خلاصه رمان عاشقانه جغد انبار
هانا ناخواسته در یکی از شورشهای شهر حضور پیدا میکنه، درحالی که از اون شهر و مردمش متنفره. تا اینکه جوخهای که به خطرناکترین جوخه ارتش معروفه، برای دستگیری شورشیها سر و کلهشون پیدا میشه. هانا برای اولین بار دلش رو به فرمانده جوخه صد میبازه و تصمیم میگیره هر طوری شده اونو به دست بیاره. پس تصمیم میگیره هر جوری شده برای به دست آوردن فرمانده و محافظت از اون در مقابل گذشته تاریک زندگی هانا، به جوخه جایگزین بره. جوخهای که در واقع "فداییان" جوخه اصلی هستن، صد مرد اوباش... و قدیمی ترین دشمنهای هانا. هانا از همهی اونا متنفره، حتی با اینکه خودش قبلا کلی بلا سرشون آورده اما حالا مجبوره به خاطر عشقش هم که شده کوتاه بیاد و توی بدترین و کثیف ترین پایگاه ارتش بمونه. ولی... رئیس جوخه جایگزین... ایلیا ایوانف اونجاست. مشهورترین دزد شهر! حس هانا بهش فراتر از تنفره، سایهی ایلیا رو با تیر میزنه. پس حالا... ایلیا بهش اجازه میده که به عشقش برسه؟ یا مانعش میشه؟!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان جغد انبار - پارت 93
- به سربازات بگو اسلحهشونو بندازن همین الان. نمیدونم با چه شجاعتی اینو گفتم و تهش نزدم زیر گریه. هفت تیر توی دستم میلرزید و همون لحظه دو دستی چسبیدمش. کافی بود تا حرکت کنم تا سرباز پشت سرم فشار محکمی به سرم بیاره و نامحسوس بگه «بلند پروازی بکنی پرنسس پراتو قیچی میکنم». زاویر پشت بهم شونه...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 92
تند تند عقب رفتم تا اینکه کمرم به دیوار پشت سرم خورد. بوی دود غلیظش داشت مجاری تنفسیم رو مسدود میکرد و به سختی نفس میکشیدم؛ فشردن ساعد روی دهنم هیچ تأثیری نداشت و از طرفی چشمام بد میسوخت. اونجایی دلم برای خودم آتیش گرفت که صدای تیراندازی هم داشت پرده گوشم رو پاره میکرد. لاشیا از دو طرف دستشو...
بروزرسانی در : ۱۱ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 91
- چطور ممکنه... زنده موندی؟ خونسردانه درب آهنی رو پشت سرش بست. صدای بسته شدن در بین دیوارها پیچید و همراه باهاش انگار مغزم شروع به برگشتن کرد. یادم میاومد... یادم میاومد و یادم میاومد. و لحظه به لحظه ضربان قلبم بیشتر بالا میرفت. صدای دستگاهی دقیقا کنارم به شکل بوق مانند و رو مخی تندتر شد؛ گ...
بروزرسانی در : ۱۳ روز پیش
-
رمان جغد انبار - پارت 90
«میراث هیولا» - مامان؟ مامان اینجایی؟ صدام بین دیوارها منعکس میشد و به خودم برمیگشت و حس غریبگیم رو بیشتر میکرد. دور خودم چرخیدم و با نگاهی گُنگ و ناآشنا به اطرافم نگاه میکردم. به دیوارهای غول آسا و بزرگ سنگی که رنگ سفیدشون همرنگ روح بود، چرا سقف این خونه انقدر مرتفع و بزرگه؟ چرا همه چیز سف...
بروزرسانی در : ۱۸ روز پیش
+۱۶
خلاصه رمان جغد انبار: نفوذ به قلب دشمن
جغد انبار روایتی پرکشش در ژانر عاشقانه و درام است که با ترکیب عناصر اکشن و هیجانی در بستری آخرالزمانی روایت میشود. داستان دختری به نام هانا را به تصویر میکشد که ناخواسته درگیر یک شورش شهری میشود. درحالی که او از شهر و مردمش بیزار است، ورود «جوخه صد» (خطرناکترین جوخه ارتش) همه چیز را تغییر میدهد.
هانا برای اولین بار دلش را به فرماندهی این جوخه میبازد و برای رسیدن به او، دست به قمار بزرگی میزند؛ نفوذ به «جوخه جایگزین» که متشکل از اوباش و دشمنان قدیمی خود اوست. در این پایگاه کثیف و پرخطر، او با ایلیا ایوانف، رابینهود شهر و دزد مشهوری روبروست که سایهاش را با تیر میزند. آیا هانا میتواند در این بازی مرگبار، هم به عشقش برسد و هم از دست ایلیا جان سالم به در ببرد؟
این رمان دربارهی چه موضوعی است؟
محور اصلی جغد انبار، بقا در دنیایی است که پس از جنگ هستهای از هم پاشیده. داستان جوخهای را روایت میکند که وظیفه دارند آخرین بازماندگان تمدن انسانی را از چرخهی بیپایان جنگ و نسلکشی نجات دهند. رمان در لایهای عمیقتر، پرسشی اخلاقی را مطرح میکند: «آیا مرگ برای آیندگان، همیشه ارزشش را دارد؟»
مقدمهی جغد انبار
بعد از جنگ جهانی و نابودی نود درصد زمین به وسیله بمب هستهای، آخرین بازماندگان در جزیرهای دورافتاده سعی در نگه داشتن تمدن انسانی دارن. با این حال همچنان بین سه کشور جزیره جنگ بیرحمانهای در جریانه. بزرگترین دشمن انسانیت، نسل بشریته!
شخصیتهای کلیدی داستان
هانا کیمبر
دختر مغرورخودخواهترین دختر جزیره؛ کسی که هیچکس را در حد خود نمیبیند.
زاویر
فرمانده جوخه صدخطرناکترین سرباز بشریت با شخصیتی مرموز و ناخوانا.
ایلیا ایوانف
رابین هود شهربزرگترین دزد شهر که از اشراف میدزدد و به فقرا میبخشد.
برشی نفسگیر از متن رمان
نگاهی که خودش اول شروع کرده بود، خودش مستقیم بهم زل زد و برنداشتش. اصلاً بررسی بقیه فقط پنج ثانیه طول کشید... من بلافاصله اسیر نگاهی شدم که اون وسط داشت شکارم میکرد. چشماش... خدای من چشماش! اون میتونست با این نگاه تمام دنیا رو تصاحب کنه.
با نگاه تاریکش لمسم کرد، بوسیده شدم و لختم کرد و تصاحب شدم و مُردم... مرگ و زندگی رو یه جا تجربه کردم. همین که دیدم چاقو داره پایین میاد، وحشت زده خودم رو منقبض کردم و چنان ترسیدم که حتی جیغ نزدم. در سکوت و با آخرین نفس منتظر مرگم موندم... مرگی که قراره با عجیبترین مرد زندگیم رقم بخوره.
سوالات متداول درباره رمان جغد انبار
ژانر اصلی عاشقانه است که با عناصر درام، اکشن و هیجانی در بستر یک دنیای آخرالزمانی روایت میشود.
داستان در زمان پس از جنگ هستهای و نابودی بخش بزرگی از زمین رخ میدهد، جایی که آخرین بازماندگان در جزیرهای درگیر جنگهای خونین برای بقا هستند.
او رئیس کلوپ پلهای و دزدی مشهور است که به دلیل سرقت از اشراف و کمک به فقرا، به رابینهود شهر معروف است؛ فردی که هانا اصلاً میانهی خوبی با او ندارد.
بله، با توجه به فضای جنگی و دراماتیک اثر، رده سنی محتوای این رمان +16 تعیین شده است.
آخرین اطلاعیهی رمان جغد انبار
هفته بعدی کلا پارت نداریم با احترام🙏****همین الان برید توی کامنتا بگید خسته شدیم و رمان روفلاپ میکنیم و تکنیکا بهتر بود و بی نظمی و بی مسئولیتی و گندشو درآوردی که تایم امتحانا همچین کامنتایی ببینم واقعا ******😭
یان
در پارت 930حمیدهه زن تو واقعا فوق العاده ای😭🫧
۳ ساعت پیشفن ایلیا
0منی که تینا رو با ارین شیپ میکنم ولی اصلا هارپی یچیز دیگه ای
۳ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
0اونایی که تو پارت 93 هستن خطاب به تازه واردا حاجی خشتکتو صفت بچسب که قراره لیزر مجانی شی اشانتیونه رمانه اصلا
۶ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
0مود جغد فن اینجوریه که توی پارت خطاب به ی شخصیت خاص مادر زحمت کشش من بوسیدمتت بعد ت پارت بعدی خطاب به همون شخصیت عشق فقط یک کلام فلانی علیه السلام خلاصه کهه خیلی گناه داریم ما چون سر عقایدمونم نمیتونیم وایسیم یهو دیدی اصلا تایپت آشر بوده ولی عاشق تینا کلا به سرشدی درهمین حد قابل پیشبینی
۶ ساعت پیشهیتر هانا
در پارت 9320حاجی اونا اومدن اینو نجات بدن بعد این خودش فرار کرد و یه کاری کرد که اونا گیر بیوفتن ، وات د هل؟(ستاره این پارت با اختلاف میکائیل بود)
۷ روز پیشجد پفیوز اندرس
در پارت 9310حقشون بود ندیدی چجوری حرفای زاویر رو قبول کردن وقتی تورن پیشنهاد زاویرو قبول کرد چرا هیچکدوم از بچه ها مخالفت نکردن؟
۵ روز پیشزن مهرداد
در پارت 935هیتر هانا؟مگه کسی میتونه هیتر این دختر باشه
۴ روز پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 934چه اومدنی نیومده بودن سنگین تر بودن اومدن بفروشنشو برن دیگه
۲ روز پیشپشمای سر هاووک
در پارت 932منم باهات موافقم. اکثر مواقع اصلا نمیشه هانا رو درک کرد، اگه یکم منطقی بخوایم فکر کنیم بچه ها هم حق داشتن بهش پشت کنن، اینهمه دروغ بهشون گفته، الانم که خیلی راحت گذاشت رفت.
۲ روز پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 930دروغی نگفت که زن حسابی ی وارد شدنش به جوخه ی جایگزین دروغ بود فقط ،اونم خودتون دیدین هانا هیچ وقت جاسوسی بچه هارو نکرد از اونور حقایق زندگیه هانا اونقد دارکه که ی فکتش برای گند زدن به زندگیه ی انسان کافیه همون پنهان بمونن بهتره
۶ ساعت پیشایلیاسیو
در پارت 932راجب هانای من چی گفتی🔪
۱۸ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 931خدا به سر شاهده اسمتو میبینم کف و خون قاطی میکنم پشماام یکی پیدا شده که هیتر ملکه ی توت فرنگیمه عجیبه جزو عجایبه غریبه نشدنیه بعد بیست نفرم لایکش کردن وای خدا یکی ی آب قند بیاره برا من
۶ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 930ولی سلطنتی ترین و ی جورایی چی میگن از لحاظ قدرت و مرتبه از همه ی پسرای حمیده ایلیا بالاتره ولیی این بشر از تمام پسرای حمیده بدبخت تره یعنی آیوار بچه پرورشگاهی میدونست ی پدر مادر داره که شاید دوسش داشته باشن خانواده ی قیصری ی فک و فامیل درست داشتن کوروش حداقل مردم کشورش دوسش دارن
۶ ساعت پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 930مهرداد پارمیس و داشت بهروز اگه ی کتکم خورد به جایی رسید آشر اگه بیماره محبوبیتش و داره و گناه باباش به پاش نوشته نشده هانا اگه مرگ خواهر و برادرشو دید ی نلین باهاش عزادارن هارپی دراکولا رو داره میترا و آرین و حابیل همدیگه رو تک امتیازیا هانا رو میفروشن ولی بهم پشت نمیکنن ولی ایلیا ،،
۶ ساعت پیشدختره ایلیا
در پارت 9313حمیده یه سوال تو بیماری زن ستیز داری خواهر من؟ توی همه رمانات تا شخصیت دختر رو به چیز خوردن اندازی ول نمیکنی راستشو بگو😂🤣
۷ روز پیشجد پفیوز اندرس
در پارت 9311شیاطین زیاد اینجوری نبود ولی نگار و هانا یه بعد جدید از بدبختی و فلاکت رو بهمون نشون دادن🤣🤣
۶ روز پیشزن مهرداد
در پارت 933واکنش امیر که دوست پسرش مرد، رضا که هم عشقشو از دست داد هم ننه ی پولدار حامد رو، آیوار بدبخت بی خانواده که معتادش کردن و زیدش ولش کرد رفت خارج، بهروز که حمیده درد و بلای سورن رو میزد تو سر این، ایلیا که اگه روزی کتک نخوره یه جای کار میلنگه، کوروش خطر هم که اصلا بیاید در موردش صحبت نکنیم..:زن ستیز!؟
۵ روز پیشجد پفیوز اندرس
در پارت 932وای وای راست میگی فک کنم حمیده اینجوریه که: توی رمانم تا همه شخصیت هارو به *** خوردن نندازم رمان نمیشه که!
۵ روز پیشتوت فرنگی از باغ شیث
در پارت 930واکنش کل پسرای تکنیکا و جغد انبار :من اینجا چیکاره بیدم
۶ ساعت پیشچشم انتظار پارت
2حمیده دلبندم یک هفته شد کی پارت میدی زنن بابا تو جای حساس رمان ولمون کردی موندیم تو خماریی تاریخ بده کی پارت میدی منتظران پارت دستا بالا ✋
۱۷ ساعت پیشی بدبختی
در پارت 930حمیدهه خدا لعنتت زن تو داری با من چیکار می کنی کلم بروکلی خدایا منو بکش راحتم کن هانا بمیرم برات کلوپ پله ای خیلی یزیدین 😭😭
۱۷ ساعت پیشمیو
در پارت 403تاحالا همچین رمان گیج کننده ای و تو در تویی نخونده بودم به معنای کلمه معرکه س❤️ 🔥
۳ روز پیشایلیاسیو
در پارت 400آره دقیقا جوری که اصلا نمیشه پیش بینیش کرد 🛐
۱۸ ساعت پیشبرفین
در پارت 12حمیده شخصیت های جغد انباره شبیه تکنیکا نیستن؟ 🙏🏻🥺🥺مثلا شبیه مهری دختر باز شبیه رضا شوگر باز شبیه امیر بیچاره و شبیه ایوار بی ادب منحرف جذاب شبیه نگار هم بدبخت دوعالم
۲ ماه پیشMedusa
در پارت 12تکنیکا فن اسیرمون کردی🧘 ♀️ فقط اگه به فکر سورن باشی هنوز حق میدم بهت🛐✨
۲ ماه پیشبرفین
در پارت 11در حقش نامردی شد دلم میخاست از اخر با یکی شیپ بشه ولی جنتلمن اصلی سورن بود دم اخری هم که داشت میرفت به فکرشون بود
۲ ماه پیشایلیاسیو
در پارت 11هر کدوم از رمان های حمیده جذابیت های خاص خودشون رو دارن ولی تکنیکا رو هیچوقت یادم نمیره 🛐
۱۸ ساعت پیشایوار فن
در پارت 11وای منم هرچی میبینم یاد تکنیکا میفتم😭😭
۱۸ ساعت پیشفن شیث هستم
در پارت 621نامزدمو بدید برم .. لالای..می خوام به قوربونش برمم .. لالای لالای.. خواهران و برادران گرامی شیث مال خودمه کسی نگاه چپ بهش کنه چپش میکنم ..
دیروزفن آیوار و رابین هود
در پارت 561دوستان ..الی رو بدید به مییکایل ..سامو و آیدا رو هم برسونید بهم ..ایلیا و هانا هم باهم ..هارپی و تینا هم باهم ..زید زیدی باهم 😂
۲ روز پیشتوت فرنگی از باغ شیث
1این پیام محتوای خاصی نداره صرفا جهت اینکه بدونین منم هستم
۲ روز پیش

Roya
در پارت 880هرچقد فکر میکنم نمیفهمم چطوری هانا شد کیمبر و آشر شد پاشا طبق توضیحات هردوشون باید یکی میبودن