خلاصه رمان عاشقانه جغد انبار
هانا ناخواسته در یکی از شورشهای شهر حضور پیدا میکنه، درحالی که از اون شهر و مردمش متنفره. تا اینکه جوخهای که به خطرناکترین جوخه ارتش معروفه، برای دستگیری شورشیها سر و کلهشون پیدا میشه. هانا برای اولین بار دلش رو به فرمانده جوخه صد میبازه و تصمیم میگیره هر طوری شده اونو به دست بیاره. پس تصمیم میگیره هر جوری شده برای به دست آوردن فرمانده و محافظت از اون در مقابل گذشته تاریک زندگی هانا، به جوخه جایگزین بره. جوخهای که در واقع "فداییان" جوخه اصلی هستن، صد مرد اوباش... و قدیمی ترین دشمنهای هانا. هانا از همهی اونا متنفره، حتی با اینکه خودش قبلا کلی بلا سرشون آورده اما حالا مجبوره به خاطر عشقش هم که شده کوتاه بیاد و توی بدترین و کثیف ترین پایگاه ارتش بمونه. ولی... رئیس جوخه جایگزین... ایلیا ایوانف اونجاست. مشهورترین دزد شهر! حس هانا بهش فراتر از تنفره، سایهی ایلیا رو با تیر میزنه. پس حالا... ایلیا بهش اجازه میده که به عشقش برسه؟ یا مانعش میشه؟!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان جغد انبار - پارت 95
- همینجا بمونید. اجازه ندادم سه جوخه صدی خیانتکار نامعلوم الفاز روانی و یکمم گوگولی جلوتر بیان؛ چند قدمی بوتهها و نزدیک به ماشین غول پیکر آندرس متوقف شدن و دیگه صدای پوتینهاشون رو نشنیدم. نگاهم رو ازشون گرفتم و آروم به سوی ماشین غول پیکر آندرس بردم. خیلی بزرگ بود؛ مطمئنم مامان همچین چیزی رو ز...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 94
- میکائیل صبر کن... بخیهم درد میکنه خواهش میکنم. دردی به شکمم سرایت کرد. انگار باهاش جونم رو بالا میآوردم. به حدی که سریع دستم رو از دست میکائیل بیرون کشیدم و همونجا زانو زدم. زمین سنگی و ناهموار جنگل زانوهام رو خراش داد ولی اصلا دردش رو حس نکردم... فقط میدونم بیرمق و نفس نفس زنان کمرم رو ب...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 93
- به سربازات بگو اسلحهشونو بندازن همین الان. نمیدونم با چه شجاعتی اینو گفتم و تهش نزدم زیر گریه. هفت تیر توی دستم میلرزید و همون لحظه دو دستی چسبیدمش. کافی بود تا حرکت کنم تا سرباز پشت سرم فشار محکمی به سرم بیاره و نامحسوس بگه «بلند پروازی بکنی پرنسس پراتو قیچی میکنم». زاویر پشت بهم شونه...
بروزرسانی در : ۲۱ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 92
تند تند عقب رفتم تا اینکه کمرم به دیوار پشت سرم خورد. بوی دود غلیظش داشت مجاری تنفسیم رو مسدود میکرد و به سختی نفس میکشیدم؛ فشردن ساعد روی دهنم هیچ تأثیری نداشت و از طرفی چشمام بد میسوخت. اونجایی دلم برای خودم آتیش گرفت که صدای تیراندازی هم داشت پرده گوشم رو پاره میکرد. لاشیا از دو طرف دستشو...
بروزرسانی در : ۲۳ روز پیش
+۱۶
خلاصه رمان جغد انبار: نفوذ به قلب دشمن
جغد انبار روایتی پرکشش در ژانر عاشقانه و درام است که با ترکیب عناصر اکشن و هیجانی در بستری آخرالزمانی روایت میشود. داستان دختری به نام هانا را به تصویر میکشد که ناخواسته درگیر یک شورش شهری میشود. درحالی که او از شهر و مردمش بیزار است، ورود «جوخه صد» (خطرناکترین جوخه ارتش) همه چیز را تغییر میدهد.
هانا برای اولین بار دلش را به فرماندهی این جوخه میبازد و برای رسیدن به او، دست به قمار بزرگی میزند؛ نفوذ به «جوخه جایگزین» که متشکل از اوباش و دشمنان قدیمی خود اوست. در این پایگاه کثیف و پرخطر، او با ایلیا ایوانف، رابینهود شهر و دزد مشهوری روبروست که سایهاش را با تیر میزند. آیا هانا میتواند در این بازی مرگبار، هم به عشقش برسد و هم از دست ایلیا جان سالم به در ببرد؟
این رمان دربارهی چه موضوعی است؟
محور اصلی جغد انبار، بقا در دنیایی است که پس از جنگ هستهای از هم پاشیده. داستان جوخهای را روایت میکند که وظیفه دارند آخرین بازماندگان تمدن انسانی را از چرخهی بیپایان جنگ و نسلکشی نجات دهند. رمان در لایهای عمیقتر، پرسشی اخلاقی را مطرح میکند: «آیا مرگ برای آیندگان، همیشه ارزشش را دارد؟»
مقدمهی جغد انبار
بعد از جنگ جهانی و نابودی نود درصد زمین به وسیله بمب هستهای، آخرین بازماندگان در جزیرهای دورافتاده سعی در نگه داشتن تمدن انسانی دارن. با این حال همچنان بین سه کشور جزیره جنگ بیرحمانهای در جریانه. بزرگترین دشمن انسانیت، نسل بشریته!
شخصیتهای کلیدی داستان
هانا کیمبر
دختر مغرورخودخواهترین دختر جزیره؛ کسی که هیچکس را در حد خود نمیبیند.
زاویر
فرمانده جوخه صدخطرناکترین سرباز بشریت با شخصیتی مرموز و ناخوانا.
ایلیا ایوانف
رابین هود شهربزرگترین دزد شهر که از اشراف میدزدد و به فقرا میبخشد.
برشی نفسگیر از متن رمان
نگاهی که خودش اول شروع کرده بود، خودش مستقیم بهم زل زد و برنداشتش. اصلاً بررسی بقیه فقط پنج ثانیه طول کشید... من بلافاصله اسیر نگاهی شدم که اون وسط داشت شکارم میکرد. چشماش... خدای من چشماش! اون میتونست با این نگاه تمام دنیا رو تصاحب کنه.
با نگاه تاریکش لمسم کرد، بوسیده شدم و لختم کرد و تصاحب شدم و مُردم... مرگ و زندگی رو یه جا تجربه کردم. همین که دیدم چاقو داره پایین میاد، وحشت زده خودم رو منقبض کردم و چنان ترسیدم که حتی جیغ نزدم. در سکوت و با آخرین نفس منتظر مرگم موندم... مرگی که قراره با عجیبترین مرد زندگیم رقم بخوره.
سوالات متداول درباره رمان جغد انبار
ژانر اصلی عاشقانه است که با عناصر درام، اکشن و هیجانی در بستر یک دنیای آخرالزمانی روایت میشود.
داستان در زمان پس از جنگ هستهای و نابودی بخش بزرگی از زمین رخ میدهد، جایی که آخرین بازماندگان در جزیرهای درگیر جنگهای خونین برای بقا هستند.
او رئیس کلوپ پلهای و دزدی مشهور است که به دلیل سرقت از اشراف و کمک به فقرا، به رابینهود شهر معروف است؛ فردی که هانا اصلاً میانهی خوبی با او ندارد.
بله، با توجه به فضای جنگی و دراماتیک اثر، رده سنی محتوای این رمان +16 تعیین شده است.
آخرین اطلاعیهی رمان جغد انبار
برای دیدن عکس شخصیتها و اخبار رمان عضو چ|نل ت|لگرام بشید💙✨**ل|ینکش در بیوگرافی من هست کافیه در صفحه اول رمان روی اسم من کلیک کنید و قسمت ارتباطات دنبالش بگردید✨🥰
چتری های هانا
در پارت 951فقط سه روزه همو ندیدن من چرا حس کردم خیلی بیشتره مثلا دو سه هفته یا شاید یه ماه
۱۱ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
نه اون تایم پارتگذاریه🤣
۹ ساعت پیشدنیز
در پارت 420تا اینجا روند و طنز و شخصیت پردازی عالیه اما عاشقانه هاش یجوریه نمیدونم..یه حس غیر طبیعی داره قشنگ توش غرق نمیشی
۱۱ ساعت پیشچتری های هانا
در پارت 952مشتاقانه منتظر روزی ام که ایلیا بفهمه شاهزاده جامینه
۱۱ ساعت پیشچتری های هانا
در پارت 952بالاخره ایلیا..چقد جاش خالی بود خدایا همین که گفت دیکتاتور من به جای هانا ذوق کردم
۱۱ ساعت پیشجن خونه حمیده اینا
در پارت 940نمیشه حمیده مست چپ سمت قیم برگرده یه زوج بی ال ببینیم(اشاره مستقیم نمیکنم سامو آرینو)؟😒
۱۳ ساعت پیش...
در پارت 951جمحتغزبطثظثشفذخوجچگاخژعط وایی عالی بودش.ذوق فراوان:))
۱۶ ساعت پیشفن کله قرمزی نیستم
در پارت 957اعتراف میکنم من تازه توی این پارت یادم افتاد که ایلیا چه بی شرفیه و با ۱۰۰ تا دختر خوابیده😐 مرتیکه چجوری تونستی اینکارو بکنی ازت متنفرم ایوانف😭😭
دیروزتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 953جذابه که حالاهانا ام همچین یوسف *** نبود بیست و پنج تا دوست پسر داشته ماشاالله یکی ام از یکی خرابکار تر و شورشیان تر و گاهی اوقاتم کار درست و خفن هانا خواهر من چ وضعیه هرکی سر راهت بود بغل کردی اهه اصلا خدا در و تخته رو خوب باهم جور میکنه تو فقط باید با ایلیا ی قشنگم شیپ شی
۱۹ ساعت پیشساعد هانا
در پارت 942اه زاویر انقدر نحسه که دارم شک میکنم پدر اینم هاووک باشه
۲ روز پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 946خدانکنه هانا بچم از طرف داداشایی که هاووک میسازه شانس نیاورده من درحال حاضر فقط پدرو برادر هانا میدونم یعنی نظر من اینه
۲ روز پیشساعد هانا
در پارت 942پدروو😭 حابیل و میترا بچه و جوگیرن تهش همون برده ی هانان
۲ روز پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 942ی حرفایی قلب آدمومیشکنه قبول دارم هانا ام تا تونسته تخریبشون کرده ولی بازم به جاش جونشونو نجات داد و مراقبشون بود الهی بمیرم واسه پدروی قشنگم داغ دایانا و پدرو تو دلمون موند انگار که واقعن وجود داشتن قشنگ از جفت این بچه ها مشخصه بچه های شیث ان همونقدر مهربون همونقدر شجاع با ی عشق قشنگ ناتموم
۱۹ ساعت پیشsaba
2اونقدری حمیده غیرقابل پیش بینی رمان رو میبره جلو حتی اگه پارتا برام اسپویل بشه بازم استرس دارم قلبم تند میزنه
۱۹ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
0ولی آندرس عاشق بچه ی دختره همه ی اسمایی که برای بچه های ایلیا انتخاب کرد دخترونه بودن دختری که باباش ایلیا باش خدایا اا
۲۳ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
1ولی این انصاف نیست شاهزاده ی کشور دشمن نباید انقد جذاب میشد که ما عاشقش بشیم حالا اون بدرک جامین و چرا باید ی طوری توصیف میکردی که انقد دوست داشتنی باشه بابا کم چیزی نیست زدن نصف خاندان مادر مقدس ب،،ا دادن بعد ما باز روشون کراشیم
۲۳ ساعت پیشروباه استوایی
در پارت 952من احساس میکنم اندرس قراره بمیره.ایلیا یه خیانتکار بشه و هانا ولش کنه.شیث میمیره.سامو و میکاییل میمیرن.نصف تک امتیازی ها یا میمیرن یا همدیگه رو ول میکنن و کلا پایان خوشی نداره فک کنم
دیروزالی
در پارت 954همه رو کشتی که رفیق
دیروزتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 952یهو بگو حمیده قراره کر کره ی جغد انبار و بکشه پایین تعطیل کنه ما ام بریم پی کارمون دیگه ولی خودش گفت فصل دوم داره آجی بنظرم جغد انبار پتانسیل اینکه حتی چند فیلم بشه رو داره
۲۳ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 951من موندم صفحه کیبورد به فصل چیکار داره اونجا منظورم فصله
۲۳ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 952چرا حس کردم ایلیا و هانا اینجا از هم جدا میشن مطمعنم ایلیا میره جامین ولی کلوپ پله ای ؟هانا ؟میرن باهاش ؟قراره چیا بفهمیم ؟ایلیا چی میدونه ولی اگه میدونست ایزاک و هانا کشته که اونجوری نمی خواستش
۲۳ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 952یا خدا فقط منم چشم به راه پارتم ؟فردا پارت داریم ؟من آخر از هیجان سکته میکنم
۲۳ ساعت پیش

وکیل خانم دکتر
0من نتونستم پارت رو براتون تکمیل کنم امروز اصلا دل و دماغشو ندارم فردا جبران میکنم ببخشید *لطفا توی کامنتا هم بگید*