هیچ کسان 5 (روح لکه دار) به قلم sober
پارت پنجاه و سوم :
داروین که ضد طلسم رو روی آتیش گرفته بود پرسید: «بیام؟!»
حامی بهش گفت: «کاملا قرمز شده؟»
داروین: «تقریبا.»
حامی: «هر وقت کاملا قرمز شد بگو.»
داروین: «باشه.»
حامی بهم گفت: «آماده باش که هر وقت گفتم بریم نزدیک داروین.اگه آهنش گداخته نباشه اثر نمیکنه.»
«باشه.»
بدجور استرس گرفته بودم.دوست داشتم از حرفم برگردم ولی هر جور فکر میکردم نمیتونستم طلایی که حامی صرف
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
حسام.ف
0پارت ها خیلی کوتاهه و ولی باید وایسیم تا فردا شبش..پارت هارو طولانی تر کنید
۱ سال پیشZeo
3تصور قیافه مسعود وقتی که در خونشو باز میکنه و این چهار تا رو که از پاچه و شونه هم آویزونن میبینه عالیه😂👌 داروین رو خیلی دوست دارم، یک سبک زندگیه🫠 و اینکه نویسنده عزیز توی دیالوگ نوشتن خیلی با مهارتی✨️👌 واقعا از گفتگوهای این رمان لذت میبرم😍
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0این پارت عجب هیجانی داشت