خلاصه رمان :
بهراد تصور میکرد گذشته را پشت سر گذاشته، اما با طلسمی که بیاجازه بر وجودش حک میشود، دوباره به دنیایی کشیده میشود که مدتها از آن گریخته بود. طلسمی با ماهیتی بیرحم و آشوبگر، که نهتنها او را در برابر تاریکترین موجودات آسیبپذیر میکند، بلکه لکهای بر روحش حک میزند،لکهای که آرامآرام راه سقوط به جهنم را برایش هموار میسازد. اما پشت این جادوی نفرینشده، نامی آشنا پنهان است؛ زنی از گذشتهی دور، با وعدهای که هیچگاه فراموش نشده: «اگه روزی عاشق بشی، برمیگردم...» روح لکهدار روایتی است از عشق، آشوب، و جدالی دوباره با سایههایی که هرگز از میان نرفتهاند.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان هیچ کسان 5 (روح لکه دار) - پارت 54
حامی با حسرت و تأسف به پیشونیاش کوبید و گفت: «نرفت،دزدیدنش! آمد به سرم از آنچه میترسیدم!» بعد یقهی مسعود رو گرفت گفت: «چی میشد اگه دستمو ول میکردی؟ازت کم میشد؟!» مسعود که دیگه خیالش راحت شده بود گفت: «حالا که چیزی نشده.» حامی: «چیزی نشده؟! ارزش مادیاش به کنار،میدونی ارزش معنویاش چهقدر...
بروزرسانی در : ۴۷۶ روز پیش
-
رمان هیچ کسان 5 (روح لکه دار) - پارت 53
داروین که ضد طلسم رو روی آتیش گرفته بود پرسید: «بیام؟!» حامی بهش گفت: «کاملا قرمز شده؟» داروین: «تقریبا.» حامی: «هر وقت کاملا قرمز شد بگو.» داروین: «باشه.» حامی بهم گفت: «آماده باش که هر وقت گفتم بریم نزدیک داروین.اگه آهنش گداخته نباشه اثر نمیکنه.» «باشه.» بدجور استرس گرفته بودم.دوست دا...
بروزرسانی در : ۴۷۷ روز پیش
-
رمان هیچ کسان 5 (روح لکه دار) - پارت 52
همگی توی پذیرایی نشستیم و حامی گفت: «به جز دلتنگی یه موضوع دیگه هم هست که ترجیح دادم سریع بریم تو کارش.» «چه موضوعی؟» از جیب کاپشنش یه پارچهی قرمز گلدار بیرون آورد و گفت: «ضد طلسمی که میخواستی رو برات ساختم.» گفتم: «چه جلد قشنگی هم داره...» حامی: «خوشحال نشدی؟» «چرا...» حامی: «ولی قیافه...
بروزرسانی در : ۴۷۸ روز پیش
-
رمان هیچ کسان 5 (روح لکه دار) - پارت 51
حوالی یازده شب بود که مسعود تصمیم گرفت نسترن رو به خونهی عمه مژگان ببره.در این فاصله من هم به حموم رفتم و دوش گرفتم.وقتی برگشتم سورن مشغول شستن ظرفهای شام بود.روی یکی از صندلیهای آشپزخونه نشستم.به تیشرت سورن که اون لحظه تنام بود نگاه کردم و پرسیدم: «مطمئنی اینو نمیخوای؟» همینجوری پشت به م...
بروزرسانی در : ۴۷۹ روز پیش
مائده
در پارت 100میشه لطفا بگید چطور میشه پی دی اف کامل ش و دانلود کرد میگفت توی *** هست ولی نیستش!
۲ هفته پیشکوثر
در پارت 120رمان خوبیه ولی هی بخاطر دو خط ۵۰۰ سکه بدیم ؟؟بی انصافیه تا جلد سومش خونده بودم کاش نمیدیدم ادامشو گذاشتین حیف شد
۲ هفته پیش2414
0سلام میشه خواهش کنم جلد شیش رو پی دی اف کنید؟
۱ ماه پیشدریا
0چرا وقتی ایدیتو کپی زدم رفتم تو یه کانال بعدش گفتی برای مطالعه جلد شش بزنید رو لینک میزنی میاد داخل همین برنامه؟
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
چون جلد ۶ تو این برنامهست
۱ ماه پیشزری
در پارت 120دو تا خط و ۵۰۰ تا سکه این دیگه رسماً زورگیری هست
۲ ماه پیشمتینا
در پارت 500دقیقا ای کاش کف دست بهراد رو میدید میفهمیدیم چی میشد آخرش
۳ ماه پیشمتینا
در پارت 410داستان داره جالب میشه
۳ ماه پیشمتینا
در پارت 170واقعا از گفت و گوی سورن بهراد لذت میبرم
۳ ماه پیشمتینا
در پارت 100ای دعوا دعوا دعوا سر هیچی
۳ ماه پیشمتینا
در پارت 90وای بهراد مظلوم بمیرم که برای خودت حق انتخاب نداری😂😭
۳ ماه پیشمتینا
در پارت 20این رمان ترسناک هیجانی رو دوست دارم از شخصیت ترسو بهراد بیشتر🫠 دوست دارم ببینم اون زن کیه ؟!
۳ ماه پیشتارا
در پارت 20سلام این داستان رو از کجا الهام گرفتی؟ آیا از رویه ماجرای واقعی نوشته شده؟
۱ سال پیشغزل
در پارت 20منم کنجکاوم بدونم این داستان واقعیه یا نه
۳ ماه پیشمهرانا
0در عالی بودن رمان هات هیچ شکی نیست بانو ولی جلد یک و دو سه یه چیز دیگه بود تکرار نشدنی
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
بله،ادامه دادنش اشتباه بود.
۳ ماه پیشلایف
در پارت 320قشنگ شد دمت گرم نویسنده ی عزیز کاش مثل قبلا که شخصیت های رمان دیگت که اسمش فک کنم پسران بد بود وارد یکی از جلدهای هیچکسان شد باحال ترش کرده بود کاش اون حرکتو دوباره پیاده کنی .. صحنه های ترسناکش داره بیشتر میشه و حس خفنی ب داستان داده واقعا لذت بردم
۱ سال پیشمبینا
در پارت 320برگام من اون رمان هم مث هیچکسان خیلی دوس داشتم و چن وقت دنبالش بودم و اسمش یادم نمیومد . جدی جدی هردوتا رمان مورد علاقمو این خانومه نوشته بود و نمیدونستم🥲 مرسی اسم رمانه رو گفتی
۵ ماه پیش

نغمه
در پارت 480رمان عالیهه