خلاصه رمان عاشقانه نوای سرخ
داستان عشقی یک طرفه، که سالها قبل در قلب نَوا مدفون شد... حالا درست وقتی نَوا در فصلی از آسیب های ناگزیر زندگی سعی دارد تا راهی برای نجات خود پیدا کند،باری دیگر سرو کله ی آن مرد ،در روزمره هایش پیدا میشود. اهورا ارجمند ، مهندس خبره و معروف در حوزه کشاورزی وسازه های گلخانه ای در هلند، برای شرکت در مراسم اولین بهره برداری محصولات و امضای اسناد تکمیل پروژه احداث گلخانه ، برای آخرین بار راهی ایران میشود. برگشت اهورا به خانه مادربزرگش و دیدار دوباره با نــوا! قرار نبود؛ هیچ اتفاق عجیبی رخ دهد؛ اما دیدن دخترک باردار، آنچنان هم که فکر میکرد ساده نبود. چرا که نوا آن نوای سابق نبود... دیگر خبری از آن برق نشاط چشم ها و لبخندی که هر بار غنچه لبهایش را می شکفت نبود. جای دخترک عاشق پیشهی خاطراتش را مادری گرفته بود که تمام دوستت دارم های دنیا برایش چیزی جز حماقت به نظر نمیآمد. نوا به قدری تغییر کرده بود که دیگر حتی اهورا نمیتوانست او را به چالش بکشد. اهورا حالا برای نوا هرچه می توانست باشد جزعشق.... جز رنگ سرخی که روزگاری میان گونه هایش دویده بود... حالا دیگر نوا گفتنهای اهورا از میان بهارخواب تابستان، نوای عاشق پیشه را سرخ نمی کرد تا به فکر فانتزیهای عاشقانه باشد. همه چیز طی این چند سال، تغییر کرده بود! هم نوا و هم اهورا ...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان نوای سرخ - پارت 33
طناز با خنده گفت: -دروغ میگم مگه خب؟ بعدم تو خلی به خدا... بگیر با یکی از همینا ازدواج کن خودتو و من و راحت کن... مامان ببین من بد میگم؟ همان لحظه صدای قدمهای هما از سمت راهرو بلند شد. زن با سینی بزرگی وارد پذیرایی شد و سفارشهای طناز را روی میز شیشهای مقابلشان چید؛ دو لیوان بزرگ آیسشکلات...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان نوای سرخ - پارت 32
طناز که عادت کرده بود چهره اکثرا شلخته و با مانتو مقنعه نوا را ببیند . چشمانش برق خریدارانه ای زده وبه مسخرگی گفت : -جـــون میگن نوا میخوای بیخیال تبریز بشی جفت مون مهاجرت کنیم بریم فرانسه صفا سیتی ؟ نوا که میدانست که طناز سر به سرش میگذارد خندیده و همانطور که از اتاق خارج میشد گفت : -شرمنده ...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان نوای سرخ - پارت 31
هرچند گله ای هم نداشت او هیچ وقت آنچنان به مادیات اهمیت نداده بود ..البته نه تا همین اواخر که به بهانه وضعیت مالی شان و اینکه از پس مخارج خوابگاه خصوصی بر نمی آمدند ،میخواستند او را به تبریز ببرند. چندی بعد با توقف در طبقه هفتم از آسانسور پیاده شدند . طناز همانکه دستش را جلو برد تا کد قفل الکت...
بروزرسانی در : ۲۲ روز پیش
-
رمان نوای سرخ - پارت 30
نوا خیسی چشمانش را که اینبار به خاطر خنده بود گرفته و خندان پاسخ داد : -وای پشمای خودم ریخته بود نازی ... دستش را مقابل دخترک گرفت : -نگاه هنوز دستم داره میلرزه ...! طناز با حرص و خنده روی دستش کوبید. -کثافت خر شانس..تعریف کن ببینم چی گفت تو چی گفتی بهش ؟ با احساس تشنگی بطری آب را از دست ط...
بروزرسانی در : ۲۲ روز پیش
ااااامما
در پارت 320اینقد پارت ها دیر به دیر ارسال میشن که پارت قبل رو یادمون میره
۶ روز پیش
ف.میری | نویسنده رمان
سلام گلم از این به بعد طی تاریخ درج شده پارت ها براتون قرار میگیره خیالتون راحت
۶ روز پیشریحانه
در پارت 320❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۱ هفته پیشآریا
در پارت 311خانوم نویسنده باز کجا رفتین ده روز گذشته ها ولی خبری ازادامه رمان نیست
۲ هفته پیشریحانه
در پارت 300❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۳ هفته پیشریحانه
در پارت 300دشمنت شرمنده گلم همیشه همچی روال نیست زندگی بالا پایین زیاد داره و این تقصیر شما نیست
۳ هفته پیشریحانه
در پارت 300عالیی نویسنده جان ترکوندیا دمت گرم
۳ هفته پیش
ف.میری | نویسنده رمان
نوش جون نگاهت عزیزم شرمنده تو این دو هفته نرسیدم پارت بدم بهتون ....
۳ هفته پیشریحانه
در پارت 310❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۳ هفته پیشریحانه
در پارت 290❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۳ هفته پیشریحانه
در پارت 280❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۳ هفته پیشمممم
0مثله اینکه باید پول میدادیم و بعد پارت هارو قطع کنن با تشکر از نویسنده که ذره ای برای خواننده هاش ارزش قائل نیست و درگیر رمان جدید گذاشتنه احتمالا رمان های دیگشون هم همین روال رو داره درآمد خوب و مفتیه بنظرم
۴ هفته پیش
ف.میری | نویسنده رمان
سلام گلم من عذرخواهی میکنم بابت تاخیر پیش اومده جانم این هفته تمامی پارت های جبرانی و میذارم
۳ هفته پیشآریا
در پارت 270خانوم نویسنده یازده روز گذشته ازپارت قبلی چرا مارو اینقدر معطل میکنین
۴ هفته پیشآریا
در پارت 270خانوم نویسنده چرا دیگ پارت نمیزارین
۴ هفته پیشریحانه
در پارت 260ولی چقد بده این همه برنامه بریزی آخرم چیزی بشه که نمیخوای
۱ ماه پیش
ف.میری | نویسنده رمان
واقعا ...ولت برای هیچ چی هم نسوزه برای اون تلاشی که کردی میسوزه
۱ ماه پیشریحانه
در پارت 270❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۱ ماه پیش

ریحانه
در پارت 330❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️