خلاصه رمان :
هانا ناخواسته در یکی از شورشهای شهر حضور پیدا میکنه، درحالی که از اون شهر و مردمش متنفره. تا اینکه جوخهای که به خطرناکترین جوخه ارتش معروفه، برای دستگیری شورشیها سر و کلهشون پیدا میشه. هانا برای اولین بار دلش رو به فرمانده جوخه صد میبازه و تصمیم میگیره هر طوری شده اونو به دست بیاره. پس تصمیم میگیره هر جوری شده برای به دست آوردن فرمانده و محافظت از اون در مقابل گذشته تاریک زندگی هانا، به جوخه جایگزین بره. جوخهای که در واقع "فداییان" جوخه اصلی هستن، صد مرد اوباش... و قدیمی ترین دشمنهای هانا. هانا از همهی اونا متنفره، حتی با اینکه خودش قبلا کلی بلا سرشون آورده اما حالا مجبوره به خاطر عشقش هم که شده کوتاه بیاد و توی بدترین و کثیف ترین پایگاه ارتش بمونه. ولی... رئیس جوخه جایگزین... ایلیا ایوانف اونجاست. مشهورترین دزد شهر! حس هانا بهش فراتر از تنفره، سایهی ایلیا رو با تیر میزنه. پس حالا... ایلیا بهش اجازه میده که به عشقش برسه؟ یا مانعش میشه؟!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان جغد انبار - پارت 109
HaMiDe: این پفیوز مگه سیاهچاله نبود؟ اینجا چه غلطی میکنی؟ خشک شده و ناباور نالیدم: - تو رو بابام زندانی نکرد؟ یکی از نردهها رو گرفت و درحالی که قیافش از شدت فشار سرخ شده بود خودش رو بالا کشید. یعنی میگی من الان باور کنم ایلیا پشت نردهی ایوان وایساده؟ بر پدرش لعنت! نفس نفس زنان چشماش رو بست و د...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 108
صدای آشنای جغد بین دیوارهای مرمری میچرخید. شاخ و برگ درختهای کاخ با ریتم باد میرقصیدن؛ سایهی هیولا مانندشون از پنجرهها میگذشت و روی کف زمین و دیوارها مینشست. کاخ مثل همیشه تاریک بود. تنها نور ماه کمکم میکرد جلوی پام رو ببینم و از روی پلهها نیفتم. پایین لباس شبم رو گرفتم و با احتیاط به ا...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 107
- خود داریان با اون منم منم کردناش و تمام فحشایی که به ریشش بستم توی کاخش بهترین غذاها رو جلوم گذاشت و لباس اشرافی تنم کرد؛ بعد سگ شورشی یه پارچه گذاشته سرم ما هم گفتیم باشه خبر مرگشون نمیخوان مخفیگاهشون لو بره... دستامو چرا بستی ســــــــگ؟ - شما یه بانوی محترم هستین ازتون انتظار میره آرامش ...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 106
- اِلی خواهش میکنم یه بار توی زندگیت به درد بخور! با حابیل و میترا و آرین برو کاخ شیث کیمبر، اونجا حواسم از بابت شما و دو قلوها هم راحته. اِلی تند تند سرش رو تکون داد و درحالی که دکمههای کتش رو میبست گفت: - خودت نمیایی؟ خواستم جواب بدم که یهو آرین از بالای اسبش با صدای بلند و صد البته پر از...
بروزرسانی در : ۱۳ روز پیش
+۱۶
خلاصه رمان جغد انبار: نفوذ به قلب دشمن
جغد انبار روایتی پرکشش در ژانر عاشقانه و درام است که با ترکیب عناصر اکشن و هیجانی در بستری آخرالزمانی روایت میشود. داستان دختری به نام هانا را به تصویر میکشد که ناخواسته درگیر یک شورش شهری میشود. درحالی که او از شهر و مردمش بیزار است، ورود «جوخه صد» (خطرناکترین جوخه ارتش) همه چیز را تغییر میدهد.
هانا برای اولین بار دلش را به فرماندهی این جوخه میبازد و برای رسیدن به او، دست به قمار بزرگی میزند؛ نفوذ به «جوخه جایگزین» که متشکل از اوباش و دشمنان قدیمی خود اوست. در این پایگاه کثیف و پرخطر، او با ایلیا ایوانف، رابینهود شهر و دزد مشهوری روبروست که سایهاش را با تیر میزند. آیا هانا میتواند در این بازی مرگبار، هم به عشقش برسد و هم از دست ایلیا جان سالم به در ببرد؟
این رمان دربارهی چه موضوعی است؟
محور اصلی جغد انبار، بقا در دنیایی است که پس از جنگ هستهای از هم پاشیده. داستان جوخهای را روایت میکند که وظیفه دارند آخرین بازماندگان تمدن انسانی را از چرخهی بیپایان جنگ و نسلکشی نجات دهند. رمان در لایهای عمیقتر، پرسشی اخلاقی را مطرح میکند: «آیا مرگ برای آیندگان، همیشه ارزشش را دارد؟»
مقدمهی جغد انبار
بعد از جنگ جهانی و نابودی نود درصد زمین به وسیله بمب هستهای، آخرین بازماندگان در جزیرهای دورافتاده سعی در نگه داشتن تمدن انسانی دارن. با این حال همچنان بین سه کشور جزیره جنگ بیرحمانهای در جریانه. بزرگترین دشمن انسانیت، نسل بشریته!
شخصیتهای کلیدی داستان
هانا کیمبر
دختر مغرورخودخواهترین دختر جزیره؛ کسی که هیچکس را در حد خود نمیبیند.
زاویر
فرمانده جوخه صدخطرناکترین سرباز بشریت با شخصیتی مرموز و ناخوانا.
ایلیا ایوانف
رابین هود شهربزرگترین دزد شهر که از اشراف میدزدد و به فقرا میبخشد.
برشی نفسگیر از متن رمان
نگاهی که خودش اول شروع کرده بود، خودش مستقیم بهم زل زد و برنداشتش. اصلاً بررسی بقیه فقط پنج ثانیه طول کشید... من بلافاصله اسیر نگاهی شدم که اون وسط داشت شکارم میکرد. چشماش... خدای من چشماش! اون میتونست با این نگاه تمام دنیا رو تصاحب کنه.
با نگاه تاریکش لمسم کرد، بوسیده شدم و لختم کرد و تصاحب شدم و مُردم... مرگ و زندگی رو یه جا تجربه کردم. همین که دیدم چاقو داره پایین میاد، وحشت زده خودم رو منقبض کردم و چنان ترسیدم که حتی جیغ نزدم. در سکوت و با آخرین نفس منتظر مرگم موندم... مرگی که قراره با عجیبترین مرد زندگیم رقم بخوره.
سوالات متداول درباره رمان جغد انبار
ژانر اصلی عاشقانه است که با عناصر درام، اکشن و هیجانی در بستر یک دنیای آخرالزمانی روایت میشود.
داستان در زمان پس از جنگ هستهای و نابودی بخش بزرگی از زمین رخ میدهد، جایی که آخرین بازماندگان در جزیرهای درگیر جنگهای خونین برای بقا هستند.
او رئیس کلوپ پلهای و دزدی مشهور است که به دلیل سرقت از اشراف و کمک به فقرا، به رابینهود شهر معروف است؛ فردی که هانا اصلاً میانهی خوبی با او ندارد.
بله، با توجه به فضای جنگی و دراماتیک اثر، رده سنی محتوای این رمان +16 تعیین شده است.
آخرین اطلاعیهی رمان جغد انبار
سلام بچه ها این هفته بنا به دلایلی پارت نداریم... ممنون از درکتون✨🙏
مادر مقدس
2اینا چرا Aiندارن؟aiکه نابود نمیشه چون تا وقتی اینترنت هست هوش مصنوعی هم هست سیگنال اینترنت هم از طریق *** فضایی میاد..من الان جدی موندم اینا تکنولوژی دارن یا نه اصلا چرا با کاغذ کار میکنن؟اگه تکنولوژی دارن چرا ایمیل نمیزنن؟چرا رمان ترکیبی از فیلم اینتراسلایر و گیم آف ترونزه؟؟!نه جدی ترو خدا
۱۵ ساعت پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
گرللللل😭🤣اینجا اینطوریه که اشراف زاده ها تکنولوژی دارن ولی هفتاد درصد تکنولوژی برای ارتشه... مردم عادی دسترسی ندارن چون مشکل کمبود منابع وجود داره... بارها بهش اشاره کردم!
۱۱ ساعت پیشمممممم
0ببین خب برای تلفن تیر برق لازمه بعد اگه تیر برق بزارن مردم میفهمن که آره امکانات هست و اینا پس در نتیجه تلفن بی تلفن
۲ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 1090خسته نباشی دخترجون،خیلی عالی یود،خداقوت
۷ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 1090ایلیا چقد تو بامزه ای،خدانکشتت
۷ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 1091فک کنم هانا وشیث لقب حسود رو جاانداخته بودن،ایلیا خواست محکم کاری کنه
۸ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 1080هرچی از قشنگی این دوپارت بگم کم گفتم
۸ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 1080هاناگفته بود که ایلیا خودشو میرسونه،ببین چطور رسوند لعنتی😂😂
۸ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 1080وای کل کل هانا و شیث چقد باحاله،تموم مدت لبخند روی لبام بود
۸ ساعت پیشهانا
2بچه ها من بعد مدت ها تصمیم گرفتم شیاطین و بخونم و الان که فقط چند صفحه خوندم دارم نمی دونم چرا اما رایا خیلی بهم وایب پارمیس و آیدا رو میده. یاسمنم بهم وایب الی و میده. در کل بگم که اینم مثل بقیه ی رمان های حمیده خیلی عالی بود حتما اونم بخونید.
دیروزریحانه
0رمان شیاطین رو کجا منتشر کردی حمیده جان؟ چون من هرچی سرج میزنم نمیاد بران 🥺
۸ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 1070ترکیب کوروش و ایلیا یعنی محشره
۹ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 1070خیلی دلم برای این هانا و ایلیای شیطون تنگ شده بود
۹ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 1070واای عاالی بود،چقد خندیدم
۹ ساعت پیشنارین
3هروقت کارتون زوتوپیا رو میبینم یاد هانا و ایلیا میفتمم یه روباه *** خلافکار لاشیه دروغگو با لباس زیتونی🌚🫒🦊 یه خرگوش ناز و ملوس و پررو که میخواد با لباسای آبیش مردمشو نجات بده💅 👮 ♀️🐇
۱۱ ساعت پیشمانی
0منی که مث چی منتظر رمان بعدی حمیده که تو قسمت اخر تکنیک های مخزنی گفته بود م😂💔
۱۳ ساعت پیشریما
در پارت 1094ای هیت یو کاواشیمو ای هیت یو نوآ
۴ روز پیشمقتول حمیده هستم
در پارت 1092اند هی ایز تخمسگ
دیروزلنا
5تقریبا 110 روز دیگه جغد 1 سالش میشه کی اینقدر زود بزرگ شدی بچمم🥹🥹
۲ روز پیش

مادر مقدس
2حمیده یه چیزی خیلی واسه من سوال شده اینا ربات به اون پیشرفتگی دارن توی دست فرمانده هاشون تبلت هست بعد چرا یدونه تلفن ندارن؟ منظورم گوشی موبایل نیست تلفن سیمی هم ندارن !نه جدی این چه آینده ایه؟ درسته بمب اتم زدن همچی روی زمین نابود شده ولی چیزایی که تو هوا بودنم نابود شده؟