پارت سی و هفتم :



ولی نگاه هیراد به روی گیسوان دخترک و توجه بیش از اندازه اش، هنوز برای اوی مادر که چند پیراهن بیشتر از بقیه پاره کرده بود،جای اما و اگر داشت.

عقل میگفت سن و سال شان بیشتر از آن است که توجه پسرش به دختری که همسن دخترش است جلب شود....اما حس ششمش نهیب میزد ،نه زمانی که دخترک تا آن حد خواستنی و زیبا بود و به راحتی میتوانست نگاه ها را به خود خیره کند!

تا بازگشت هیراد باید صبر Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیلا بیگی در رمان منکوب دیلا بیگی
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️