خلاصه رمان عاشقانه جغد انبار
بعد از جنگ جهانی و نابودی نود درصد کره زمین به وسیله بمب هستهای، آخرین بازماندگان تونستن تمدن انسان رو بعد دو قرن در جزیرهای بزرگ بازسازی کنن. با این حال بعد از سیصد سال، جنگ خونینی بین سه کشور مؤسس جزیره، نسل کشی بیسابقهای راه میندازه. کشور پر شکوه شاران برای مقابله با جامین و پس گرفتن نلین، جوخه صد رو میسازه. جوخهای که در کنار صد عضو اصلی و حیاتیش، هر ساله صد پسر دیگه رو به عنوان "فداییان" خود میپذیرن. اما امسال فرق میکنه... چرا که هانا، خودشیفته ترین انسانی که جزیره به خودش دیده، تصمیم گرفته عضو ارتش صد نفرهی فداییان بشه. اونم فقط برای رسیدن به عشق زندگیش، کاپیتان جوخه صد! حالا هانا میتونه به جوخه صد برسه؟ البته اگر رئیس اوباشهای ارتش فداییان این اجازه رو بهش بده...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان جغد انبار - پارت 86
- کی بهت اجازه داد بهش دست بزنی؟ اینو با حرص و از پشت دندونهام غریدم و بعد درحالی که محکم بهش تنه میزدم از کنارش گذشتم. جوری غضبناک و تهدیدوار چشمام رو برای الی گشاد کردم که همونجا خشکش زد و حتی نتونست سرش رو با شرم پایین ببره. یا شاید هم... الیای نبود که دیگه بخواد خجالت بکشه. پر از تحقیر و...
بروزرسانی در : ۱۹ دقیقه پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 85
- ولم کن عوضی. این چه گوهیه گذاشتی روی سرم؟ میدونی من کیام؟ بابت این رفتارت میدم گردنتو بزنن حرومزادهی روانی... اه لعنتی دارم خفه میشم گفتم اینو بردار! ماشین جوری ترمز کرد که نزدیک بود با سر به جلو بیفتم. تا الان میتونم قسم بخورم چهار ساعت داشت وحشیانه رانندگی میکرد، مسیرش ناهموار بود یا...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 84
«از دیدگاه شخصیت هانا» "I can run but I cant hide from my FAMILY LINE" همین الان جلوی چشمام پیشوای بزرگ با یه تیر توی پیشونیش ترور شد. و بعد تا سرم رو بالا آوردم، افرادی که... که برای احترام به معبد و پیشوا تعظیم نکرده بودن... هفت تیرهای لعنتیشون رو به سمت مردم بیگناه گرفتن و شلیک کردن. ک...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 83
«از دیدگاه شخصیت ایلیا ایوانف _ پایتخت شاران _ ساعت دو بعد از ظهر» - دو کیلومتر جلوتر دروازه ورودی شهره، میبینیش؟ مسیر انگشت هانا رو دنبال کردم و در نهایت به دروازه منطقه سیزده رسیدم. افسار اسبم رو به عقب کشیدم و صدای شیههش لابهلای گلهای دشت بابونه پیچید. آشر از پشتم پایین پرید؛ بهتر! مردک...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان جغد انبار
میدونم خیلی وقته حرف نزدیم درست با هم💘**این بنده حقیر ارباب تورن امتحان میانترم داره... همین یه ماه... پس لطفا بی نظمی ها رو عفو بفرمایید و یکم صبر کنید من درسام سبک بشه**واقعا لطف بزرگی بهم میکنید🥲🎀**شنبه حتما یه پارت بزرگ و پر و پیمون مینویسم براتون🙏✨
پیشگوی اعظم جزیره
1زنننننن یک شنبه شد! مارو توی خماری گذاشتی تورو به جد آندرس قسم میدم پارت بزار🗿
۷ ساعت پیشمی
در پارت 851مای هااارت خواهرم پارت نیومده هنوززز فا . کینگ چهار رووووز💔
۸ ساعت پیشزن هارپی
در پارت 851وای دلم بچهای کلوپ میخاد حالشون چطورهههه
۸ ساعت پیشملکه ی دلقک
در پارت 842ولی جوری که ایلیا از شارانی ها ناامید شد ، مثل ناامید شدن یه پدر از فرزندش بود!اون تموم عمرشو برای این مردم گذاشته بود!شاید باید قبول کنیم که هیچکدوم از بچه های مریم مقدس،نتونستن مردم کشورشون و به سفیدی برسونن.لیاقت مردم شاران اینه که از پشت خنجر بخورن وقتی که دقیقا همین کارو با ایلیای معصوممون کردن
۲۴ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 841وای اون مادر مقدسه، مریم مقدس از کجااومد🤦🤦🤦🤦🤦
۱۲ ساعت پیشملکه ی دلقک
در پارت 841بیا ... این رمان منو پیر کرد آلزایمر گزفتم😭😂😂:))
۱۲ ساعت پیشدیده مشکین♡
در پارت 840مریم مقدس✔️ مادر مقدس❌ مردم🤣🤣🤣🤣🤣عالی بود ولی حرفت حق بود
۱۲ ساعت پیشملکه ی دلقک
در پارت 840من دیگه آبرو یوخ😭🤣💆...
۱۰ ساعت پیشاکرم بانو
0حمیده جون،من اصلا *** ندارم،*** پرسیده بودی کیا ندارن،نمیدونستم چطور باید جواب بدم
۱۲ ساعت پیشفن ایوانف
2شنبه خیلی وقته تموم شده هااا😔
۱۷ ساعت پیشگیتار الکتریکی
در پارت 856طبق فکرایی که کردم اگر جغد هم مثل شیاطین و تکنیکا باشه صددرصد هانالیا بهم میرسن.
۳ روز پیشناشناس
در پارت 856این یه رمان دیگه است اومدیمو اینا نرسیدن چی؟ واییی حتی فکر بهش هم قلبمو به درد میاره هانای خوشگل من توروخدا دوباره عین وقتی که مغرور بودی دهن تک تک شارانی ها و جوخه ۸۵ رو سر...یس کن ایلیا تو هم کتک نخور توروخدا من تاقتشو ندارم برو و با حرفات کاری کن از عصبانیت بخون خودشونو بکشن نه تورو😭
۳ روز پیشماه تی تی:)
در پارت 852پس قطعا یه چندتایی کشته هم داریم...
۲۴ ساعت پیشراشا بچه هاناوآرین
در پارت 853برسن هم قطعااا با کلییی بگ/اییی میرسنن🙏🏻😂
۲۱ ساعت پیشراشا بچه هاناوآرین
در پارت 853حمیدههه ایلیا نباید کتک بخورههه، رسیدگی کن زننن ما هنوز ارزو ها برای هانالیا داریمم😭🙏🏻
۲۱ ساعت پیشAryel
در پارت 8529من اعتراض دارم ، چرا زاویر زندست؟
۴ روز پیشماه تی تی:)
در پارت 857اعتراض وارد نیست، چون نویسنده حمیدست
۲۴ ساعت پیشماه تی تی:)
در پارت 854هانا معتقده همش دو سه روزه از پایگاه دور بوده vs مایی که دهنمون با تروماهایی اکیپ تک امتیازی سرویس شد و اون دو سه روزِ هانا برای ما یکماه طول کشید:/
۲۴ ساعت پیشملکه ی دلقک
در پارت 841نمیدونید میفهمید چی میگم یا نه ، ولی کلمه های (حزب سیاه) یا (ارتش سیاه) یجورایی استرس به جون آدم میندازه ... بی هیچ دلیلی!ولی من حس میکنم شاید جامین ، به اشتباه متهم شده ! البته این فقط حدسه و احتمالا ازش پشیمون بشم 🤌🏻✨️
دیروزجد پفیوز اندرس
در پارت 850نگار هم مثل هانا وحشی بود😂😔
دیروزته ریش ایلیا
در پارت 851یس یس بالاخره به پارت گذاری رسیدم🥳
دیروزته ریش ایلیا
در پارت 851نظر خود را اینجا بنویسید...
دیروز
مریم
0داداشا داریم سقوط می کنیمممم