خلاصه رمان :
دیلا یک دختر روستایی اما بلند پرواز که حس میکنه زندگیش توی محیط محدود روستا داره از بین میره ...به همین خاطر با وجود مخالفت پدرش بدون اطلاع از اون کنکور میده و رتبه خیلی خوبی میاره ... دیلا درحالی که پنهانی داره خودش و برای دانشگاه آماده میکنه ناخواسته با یه اتفاق پاش به خونه هیراد ملک خان روستا باز میشه ... و شیطنت ها و زبون سرخش باعث میشه که دل از هیراد ملک ببره ... هیراد ملک با وجود اختلاف سنی زیاد شون جوری به دختر قصه مون دل میبازه که بدون فکر اون و از پدرش خواستگاری میکنه ... یل کورد پدر دیلا اول راضی به ازدواج نیست اما با فهمیدن پنهان کاری دخترش بدون اینکه نظر دیلا رو بپرسه به هیراد خان جواب مثبت میده ... و این میشه که دیلا تا به خودش میاد ...میبینه سر سفره عقد با هیراد نشسته ... ولی آیا دیلا سرنوشت شو قبول میکنه ؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان منکوب - پارت 37
ولی نگاه هیراد به روی گیسوان دخترک و توجه بیش از اندازه اش، هنوز برای اوی مادر که چند پیراهن بیشتر از بقیه پاره کرده بود،جای اما و اگر داشت. عقل میگفت سن و سال شان بیشتر از آن است که توجه پسرش به دختری که همسن دخترش است جلب شود....اما حس ششمش نهیب میزد ،نه زمانی که دخترک تا آن حد خواستنی و زی...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان منکوب - پارت 36
-کورو من بیخودش که ره ده ن چه نی تو*(پسر من بیخود کرده با تو ...) دخترک بیخیال گاز دیگری از سیبش گرفت. -من به یاگه شمه بیایانه هه ر چیسوه ویم ئاماده کرینه په ی داواکاری* (من جای شما بودم از همین الان خودم و برای خواستگاری آماده میکردم) کژال صلاح دید تا دیگر بحث را ادامه ندهد: -_هورزه لوه ئا ...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان منکوب - پارت 35
-زیاد هم جلوی چشم داژیوا نباش،بعد از کارت برگرد اینجا تا ناهار بخوریم... با لبخندی بازیگوشانه دستش را مانند سربازی در حال انجام وظیفه کنار گوشش قرار داد: -الساعه اطاعت میشه قربان..! بدون اتلاف وقت قلم انسولین را از یخچال برداشته و از آشپزخانه خارج شد. اصلان همانطور که به سیب زمینی های تنوری ...
بروزرسانی در : ۲۴ روز پیش
-
رمان منکوب - پارت 34
لیلا که انتظار نداشت مورد سرزنش ژیوا قرار گرفته بود،لب به اعتراض گشود : -اما داژیوا خودت گفتی برم دنبال این دختر ... ژیوا بی آنکه حتی نگاهی به دیلا که غرق در فضای بزرگ و متفاوت آشپزخانه شده بود ،بیاندازد به لیلا که خوب میدانست چه اخلاقی دارد تشر زد: -بهت گفتم بهش بگو بیاد آشپز خونه نه اینکه خ...
بروزرسانی در : ۲۶ روز پیش
مهین
در پارت 340رمان جالبیه اما چهار پنج روز برای هر پارت زیاد نیست من که حوصله اینقدر صبر کردن را ندارم
۴ هفته پیش...
در پارت 190یه سوال چندسال اختلاف سنی دارن؟
۴ هفته پیشماهرخ
در پارت 310رمان زیباییه شخصیت دیلا خیلی جذابه
۱ ماه پیشNazanin
در پارت 20چند تا پارت داره؟
۲ ماه پیش
ف.میری | نویسنده رمان
شاید حدود 400 پارت
۱ ماه پیشدیلا
در پارت 150چون هم شیطون هم معصوم
۱ ماه پیششیما
در پارت 150هیژان حمایت گر خوبیه
۲ ماه پیشریحانه
در پارت 150دیلا به خاطر شر وشور بودنش
۲ ماه پیشهلما
در پارت 150دیلا کنجکاوم آخرش چی میشه باز دختر اسپانیایی رو میبینن
۲ ماه پیش
ف.میری | نویسنده رمان
ممکنه!!باید ببینیم داستان مارو کجا میبره
۲ ماه پیشعسل بانو
در پارت 150خیلی قشنگع عاشقش شدم
۲ ماه پیش
ف.میری | نویسنده رمان
❤️❤️
۲ ماه پیشالهه قبادی
در پارت 150خیلی از خوندنش لذت میبرم خسته نباشید انشاالله همیشه هرکجاکه هستی سلامتو سربلند باشی عزیزم خیلی خوبه
۲ ماه پیش
ف.میری | نویسنده رمان
نوش جون نگاه تون عزیزم
۲ ماه پیشنجمه
در پارت 176مگه قرار نیست یکشنبه و سه شنبه پارت گذاشته بشه پس چرا نمیزارین
۳ ماه پیشمریم ت
4سلام نویسنده جون چرا پارت نمیزای؟
۳ ماه پیشهیژان
در پارت 150جالبه مهربون درعین حال بد اخلاق
۳ ماه پیشوکیلی
در پارت 150ازهیرادخوشم اومدواکنشش جالب بود
۳ ماه پیش

شبنمم
در پارت 360سلام سپاسگزارم ❤️❤️❤️