رمان تکنیکهای مخ زنی جلد دوم|بازگشت بازنده
- به قلم حمیده خوشبخت
- ⏱️۱ روز و ۱ ساعت و ۲۷ دقیقه
- زبان فارسی
- 62.5K 👁
- 1.3K ❤️
- 850 💬
خلاصه رمان :
در ادامهی داستان جلد اول، نگار به خاطر جنجالی که ایجاد کرد از مدرسهش اخراج میشه و به اجبار به مدرسهی دیگهای میره اما چند نفر اونجا با شوق و ذوق منتظرشن، برای یه بازی جدید!
قسمتی از متن رمان تکنیکهای مخ زنی جلد دوم|بازگشت بازنده
sana
1عالیهه من این رمان رو یکی دوماه پیش هر ۴ جلدش رو خوندم محشرهه هر جلدش عالیهه ولی منن عاشق جلد چهارشدمم و ای کاش دوست امیر نمیمرد خیلی ناراحت شدم(اسمش یادم رفته)
۲ ماه پیشUu77
1چرا اسپویل میکنیدد تازه جلد دومم😐😡❤️ 🩹
۳ هفته پیشاستی✨
0وای وایی خیلی ذوق کردم که بایس نگار و رویا بنگ چانه این رمان برای منی که استی ام یه نعمته😭😭انقد ذوق میکردم وقتی اسم اسکیز رو میوردی هنوز اولای فصل دومم ولی جوری معتادش شدم که نگم برات اولاش مقابلش جبهه داشتم ولی واقعا خفنه😭😍❤️
۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
عزیزمم🥹✨
۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
عزیزمم🥹✨
۱ ماه پیشآلا
0اسم موتور مورد علاقه آیوار چی بود؟
۱ ماه پیشبلوبری
0آپریلیا فک کنم
۱ ماه پیش𝜗𝜚
1ناموسا یکی بگه تهش نگار و آیوار چی میشنن😭😭بهم میرسن یا نه؟؟😭🙏
۱ ماه پیشبلوبری
0اسپویل میشه که ولی پایانش خوشه
۱ ماه پیشبلوبری
0حمیده جونم میگم مگه اسم شخصیته که به نگار شماره داد تو دستشویی حمید نبود چرا فرید شد؟
۱ ماه پیشنازی
0رمان فوق العاده ایه واقعا . من که به شدت خندیدم و باید بگم ممنونم ازت نویسنده عزیز بابت رمان تک و بی نظیرت ❣️
۱ ماه پیشنفس
0فقط ی سوال اسم جلد اول رمان چیه
۲ ماه پیشسارن
1ممنونم واقعا خیلی خوب بود ❤عاشقاین رمان شدم ولی ای کاش انقدر سر سری تموم نمیشد😭واقعا کار سختیه نوشتن رمان به این محشری 👏🏻لطفا اگه میتونی ادامش بده من خیلی وابسته شدم ونمیتونم ترکش کنم 💔حالم خیلی بد شد وفتی اینجوری تموم شد خواهشان اینجوری رهاش نکن کلی خاطره هست کلی اتفاق هست کلی عشق و باهم بودن🙏
۵ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
اجی چهار فصل چه سر سری ایه😭🤣
۵ ماه پیشفاطمه
0ایوارا چی میشه میفهمه نگار واسش نامه نوشت؟
۲ ماه پیشآقای ببولی 🐊
0حمیده عشقم من سه بار تا حالا تکنیکا رو خوندم الان دوباره داریم میخونمم همه ی همکلاسیام خوندنش از بس که من از رمانت تعریف کردم واقعا هم تعریفی کردنی بود این رمان جذاب و خواستنی من که برای امیر و دل عاشقش و برای ایوار مظلومم مردمم😭😭 مطمعن باشم اسم پسر من در آینده قرار ایوار باشه 😂😅
۲ ماه پیشسونی
5نگاهم مثل نگاه افغانستان به طالبان بود 👌🏻👌🏻
۳ ماه پیشنرگس
1حمیده رمانت حرف نداره خدایی خیلی قشنگه😍😍
۳ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
قربان شماا
۳ ماه پیشساحل
0اون قسمتی که رویا کادوی صد دلیل برای دوست داشتنت و به نگار داد پارت چند بود؟
۴ ماه پیشنعنایی
1پارت یازده
۳ ماه پیشستایش
1من بار دومه که رمانرو میخونم واقعا فوق العاده اس فقط مگه اسم خواهر ایوار لیانا نبودد
۳ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
بعدش عوضش کردیممم
۳ ماه پیشمهسا
3فک کنم بالای ده باره دارم میخونمش
۳ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

زهرا
0وایی دوبارهه نهه، یه بازی جدیدد؟.؟.؟؟