دوست داشتی؟
کاور اصلی رمان ترسناک و ماورائی هیچکسان جلد ششم اثر شادی احمدی

رمان هیچکسان جلد ششم | نوند هیچکسان

  • به قلم sober
  • 73 پارت
  • در حال نگارش
  • 137.4K 👁
  • 483 ❤️
  • 2.2K 💬

همه‌چیز با یک نگاه در آینه شروع شد،با چشمانی شبیه اما ناآشنا.با لبخندی آرام و دستی که حامل طلسمی تاریک بود.طلسمی که دریچه‌ای به جهان سایه‌ها گشود و زندگی‌اش را آرام‌آرام فرو بلعید. بهراد در تلاش برای نجات خود به گذشته بازمی‌گردد.اما تغییر یک تصمیم تنها یک خاطره را پاک نمی‌کند بلکه دروازه‌ای می‌گشاید به حضور پسر مرموزی که چیزی بیشتر از یک مظنون قتل است.نوند هیچکسان داستان رویارویی با گذشته‌ای است که قرار نبود تغییر کند و آینده‌ای که دیگر شبیه آن‌چه باید باشد نیست.

بیشتر...
میتونی این رمان رو با دریافت سکه از طریق دیدن تبلیغ، رایگان بخونی!!
دریافت سکه
هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

73
دیروز

72
۲ روز پیش

71
۳ روز پیش

70
۴ روز پیش

2
۷۵ روز پیش

1
۷۵ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Ghazalll

    در پارت 730

    💔 خداییش هیچ وقت فکر نمیکردم میونه شون قراره اینقد بد شه هعییی🤧...همگی خسته نباشید منم میرم عر بزنم TT

    دیروز
  • sober | نویسنده رمان

    حالا عصبانی بودن یه چیزی گفتن،بعدا آشتی می‌کنن ⁦(⁠≧⁠▽⁠≦⁠)⁩

    ۶ ساعت پیش
  • Ghazalll

    در پارت 730

    وایییی از دیشب دپرس شده بودم حالا که اینو گفتید بهتر شدم ایشالا که رابطه شون دوباره درست شه❤️❤️ و خسته نباشید❤️

    ۱ ساعت پیش
  • ......

    در پارت 730

    واقعا؟؟پس چرا من سه جلد آخرو بیشتر دوست داشتم😅

    ۱ ساعت پیش
  • ثمین

    در پارت 730

    نویسنده عزیز خسته نباشید یکی از بهترین رمانی بود خواندم فقط فصل ۶خیلی پایان باز گذشتی لطفاً آدامش بده 😭😭😭

    ۱ ساعت پیش
  • حالا یکی

    0

    چیز جالب درمورد این فصل بوده که تونستم اون پویایی رو حس کنم. هر چند ورود ژانر علمی تخیلی خیلی کار رو خراب کرد ولی خوشحالم تاثیرش کمتر بود. بعدا توی ویرایش ها نویسنده می تونه از راه های فانتزی برای جا به جایی اون بخش های علمی تخیلی استفاده کنه. در کل خیلی عالی بود.

    ۲ ساعت پیش
  • حالا یکی

    0

    مسئله ی دیگه دیالوگ های خیلی زنده بود که واقعا جذابیت خاصی داشت. منتظر جلو بعدی این کتاب هستم ولی مید ونم که شادی عزیزم قرار نیست به زودی جلد بعدی رو بنویسه. امیدوارم تا زمانی که جلد بعدی بیاد بیماریم از بین بره و زنده باشم تا بخونمش. مجموعه پسران بد هم خیلی دوست داشتم.

    ۲ ساعت پیش
  • حالا یکی

    0

    حس می کنم پسران بد رو خیلی بهتر و اصولی تر نوشتی. هر کدوم از شخصیت های داستان هات لایق یه داستان جداگانه هستن، خصوصا آویژه که من رو خیلی شیفته ی خودش کرده. تو توی شخصیت سازی خیلی خوب عمل می کنی. دمت گرم❤️

    ۲ ساعت پیش
  • ریونیز

    0

    یه سوال تو پارت پیش بهنانه زخمی شد چون هاموس بهش شلیک کرد اما چرا تو این پارت هم مسعود هم هاموس بهش شلیک کردن چیزیش نشد البته خودش گف به خاطر نداشتن روحه پس چرا قبلش زخمی شد

    ۲ ساعت پیش
  • جاوید

    0

    شاید به هرحال حسام و بهراد یه شخصیت نیستن و تفاوتایی هم دارن مثلن از لحاظ مالی حسام هیچ مشکلی نداش با اینکع تو هفده سالگی با سیاوش تو نجاری کار میکردن اما درکل بعدازون کار نمیکرد اما بهراد دهنش با نداری سرویس شد بنده خدا و حسام چون دورگه بود قوی بود و همین قدرت بهش اعتماد به نفس بیشتری بهش میداد

    ۲ ساعت پیش
  • نازی

    در پارت 730

    ولی من تا ابد از بهراد متنفر میشم)))): چجوری تونست اینهمه زحماتی که سورن و مسعود براش کشیدن رو اینجوری نمک به حروم کنه؟ وافعا بهراد خیلی عوضیه حیفف سورن قشنگم((((((: حیفففف مسعود نازنینم(((((:

    دیروز
  • sober | نویسنده رمان

    شاید فقط می‌خواست زحمتشونو کم کنه!

    ۶ ساعت پیش
  • زن سابق بهراد

    در پارت 730

    آخه مگه واسه کسی زحمت داشت... مسعود و سورن رفیقاش بودن. مگه آدم واسه رفیقش زحمت میشه...

    ۲ ساعت پیش
  • ریحان

    در پارت 731

    یه جوریم که انگار این فصل یه وصله ی ناجور بود که کل فصل های قبلی رو به تنهایی نابود کرد

    دیروز
  • ریحان

    در پارت 731

    نه اینکه مشکل از قلم نویسنده باشه. فقط انگار بهراد عوض شده بود توی این فصل و من هیچ جوره این تغییر رو قبول نمیکنم. شرمنده

    دیروز
  • sober | نویسنده رمان

    قدرت آدما رو عوض می‌کنه...

    ۵ ساعت پیش
  • ریحان

    در پارت 730

    دشمنت شرمنده خوشگلم. بازم میگم، مشکل از قلم شما نبود و من از ۱۳ ۱۴ سالگی با رمانت بزرگ شدم و قطعا بازم دنبالتون خواهم کرد. شایدم فقط انتظار نداشتم قدرت انقدر آدم رو (مخصوصا بهراد) که اصلا فکرشم نمیکردم رو اینجوری عوض کنه. شایدم ما از بهراد یه خدا ساخته بودیم و وقتی این اتفاق افتاد انقدر شوکه شدیم

    ۳ ساعت پیش
  • sober | نویسنده رمان

    شرمنده 💔

    ۵ ساعت پیش
  • زو زو

    در پارت 730

    آخرین پارت بود؟؟ بهراد رفت جای ریونیز؟؟؟ بهنانه به خاطر خواست بهراد این کارو کرد؟؟؟ ریونیز فقط به خاطر شکمو بودنش موند جای بهراد؟؟ یعنی از زندگی خودش اینقدر بیزار بود؟؟؟؟ ادامه داره یا کلا هیچکسان تموم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ۳ ساعت پیش
  • Laira

    0

    من حاضرم هر هروز از نویسنده بخوام جلد هفتم بنویسه چون واقعاً برام جذابه ادامه ش رو بخونم، خدایی حیفه تموم بشه. دلم میخواد باز هم از دیدگاه ریونیز به داستان نگاه کنم و بهراد هم قدرتش رو بیشتر نشون بده

    ۴ ساعت پیش
  • ملیکا

    در پارت 732

    خیلی ممنون میشم حالا که اینجوری تمومش کردی، ادامه اش بدی و بهراد برگرده ، منی که هر یکی دوسال میرفتم از اول همه رو میخوندم. الان از دیشب حس میکنم دیگ نمیتونم دوباره شروع کنم چون تهش میرسم به این اتفاق. 😑😑من الان 26 سالمه از وقتی نوجوون بودم تا الان وفادار موندم حق منو امثال من این نیست😑

    ۴ ساعت پیش
  • Azab elahi

    0

    نمیتونم باور کنم بهراد فقط بخاطر یه سرکار نرفتن بی خیال مسعود و سورن شده باشه! از دیشب تا الان دارم با خودم کلنجار میرم تا یه دلیلی براش بتراشم ولی هیچی نیست. گمونم ایندفعه واقعا نا امیدم کرد :( 🤧🤧🤧🤧

    ۷ ساعت پیش
  • sober | نویسنده رمان

    باور کن،پول دراوردن سخته.

    ۵ ساعت پیش
  • هیچکس

    1

    شادی عزیز من قلمتو خیلی دوست دارم برخلاف یه عده که خوب تصویرسازی نمیکنن و خیلی خلاصه وار توضیح میدن قشنگ میتونستم هر صحنه ایو تصور کنم اگه هیچکسانم ادامه ندادی یه رمان دیگه تو همین سبک بنویس

    ۱۱ ساعت پیش
  • sober | نویسنده رمان

    چشم،ممنون ⁦(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠❤⁩

    ۵ ساعت پیش
  • Niloofar

    در پارت 732

    دلم گرفت 💔 ولی ؛ خوشحالم که یک جلد دیگه هم از رمان محبوبم خوندم. نشاط بدونیااا ما منتظر کارهای جدیدت هستیم (مارو تو خماری طولانی مدت نزار)

    ۱۳ ساعت پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ⁦(⁠´⁠ε⁠`⁠ ⁠)⁩

    ۵ ساعت پیش
  • sanaz

    2

    قدرت تشخیص اینو ندارم که هیچکسان یه رمانه یا یه شاهکار... ممنونم که نوشتیش... چه ادامه بدی چه ادامه ندی هنوزم هیچکسان بخشی از قلب منو مال خودش کرده... خوشحال میشم یه روز سورپرایز بشم و ببینم هیچکسان ۷ داریم... موفق باشی سوبر عزیز و خلاقم❤️

    ۱۴ ساعت پیش
  • sober | نویسنده رمان

    خیلی ممنون ♥⁠╣⁠[⁠-⁠_⁠-⁠]⁠╠⁠♥

    ۵ ساعت پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.