پارت نود و یک :

اون همه زور واسه فرار کشک بود. مطمئنم تمام رفیق‌های سه قلوها رو بلانسبت عینهو سگ جر دادن و شاید چون من‌و فراری دادن بیشتر اذیتشون کردن؛ کاش به جای خرس مهربون و اون هم اتاقی‌های بامعرفتش مهدی رو به معنای واقعی کلمه پاره کنن.

با وحود گرما، کف دستام یخ زده بود.

دمپایی‌هایی که در شرف پاره شدن بودن قوز بالا قوز محسوب می‌شد.

حامد من رو جلوی در گذاشتم و خدا می‌دونه بی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    0

    سورن خدا لعنتت کنه بچه رو از زندگی نا امید کردی... اون قسمت که اینده رو نوشته بود نگار با تبر میاد سر وقت سورن احتنالا برای وقتیه که نگار بفهمه حرف های سورن دروغه

    ۵ ماه پیش
  • مادمازل

    1

    واای سورن پوفیوز تو چی میگی این وسط... ماجرای الکل که کار سه قولوها نبود. خدا لعنتت کنه. 😭

    ۵ ماه پیش
  • عشق سورن،طرفدارهارپی

    2

    آیت الله سورن 🤣🤣🤣🤣🤣🤣 وای سورن تنها کسی که با کارایی که کرده متشخصه و همین باعث میشه از بقیه سرتر باشه

    ۵ ماه پیش
  • طرفدارهارپی،عشق سورن

    2

    اونایی که عاشق سورن یه هیت هم به آیوار ندادن سورن عشق زندگیم تنها کسی بود که توی رمان براش اشک ریختم برای عذاب وجدانی که ذره ذره از بین میبردش.دوستت دارم نگار...ولی تو مال من نیستی🙃

    ۵ ماه پیش
  • طرفدارهارپی،عشق سورن

    3

    حتی اگر من بین رنگا بهترین رنگ بودم بازم منو انتخاب نمی کردی؟ سورن

    ۵ ماه پیش
  • طرفدارهارپی،عشق سورن

    3

    توی کل زندگیم همه چیز داشتم ولی الان حس میکنم هیچی ندارم چون تنها چیزی که میخام برای یکی دیگه اس.... میفهمی چه حسی داره؟ سورن

    ۵ ماه پیش
  • mahya

    3

    اصلا کاری ندارم که تقصیر سورن بود ولی من اخلاقش و از ایوار بیشتر دوست دارم با ادب و سیستمداره

    ۷ ماه پیش
  • Roghayyeh

    2

    نگار حیوونکی هر چی خوردی از خودی بود

    ۱۲ ماه پیش
  • کیانا

    6

    سورن پدرسگگگگگ ،الکی چپکی چرا تعریف میکنه این ااشغالللل،خودش الکل ریخته تو اون کوفتی بعد بلوف میزنه برا نگااااار؟؟؟؟؟ بمیریییییی

    ۱۲ ماه پیش
  • یسنا

    5

    ای سورن اشغال پدر رررر صلواتی مگه خود اشغالت نبودی که الکل رو ریختی تو اون کوفتی بعدشم نزاشتی نگار رو ببرن بیمارستان عوضی گوریل انگوری میخوای مثلا نگار از تیم سه قلو ها بیاد بیرون؟؟ به قرآن اگه نگار بیاد تو گروه سورن خودکشی میکنم😭😭

    ۱ سال پیش
  • °~°

    14

    هَیییی سورن استغفرالله خود خرررررت بودی که گفتی الکل بریزن تو اون لامصب😒 خود گاااااوت بودی که نزاشتی نگارو برسونن بیمارستان پس الان چه شتی داری میخوری؟🙄🔪 چرا داری میندازی گردن سه قلوهاام؟🤧 اَییییییییییی خِدااااااااااااااااا🤦 ♀️

    ۱ سال پیش
  • سادات

    5

    به شدت باهات موافقم ، این سورن عوضی همه چی رو با سیاست و به نفع خودش جلو می بره اونی که نزاشت نگار رو ببرن بیمارستان سورن بود وگرنه با اون حال ملکه نگارو نمی دید الانم معلوم نی اون چیز کوفتی توی گردنبد چی بوده که راحت با *** بازی نگار صاحبش شد!

    ۱ سال پیش
  • R.n

    2

    توف بهت امیر اعی توف یعنی گوه تو زندگیت😭😭😭😭😭😭😭😭 این چهکاری بود اخه

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    0

    واقعا دنیا خیلی بی رحمه😭😭

    ۱ سال پیش
  • هلیا

    0

    تصوری که از نویسنده دارم یه دختر عین نگار هست اما آمیخته به شخصیت های رویا و پارمیس و تارا🥲

    ۱ سال پیش
  • ?m?

    3

    اقا چرا اهنگ برامن نمیخونه پس

    ۱ سال پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    فدا سرت😭😂واسه منم نمیخوند

    ۱ سال پیش
کپی شد!