خلاصه رمان :
خورشید یه دختر نوجوون روستاییه با یه زخم عمیق به دلش.. قصه، قصهی ازدواجش با حبیب، پزشک تهرانی هست که یه اتفاق شاید عجیب باعث آشنایی و پیوندشون میشه.. و یه روز، حبیب میره و وقتی برمیگرده دیگه اون حبیب قبلی نیست ...
قسمتی از متن رمان بودنت هست
لیلی
1ب معنای واقعی عالیی آخرش اشکم دراومد
۳ ماه پیشفاطمه
1قلبم درد گرفت با خواندن این داستان با خط به خطش، خندیدم لذت بردم و گریه کردم . با خواندن خط به خط داستان حس خوب گرفتم ارامش گرفتم چرا واقعا چنین داستان هایی کمه ؟ چرا اصلا نیست چنین داستان هایی؟ تو واقعیت هستا جوری که ادم طاقت شنیدن نداره ولی وقتی باید بیاد رو کاغذ چهار نفر بخوانند ، هیچی نیست
۵ ماه پیشنهال
1قشنگ بود دوست داشتم
۱۲ ماه پیشفاطی
1سلام نویسنده عزیز ممنون از رمان خیلی خیلی خوبی که نوشتید.خیلی داستان قشنگی بود.امیدوارم رمان بیشتری با قلم خوب شما بخونم.❤️❤️❤️❤️
۱ سال پیشفائژه
3جالب ، متفاوت و دردناک بود .
۲ سال پیشالهام
3من هم باهاش خندیدم هم عشق کردم هم گریه👌👏👏 عالی بود برای نسل الان و وضعیت کنونی جامعه کاش بخونن مثل تلنگر میمونه😔😭
۲ سال پیششهلا
3عالی عالی ،رمانی که خیلی به واقعیت نزدیک بود من اون زمان بچه بودم وکمی ازجنگ رو یادمه واقعا خیلی سخت بود و وحشتناک و زیاد بودند زنهای شجاع و صبور دست نویسنده ی عزیزدرد نکنه .
۲ سال پیشالیتا۳۲
4عالی یه عاشقانه ناب تو۸سال دفاع مقدس واقعا همه مردمون بادل وجون پای وطنوناموسشون جنگیدن ولی الان وطنمونوزیرزیرکی میدن دست دشمن 😭خورشیدچقدربچه بودواسه این همه درد
۳ سال پیشحنیفه۳۵ساله
1رمان خیلی قشنگی بودولی کاشکی آخرش خوب تموم میشد
۳ سال پیشفاطمه
5رمان قشنگی بود درباره وضعیت الان و گوشه ای از هشت سال جنگ گفته بود واقعا رمان متفاوت وجالبیه حتما بخونیدش
۳ سال پیشناهید
1خیلی مزخرف بود حیف وقتی که براش گذاشتم
۳ سال پیشهانا
6رمان بسیار زیبا و تاثیر گذاری بود. گوشه کوچکی از واقعیت های هشت سال دفاع مقدس را روایت کرده، زنان و مردانی که جانشان را کف دستشان گرفتند و برای دفاع از *** و میهو عاشقانه گذشتند از همه دنیا.
۳ سال پیشهانا
4میهن
۳ سال پیشGghhh
3عالی خیلی قشنگه
۴ سال پیشالهام
6عاشقانه ای زیبا و ناب👌💞
۴ سال پیش

یسنا
0واایی محشر بود تورو خدا اگه رمان اینطوری می شناسید معرفی کنید..بهترین بود اشک و لبخند و یه جوری نوشته بود انگار آدم تو صحنه حضور داره🤩🥲✨