«لحظه‌ای صبر کن! من نیز می‌خواهم با تو اوج بگیرم...!»
یک گروه تئاتر، در پیِ ساخت تیزری کوتاه برای کتابی از ژانر وحشت هستند. برای اجرا به یک کلیسای قدیمی می‌روند، اما همه‌چیز به طرز عجیبی پیش می‌رود. صدایِ بال زدن و سایه‌ای عجیب، چهار ستون کلیسا را در بر می‌گیرد. دخترک داستان، ناخواسته گرفتار نیرویِ قدیمی‌ای می‌شود که در وجودش سوسو می‌زند... و هرماس، برای احیای آن قدرت خللی عجیب در زندگی سورا ایجاد می‌کند.


413
47,181 تعداد بازدید
1,557 تعداد نظر
44 تعداد پارت

44
۲ روز پیش

43
۵ روز پیش

42
۷ روز پیش

41
۹ روز پیش

2
۶۲ روز پیش

1
۶۲ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هاجر

    در پارت 4400

    خیلی خوب بود به نظرم که این دو نفر دارن کم کم عاشق میشن و اینکه اون فرشته هم فک کنم مادر بزرگی چیزی باشه و اینکه با فالگور ها هم ربط داره ممنون نوسنده جون واقعا رمانتو حرف نداره❣

    ۲ روز پیش
  • فاطمه

    در پارت 4400

    ۱- بینهایت زیبا دلنشین بود 🌹 ۲- کم کم دار احساسات یا بهتر بگم جوانه عشق شکل میگیر ❤ ۳- تیک کلام اترس عالی بود 🤣🤣 مستقیم گفت خوش گذشت ادبی میشه اومدم اتاق تشریف نداشتید.

    ۲ روز پیش
  • فاطمه ❤️

    در پارت 4400

    ۱.پارت خیلی عالی بود 🌟🌹 ۲. حتماً احساسی بینشون هست که با حضور هم به آرامش می رسن🙈۳.خوشم میاد کلا اترس با کسی رو دروایسی نداره همه رو نابود می کنه با حرفاش😅😁

    ۲ روز پیش
  • نیلوفر ابی

    در پارت 4400

    قشنگ بود امکان داره اون زن ربطی به سورا داره اترس فهمید هرما س شب باسورا بوده

    ۲ روز پیش
  • Aa

    در پارت 4400

    ممنون زیبا بود🥀

    ۲ روز پیش
  • کلثوم

    00

    نویسنده جون من ازشروع زاچ دنباله روش هستم ولی نمیتونم بااکانت خودم نظربدم الان دلم خواست وباگوشی مامانم نظرگزاشتم قلمت مانا

    ۲ روز پیش
  • کلثوم

    10

    1عالییییی 2بله فکرکنم کم کم داره شکل میگیره3اترس چجوری حرف زد ک ینی شاهزاده مچتوگرفتم😀

    ۲ روز پیش
  • کلثوم

    10

    یه حسی بهم میگه سورا باعث اشتی قببله هامیشه

    ۲ روز پیش
  • شیطون بلا

    در پارت 4400

    طوری غیر مستقیم به هرماس تیکه میندازه😂👌🏻 حسم میگه فک فامیل سوراعه😅🤣 چون سورا قدرت داره 😕 عالی

    ۲ روز پیش
  • حدیث

    در پارت 4400

    اترس انگار مچ هرماس و موقع کارای زشت گرفته 🤣الان چه فکرایی میکنه 🤣🤣 کوپن نظر گذاشتنم تموم شد نمیتونم بیشتر از یکی بزارم ولی این پارت بامزه بود مخصوصا اخرششششش🤣🤣🔮 ... ....... ...💤🧚 ♀️💅

    ۲ روز پیش
  • R

    در پارت 4410

    زنه مامان سورا بوده😂💃یه حسی بهم میگه سورا خواهر چشم آبی زیبامونه🤷 ♀️💃😂

    ۲ روز پیش
  • *.....*

    در پارت 4300

    بعد مدت ها تونستم بیام.. پارت فوق العاده ای بود👍🏻ولی خدایی حال هرماس بد خراب بودا😁😈بیچاره داره از راه به در میشه😂۹۹٪ نظرمه🙃

    ۳ روز پیش
  • مهنا

    در پارت 4300

    این پارت بسیارزیبا ارامش بود 😘😘😘🤩🤩🤩

    ۴ روز پیش
  • حدیث

    در پارت 4300

    🥲🔮🧚 ♀️... .. ..... .... ........ 😝🤝🏻.......... .ö.ü.ü .......... 🔮💤.... .Ü... .......

    ۵ روز پیش
  • ستاره لطفی | نویسنده رمان

    به به😘😘 ترکی هم می نویسی خانوممم به زودی قسمت بعدی رو میذارم✨

    ۵ روز پیش
  • حدیث

    در پارت 4300

    تو دلم موند بود برات استانبولی کامنت کنم😝🎀🤣

    ۵ روز پیش
  • حدیث

    00

    🔮🧚 ♀️🥲... .. ..... .... ....... 😝💅.......... .ö.ü.ö .......... 💤🪄🌚..... .. ... ....... ç.ç.ğ..

    ۵ روز پیش
  • ستاره لطفی | نویسنده رمان

    😉❤️

    ۵ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.