خلاصه رمان عاشقانه بی محابا
نور خوشید فقط یه نقابه رو سیاهی آسمون... دنیا جای ترسناکیه که بستر پرورش روحهای تاریکه! بیمحابا داستان کسانیه که از عاقبت فرو رفتن در تاریکی نمیترسن و ترجیح میدن زندگیشون و بر پایهٔ ویرانی بسازن. گاهی زیباترین سینه تاریکترین قلب و در برمیگیره و زیباترین قلب اسیر تاریکترین سیاهی میشه. رها دکتر سرخوش و بیپرواییه که بر حسب اتفاق زندگی یه آدم خطرناک و نجات میده و برای زنده نگه داشتن احساسش، دنیا رو توی خطر وجود یه مرد بد میاندازه و تاوان این خطا رو با ویران شدن زندگی خودش و خیلیای دیگه پس میده... از زندگی سادهٔ خودش دست میکشه و وارد بازی خطرناکی میشه که نمیتونه پایانش و با روشنایی تضمین کنه...
قسمتی از متن رمان بی محابا
Nil
1واقعا انتظار همچین پایانی نداشتم و منتظر بودم آراد برگرده 😭💔
۴ هفته پیشMahi___n
0اشکمو در اوردن😅😔
۳ هفته پیشMahi___n
1واقعا خیلی قشنگ بود قشنگ نه بی نظیر اولین رمانی بود که با وجودم حسشون کردم من احساس میکنم که دلم برای شخصیت های این رمان تنگ میشه من اونارو حس کردم ففقط دوس داشتم این رمان از نظر آراد هم باشه دوست داشتم دنیارو از زبون ادمی مثل اراد بشنوم واقعا خیلی عالی بود 🎀 خیلی بهم درس داد👋🚶 ♀️
۳ هفته پیشالی
0واقعا بهترین رمانی بود که تا الان خوندم کارت عالیه
۴ هفته پیشسارا
1ساعت نزدیک ۶ صبحه و من بخواطر خوندن این رمان تا الان نخوابیدم کلی اشک ریختم و خندیدم نویسنده عزیز رمان دستت رو میبوسم برای نوشتن همچین شاهکاری تا ابد این رمان تو قلبم میمونه😭❤️
۴ هفته پیشتینا
0اینقدر قلم نویسنده عالی بود اینقدر فوق العاده بود که حسابی لذت بردم داستان جدید و دور از کلیشه با پایانی که شاید دلگیر بود ولی به واقعیت نزدیک بود امیدوارم نویسنده عزیز با قدرت به نوشتن ادامه بدید
۱ ماه پیشپریسا
2خیلی قشنگ بود باپوست وگوشت واستخونم لمسش کردم انگاری خودم توتمام صحنه هاش بودم اصلا مثل بقیه رمان هانبود یه چیزی داشت که بااین همه درد میخواستی ببینی آخرش چی میشه خسته نباشی نویسنده جان
۱ ماه پیشفاطمه
2خیلی رمان قشنگی بود نمی دونم چی بنویسم ک احساسمو توصیف کنه ولی الان ک تمومش کردم هم خوبم هم بد خوبم چون پایانش علاوه بر تلخی خوشی هم داشت بدم چون بنظرم آراد حقش یه زندگی بهتری بود بعد اون همه عذاب ک قسمتش نشد و این واقعا قلبمو ب درد آورد
۲ ماه پیشSetareh
1هیچوقت از خوندن این شاهکار سیر نمیشم... تک تک اشکام حلالت باشه🥲 قلم بسیار قوی و عالی بود فقط کاش بعضی جاها از زبون اراد هم ی سری چیزا رو میشنیدیم شاید اگه اونم بیشتر از زبونش حرف میشنیدیم جذابیتش چند برابر میشد بازم میگمم بهترین بودی به امیده جلد دوم.....🫶
۲ ماه پیشهستی
0خیلی قشنگ بود کلی با رمان گریه کردم واقعا دلم به حال رها و اراد سوخت اخرش کاش به هم میرسیدن
۲ ماه پیشPishoo
1این رمان یکی از رمان های متفاوتی بود که خوندم نه اونقدر کلیشه ای که در نهایت همه خوش و خرم کنار هم بخندن و نه اونقدر غمگین که نیازباشه از اول تا اخرش باهاش گریه کنی شاید اراد هم درنهایت مستحق یه زندگی اروم بود،در دنیای دور از همه و توی قلب رها و دلارا..
۲ ماه پیشیارا
5میدونی این یه حقیقت بود این رمان بعدی از حقیقت زندگی بود میدونی من شاید خدا رو مانند آراد بدونم شاید سختی بده ولی... غم انگیز بود ولی واقعی همه زندگی هم غم دارن هر روحی از تنش جدا میشه و هر عشقی از معشوق از نظر جسمی دور میشه،خیلی زیبا بود خیلی..اشک ریختم با این رمان و به نظرم کاملا عالی بود عالییی
۵ ماه پیشفادی
2بنظرم این رمان رو از تو دسته طنز بردارید میشه باش گریه کرد و نویسنده یجاهایی خیلی رفته تو حاشیه ک باعث میشد دلم بخواد دیگه نخونم
۲ ماه پیشTinaa
1دروغ چرا؟ از آراد خیلی خوشم اومده بود . هرکدوم از شخصیت های این رمان ، حیف بودن واسه این همه درد. با این که روند رمان رو دوست داشتم ولی یه ذره خوشبختی حقشون نبود نویسنده؟
۲ ماه پیشفاطمه
1خیلی رمان قشنگی بود ولی آخرش... 😢
۲ ماه پیشکاملیا
0سلام عالی بود قلم نویسنده طوری بود اگه بعد چند روز میومدی بخونی تمام داستان یادت میومد به یلد موندی بود
۳ ماه پیش
ستاره
0به تلخیه واقعیت تلخ دنیا:)🥀در این دنیای تلخ دلخوشی را آرزوست🌹