندن آخرش هم پا به پای نگار ناراحت شدم و گریه کردم.. خیلی اذیت شد، دلم واقعا واسش سوخت حقش این نبود این از داداشاش اونم از باباش🤧🤧 رمانت فوق العادست هم قلمت قشنگه هم جزئیاتی که میگی، امیدوارم همین راه رو ادامه بدی👌🏻💟
۲ هفته پیشFerferishoonam
در پارت 654نگار عزیزم قربانی خودخواهی برادراش و بچه بازیای خودش شد ،امیدوارم یه روزی برسه که با حسرت درمورد آرزوهای دوستان حرف نزنی ،دوست دارم همون جوری که دوست داشتی بری تو حرفه هوش مصنوعی ،نخبه باشی بعدشم بری خارج 🥺❤️
۳ ماه پیشزن ایوار
در پارت 652هعی برو بقیشو بخون تا توعم اشکت دراد
۳ ماه پیشزن ایوار
در پارت 650حمیده دو بار اشک منو در اورد یکی سر کسی که تو همین رمانه یکی همین رمان جغد انبار 😑 حمیده اگه بازم اشکمو دراری میکشمت💔🥲
۳ ماه پیشFerferishoonam
در پارت 651امیدمو بستم به اینکه تهش خوش باشه 🥲
۳ ماه پیشزن ایوار
در پارت 658خوشه ولی جای یه نفر تا ابد خالی میمونه اونجا 🥲💔
۳ ماه پیشآیوار
در پارت 650منظورت اینه یکی از سه قلو ها یا آیوار میمیره؟؟😭😭
۳ هفته پیشنفس
0عالی بود عالی من هرسه جلدوخوندم ودنبال چهارمی ام
۱ ماه پیشنفس
0عالی بود عالی من هرسه جلدوخوندم ودنبال چهارمی ام
۱ ماه پیشسمیرا
در پارت 110رمان طنز خیلی خوبیه
۱ ماه پیشمهدیه
در پارت 10بچه ها کسی پی دی اف این رومان رو داره
۱ ماه پیشطهورا
0عالی خیلی خوبع
۲ ماه پیشایوار🌟
0سلام برنامه دنیای رمان رو دارم ولی میخام برم در برنامه به صورت افلاین بخونم پیدات نمیکنم یکی بگه چطوری اسم رمانو مینویسم نمیاره بگین میخام ادامه شو بخونم پی دب افش پرید
۲ ماه پیشایوار🌟
0میزنم رو رمان جدیدچی داریم نمیاره و اگهی همش میارع چی کار کنم اه
۲ ماه پیشچرانمیش بقیه رمان تی
1چرا نمیشه رمان تیکنیک های مخزنی فصل سوم بخونم
۲ ماه پیشزن ایوار
0تو بخش افلاین هس
۲ ماه پیشSaba
14این رمان محشرههههه🛐🛐🛐😭یعنی جدی هرکی نخونه نصف عمرش بر فناس
۳ ماه پیشعشق فقط آیوار و نگار
در پارت 41رمان خیلی خوبی بود. اون پارت که آیوار و نگار باهم دوست میشن عالی بود فقط من به دلیل رمان های زیادی که خوندم این بخش قابل پیش بینی بود ولی بازم جوری نوشتی که هیجان انگیز بود. به نظر من بهترین شخصیت ها بازم آیوار و نگار هستن. و در آخر باید بگم که قلمت خیلی خوبه چون آدم رو به ادامه داستان مشتاق می کنه.
۳ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
عزیز منی😭🙏
۳ ماه پیش

جنگل
0برای بار دوم این رمان میخونم و به اندازه ای بار اول پا به پای نگار اشک ریختم ناراحت شدم عصبانی شدم خوشحال شدم نمیدونم چطور حسم توصیف کنم ولی باید بگم که حمیده جان تو رمانی رو خلق کردی که میشه باهاش زندگی کرد همیشه حرفه ات رو ادامه بده و به هیتای بی مورد و الکی اهمیت نده