پارت پنجاه و دوم :


همگی توی پذیرایی نشستیم و حامی گفت: «به جز دلتنگی یه موضوع دیگه هم هست که ترجیح دادم سریع بریم تو کارش.»
«چه موضوعی؟»
از جیب کاپشنش یه پارچه‌ی قرمز گلدار بیرون آورد و گفت: «ضد طلسمی که می‌خواستی رو برات ساختم.»
گفتم: «چه جلد قشنگی هم داره...»
حامی: «خوشحال نشدی؟»
«چرا...»
حامی: «ولی قیافه‌ت چیز دیگه‌ای می‌گه!»
«می‌دونی آخه یه موضوعی پیش اومد که باعث شد به ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!