خلاصه رمان عاشقانه حامی
نیکی دختری شاد و سرزنده از خانوادهای آسیبدیده بیخبر از بازیهای عجیب و غریب روزگار عاشق میشود... عاشق مردی محکم و خود ساخته و قابل اعتماد که برخلاف ظاهر بیتفاوت و نامهربانش چتر حمایت خود را بر روح نیازمند او میگسترد و در تلاطم اتفاقات تلخ و شیرین روزگار، نیکی بزرگ شده به درک واقعی معنا و مفهوم زندگی میرسد...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان حامی - پارت 96
فصل 71 باران به شدت میبارید و سر و صورت نیکی را خیس میکرد اما او بیاهمیت به آن روی تاب سفید نشسته نگاه منتظرش را به در حیاط دوخته بود. پس کی میآمد؟... پس کی این ثانیهها که هر کدام به اندازهی قرنی میگذشت به پایان میرسید؟... شب قبل یکی از بهترین شبهای عمرش بود، زمانی که پیمان خبر...
بروزرسانی در : ۹۲۸ روز پیش
-
رمان حامی - پارت 95
فصل 70 شهراد در حال رانندگی آهنگ موبایلش را شنید. گوشیاش را نزدیک گوش برد و با عصبانیت گفت: ـ الو... صدای مرموز با کمی مکث در گوشی پیچید: ـ سلام... شهراد که از صبح ذهنش درگیر تماس عجیب دیشب بود با شنیدن صدای شخص زود ترمز کرد: ـ با من چی کار داری؟! کی هستی؟! شمارهمو از کجا آوردی؟! ـ خی...
بروزرسانی در : ۹۲۸ روز پیش
-
رمان حامی - پارت 94
فصل 69 شهراد در حال برداشتن سیب از ظرف کریستال میوه گفت: ـ مخم هنگ کرده یلدا! چیز دیگهای به ذهنم نمیرسه. یلدا با حرص گفت: ـ دختره از کجا پیداش شد؟ فکر میکردم از تهدیدای تو ترسیده خونهشو خالی کرده. شهراد گاز محکمی به سیب زد و گفت: ـ اون مشاور لعنتی حواسش به همه چی هست. در این هنگام ...
بروزرسانی در : ۹۲۸ روز پیش
-
رمان حامی - پارت 93
فصل 68 ساعت از دوازده ظهر گذشته بود که نیکی چشم باز کرد. کش و قوسی به کمرش داد و برخاست. آماده شد و به هال رفت. پوریا و لیلی مشغول صحبت بودند. لیلی با دیدن او لبخند مهربانی زد و گفت: ـ خوب خوابیدی؟ ـ خیلی خوب. ممنون از لطفتون. پوریا پرسید: ـ آمادهاید؟ ـ بله، آمادهام. پوریا با سری زیرگر...
بروزرسانی در : ۹۲۸ روز پیش
توجه کنید :
سلام به همه خوانندگان عزیز
رمان حامی با اجازه نویسنده و ناشر در این برنامه در حال پارتگذاری است.
این کتاب توسط انتشارات البرز به چاپ رسیده و میتونید نسخه چاپی این کتاب رو هم از انتشارات ذکر شده خریداری کنید.

راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم. زنده باشید ❤️
۲ ماه پیششهلا
0سلام عزیزم خوبی، عیدتون مبارک باشه عزیزم، چند روزی هست که میخوام ادامه رمان رو بخونم ولی پارت ها قفل هستن. هرکاری میکنم باز نمیشن. چندین بار درخواست سکه کردم نشد. از طریق اپلیکیشن اقدام کردم بازم نشد. خواهشن راهنمایی کنید .رمانت فوق العاده زیبا و جذاب
۲ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیزم. عید شما هم مبارک. به آیدی روبیکای من raziyeh_nemati۷ پیام بدین.
۲ ماه پیشManiya
در پارت 960قلبم عاشق رمان هاتم اینم امشب تموم کردم خسته نباشی قلب من ♥️♥️🤗 امیدوارم رمان های بیشتری ازت بخونم
۲ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
خسته نباشی عزیزم. من هم عاشق خوانندههای پرانرژی و فعال و مهربونی مثل شما هستم. انشاا... به زودی شما رو بین خواننده های رمان های دیگهم می بینم 🥰🩷
۲ ماه پیشManiya
در پارت 960سلام نویسنده جانم ممنونم بابت قلم فوق العاده زیبات رمان خیلی قشنگی بود من عاشق شخصیت نیکی شدم با اینکه پیمان باهاش خیلی سرد رفتار میکرد ولی بازم عاشقش موند فقط عجب پدر لااله الله میخواستم یه چیزی بگم نگفتم ولش اعصابمو خرد کرد ولی آفرین به پیمان که بازم بااون پیشنهاد پدره چیزی به دخترم نگفت
۲ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
خوشحالم رمان حامی رو دوست داشتی مانیا جان. پیمان عاشق نیکی بود اما نمی تونست محبتش رو ابراز کنه و در مورد پدر نیکی هم، متاسفانه اعتیاد یک پدر رو می تونه تا مطرح کردن چنین پیشنهاد ننگینی پیش ببره. ممنونم نظراتتو برام فرستادی عزیزم ❤️
۲ ماه پیششادان
در پارت 960اونجا که نیکی برای ازدواج میخواست باباش رو بیاره ، خیلی دلم براش سوخت و همش فکر میکردم حتما بهش زنگ میزنن ولی خیلی برام جالب شد که دیدم داستان جور دیگه ای پیش رفت
۳ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
طفلی نیکی دلش می خواست پدرش تو مراسم عروسیش باشه ولی از فرشید دیگه پدری نمونده بود که تو مراسم بیارنش. اعتیاد نابودش کرده بود ❤️ 🔥
۳ ماه پیششادان
در پارت 960اون قضیه مربوط به پرواز ، وقتی پیمان برنامه اش تغییر کرده که دیگه نباید اشتباهی توی امار پرواز اسمش باشه ، به نظرم بهتر بود بعد از شنیدن اخبار و اینا پیگیری ها تازه بفهمن پیمان چه بلایی سرش اومده و ادامه ی ماجراهای مربوط بهش تا اون تماس اقاهه به پوریا و ادامه ماجراها
۳ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
اسم پیمان تو لیست پرواز بود اما تو پرواز نبود. کسی هم ذهنش به این موضوع کشیده نمی شد که پیمان تو پرواز نبوده. به خاطر همین آخرش از طریق کریمی حقیقت معلوم شد.
۳ ماه پیششادان
در پارت 960یه قسمتی بود که نیکی نامه ی توی اتاق پیمان رو خوند و بعد کلا رفت توی گذشته پیمان ، اون قسمت به نظرم خیلی خیلی طولانی بود و من به شخصه بیشتر دوس داشتم خلاصه تر بیان میشد و به جاش توضیح میداد نیکی داره چیکار میکنه تو کوچه ..
۳ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم از نظرت در مورد گذشته پیمان. تو رمان های بعدی به این نکته توجه می کنم ❤️
۳ ماه پیششادان
در پارت 960توی این رمان ، یه بخشایی رو خیلی دوس داشتم و احساسات نیکی رو قشنگ درک میکردم و خیلی خوشم میومد که جلوی پیمان کوتاه نمی اومد و اخرش اونم به شور و شوق میاورد
۳ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
موافقم 😍 پیمان سرد و بی حوصله رو فقط نیکی پر شور و حال به واکنش و هیجان می آورد.
۳ ماه پیششادان
در پارت 960یه رمان دوست داشتنی دیگه رو هم با قلم زیبای شما خوندم، ممنونم.
۳ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم از شما خوانندهی خوبم که همیشه همراهم هستی عزیزم 🙏❤️
۳ ماه پیشسلام
0رمان پایان یافته یاهنوز در حال پارتگذاریه
۳ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
تموم شده.
۳ ماه پیشمیترا
0یعنی بدون ریختن پول نمیتونم بخونمش؟
۳ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
پارتگذاری رایگان رمان حامی تموم شده و در حال حاضر حق عضویتی هست.
۳ ماه پیشوکیلی
0عالی عالی عالی بود دست مریزاد❤️
۴ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم از نظر گرمتون. زنده باشید 🧡
۴ ماه پیشرم
در پارت 30من رمان حامی رو میخواستم
۵ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
رمان حامی حق عضویتی هست. اگه تمایل به خرید دارید اپلیکیشن رو نصب کنید و مراحل عضویت رو بگذرونید.
۵ ماه پیشآوا
در پارت 50چرا در دنیای رمان باز نمیکنه
۸ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
پارتگذاری رایگان رمان حامی تموم شده و در حال حاضر حق عضویتی هست.
۸ ماه پیشzahra
0سلام ببخشید کسی میدونه چرا پارت ها برای من باز نمیشه
۹ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
پارتگذاری رایگان رمان حامی تموم شده و در حال حاضر حق عضویتی هست.
۹ ماه پیشzahra
0گلم بزرگواری میکنین یه راهنمایی کنین چجوری باید حق عضویت پرداخت کنم
۹ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
رو یکی از پارت های قفل حامی ضربه بزنید. گزینه ارسال درخواست عضویت و بعد گزینه درخواست سکه مورد نیاز رو بزنید. یه پیام از پشتیبانی براتون ارسال می شه که راهنماییتون می کنه.
۹ ماه پیش
سحر
در پارت 960قشنگ بود ، قلمتون مانا