دوست داشتی؟
کاور اصلی رمان ترسناک هیچکسان 6 نوند اثر sober شادی احمدی

رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان)

  • به قلم sober
  • 73 پارت
  • تمام شده
  • زبان فارسی
  • 255.4K 👁
  • 844 ❤️
  • 3.5K 💬
خواندن پارت اول

خلاصه رمان :

همه‌چیز با یک نگاه در آینه شروع شد،با چشمانی شبیه اما ناآشنا.با لبخندی آرام و دستی که حامل طلسمی تاریک بود.طلسمی که دریچه‌ای به جهان سایه‌ها گشود و زندگی‌اش را آرام‌آرام فرو بلعید. بهراد در تلاش برای نجات خود به گذشته بازمی‌گردد.اما تغییر یک تصمیم تنها یک خاطره را پاک نمی‌کند بلکه دروازه‌ای می‌گشاید به حضور پسر مرموزی که چیزی بیشتر از یک مظنون قتل است.نوند هیچکسان داستان رویارویی با گذشته‌ای است که قرار نبود تغییر کند و آینده‌ای که دیگر شبیه آن‌چه باید باشد نیست.

پارت اول

وارد ساختمون جدید دفترمون شدم و از پله‌ها بالا رفتم.هنوز آسانسور رو راه ننداخته بودن و همه به اجبار از پله‌ها رفت‌وآمد می‌کردیم.سرم پایین بود که یه نفر به سرعت از کنارم گذشت و بهم تنه زد،جوری که نزدیک بود لیوان قهوه از دستم بی‌افته.برگشتم سمتش.یه مرد جوونِ هیکلی با ظاهری خشن و عصبی بود که نیم نگاهی به من کرد و با عصبانیّت به راه‌ش ادامه داد.می‌خواستم بگم «چته الاغ،مگه کوری؟» اما قیافه‌ش ترسناک بود برای همین دهنم رو بستم.حوصله‌ی کتک خوردن نداشتم.یه دندون‌پزشک تازه‌کار در همسایگی‌ دفترمون بود که بیمارهاش بعد از اتمام کارشون به طرز عجیبی عصبانی می‌شدن! به احتمال زیاد اون مرد هم مشتری خانوم دکتر بود.وارد دفتر شدم.سورن پشت میز منشی نبود.همیشه نوبت‌اش رو می‌پیچوند! وارد اتاق اصلی شدم و در حال باز کردن پنجره دیدم‌اش.در رو باز گذاشتم و گفتم: «امروز نوبت توئه منشی باشی!»
به سمت من اومد و لیوان رو ازم گرفت.«اول بپرس واسه چی اون‌جا نیستم،بعد اگه دلیلم قانع‌کننده نبود پاچه‌مو بگیر.»
«اون قهوه‌ی منه الاغ! همین الان از دست یه گوریل عصبانی نجاتش دادم.»
یه قلپ ازش خورد.«مگه از همین پسر کافه‌ایه نگرفتی؟»
لیوان رو به زور از دستش گرفتم و نشستم.«اومدنی یه یارو با هیکل گوریلی بهم تنه زد،نزدیک بود لیوان از دستم بی‌افته.خیلی هم عصبانی بود.فکر کنم دختره زده ناکارش کرده.»
سورن هم روبه‌روم نشست و گفت: «دختره کیه؟»
«همین دندون‌پزشکه.هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم داغون‌تر از من و تو هم وجود داشته باشه تا این که این دختره اومد این‌جا مطب زد.از وقتی اومده،اعتماد به نفسم بالا رفته.»
سورن: «متأسفم که ناامیدت می‌کنم ولی این یارویی که می‌گی مشتری ما بود.»
«جدّی؟!»
سورن: «آره،واسه همین پشت میز منشی نبودم.بهش مشاوره دادم،اونم باهامون قرارداد بست.»
«معلومه خیلی انرژی گرفتی چون اصلا سرما رو حس نمی‌کنی!»
سورن: «پنجره رو باز گذاشتم که بوی یارو بره.»
یه‌کم از قهوه‌م خوردم.«حالا پرونده‌ش درباره‌ی چی هست؟»
سورن با لبخندی خبیث: «قتل.»
«واقعا که...از الان پرقدرت بشین دعا کن برنده شیم وگرنه دهن‌مونو آسفالت می‌کنه.»
سورن: «هیچ‌وقت یه کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکن! درسته که قیافه‌ی یارو زُمخت بود اما قلب رئوفی داشت.تازه وقتی مشکل‌شو گفت متوجه شدم که کوهِ درد و رنج هم هست.»
«با توجه به این که من به عنوان یه وکیل حتی نمی‌دونم مقوم‌به چه‌جوری تلفظ می‌شه،فکر می‌کنی شانسی برای برنده شدن داریم؟»
سورن: «مقوم‌به مربوط به پرونده‌های مدنیه.توی کیفری موضوعیّت نداره.»
«مهم جهالت منه که در هر دو موضوعیّت داره.»
سورن: «به خاطر پول هم که شده باید سعی خودمونو بکنیم.»
«حالا موضوع چیه؟ یارو طرف قاتل بود یا مقتول؟»
سورن: «این یارو داداش یکی از مقتولین بود.»
«مقتولین؟! مگه چند نفر کشته شدن؟!»
سورن: «سه نفر.متهم اصلی هم یه پسره‌ست که هر سه‌شون رو جلوی اهالی محل تهدید کرده.»
«پس پرونده‌ی سختی نیست.فکر نکنم به کمک من نیازی باشه.»
سورن: «خودم تنهایی روش کار می‌کنم.»
«باشه.»
سورن: «نامرد!»

بیشتر بخوانید

آخرین پارت های ارسال شده

عضویت در رمان
عضویت در رمان رایگان بخون!

میتونی این رمان رو با دریافت سکه، رایگان بخونی!!

عضویت در رمان
عضویت در رمان هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

نظرات رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان)

  • Sayeh

    0

    سلام خوشحالم که بلاخره تونستم به نویسنده بهترین رمان ترسناک و ماورائی پیام بدم من یکی از عاشقان هیچکسانم و هر سال دو دور میخونمش بخاطر اینکه جلد آخره دلم نمیاد بخونمش حتی چطوری میشه خداحافظی کرد آخه. بگید که ادامش میدید یه روزی🥲 امیدوارم سریال این رمان شاهکار رو هم ببینم قلمتون مانا و سبز💚

    ۲ روز پیش
  • درنا

    0

    بیخیال هیچکسان بشید دوستان بیاید نیو رو بخونید که یه شاهکار متفاوت و جدیده و هزار لول جذاب تر از هیچکسانه. اگه هیچکسان تو دوران پختگی نویسنده نبوده و اینقدر محشره، دیگه نیو رو که تو دوران پختگیش نوشته تصور کنین که قراره چی باشه. محشر بود محشرر.

    ۳ روز پیش
  • ستاره

    2

    این رمان عالیه ولی یه بخش مهمی از جذابیتش به خاطر رابطه این ۳ نفر بود. مطمئنم اکثر طرفداراتون خیلی دوست دارم داستان ادامه پیدا کنه.🌹🌹❤️

    ۶ روز پیش
  • zari

    در پارت 730

    عالی بود عالی تروخدا جلد هفت و هم بنویس اینک بهراد تا آخر تو دنیای جن میمونه؟؟

    ۷ روز پیش
  • ضحی

    0

    خداقوت بابت نوشتن رمان کاش رمانو ادامه میدادید

    ۱ هفته پیش
  • Pana

    0

    سلام من پارت ۶۹ و قبلا پولشو داده بودم چرا الان دوباره برام قفله؟ *با سکه های رایگان هم باز نکرده بودما پرداخت کرده بودم

    ۱ هفته پیش
  • Zahra

    0

    دوست دارم انگیزه ت رو توی نوشتن این رمان بدونم مهم تر از اون واسم جالبه بدونم چجور ایده ی نوشتن رمان به ذهنت رسید و این همه اطلاعات دقیق از دنیاهای موازی و ماورا رو از کجا به دست آوردی اگه میتونی خوشحال میشم بدونم

    ۱ هفته پیش
  • Zahra

    در پارت 11

    مشتاقم بدونم با چه انگیزه ای شروع به نوشتن این رمان کردی و اینکه اینهمه ایده از کجا به ذهنت رسیده و اینکه اینهمه اطلاعات راجب به موجودات ماورایی رو از چه منبعی به دست آوردی که انقدر دقیق ان مشتاقم بدونم اگه میشه بگو

    ۱ هفته پیش
  • Melu

    0

    میشه به یه جلد جدید امیدوار بود؟

    ۲ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    فکر نمی‌کنم امکانش باشه 🙏

    ۲ هفته پیش
  • Meluu

    0

    اخه بنظرم هنوز جا داره برای دراماهای بیشتر با این حال مرسی این رمان یه بخش بزرگی از بچگیم بود خیلی خوشحالم تونستم بازم بخونمش و ممنون که نوشتیش💓

    ۲ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون از شما 😇❤️

    ۱ هفته پیش
  • LG

    0

    واقعا بهترین رمانی بود که خودنم از بچگی دنبالش کردم همچنین رمان پسران بد اونم عالی بود امیدوارم نویسنده هیچکسان ۷روهم منتشر کنه

    ۲ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😇❤️

    ۲ هفته پیش
  • سارسار

    در پارت 91

    یکیو پیدا کردم اسمش مسعوده شاید باورتون نشه تمام ویژگی های اخلاقی مسعودو داره :))

    ۳ هفته پیش
  • سارسار

    در پارت 50

    تا ابد فن این رمانم از بچگی دنبالش میکنم 🥰

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😇❤️

    ۲ هفته پیش
  • سارسار

    در پارت 90

    منم ده بار خوندمش عاشقشم😍

    ۳ هفته پیش
  • Bahar

    0

    یعنی واقعا بهراد مسعود و سورن رو برای همیشه تنها گذاشت ؟

    ۴ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بله.

    ۳ هفته پیش
  • Edward

    0

    لعنتی این چه اسپویل بود

    ۳ هفته پیش
  • ایدااا

    0

    چیی؟؟واقعاا.چراا .وای نمیتونم بخونم ادامشو .حالم بد شد چرا آخه😭😭

    ۳ هفته پیش
  • ناشناس

    در پارت 730

    سلام دقیق یادم نمیاد ۹۳ بود ۹۴ بود یا ۹۵ تو این بازه زمانی بود خلاصه به پیشنهاد یکی از عزیزانم رمان هیچکسانو شروع کردم به خوندن از همون خط اول محو قلم فوق العاده نویسنده شدم چقد خوب و قشنگ می تونست هر حسی رو منتقل کنه..تو کمتر نوشته ای همچین چیزیو حس میکردم

    ۱ ماه پیش
  • ناشناس

    در پارت 730

    نمیدونستم محدودیت داره ادامش رو اینجا مینویسم امیدوارم نویسنده بخونه برام واضح بود کسی که این داستانو نوشته استعداد خالص نویسندگی داره روز های زیادی رو با هیچکسان سر کردم خیلی وقتا تونست فکرمو از بدترین اتفاقات هم دور کنه برای همین حس میکردم یه تشکر به نویسندش بدهکارم

    ۱ ماه پیش
  • ناشناس

    در پارت 730

    خیلی دیدم نوشتن کاش ۳ جلد آخر نوشته نمیشد که به نظرم خیلی بی انصافیه.حیف بود نوشته نمیشد چون باز هم با همه ایراداتی که شاید بشه گرفت هر ۶ جلد تو سطح و لول بالایی بودن.من نظر نمیدم کلا این هم فقط نوشتم که به نویسنده بگم قلمت فوق العادس استعدادت بی نظیره استعدادتو حیف نکن میخواستم بیشتر بنویسم نمیشه

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    سلام خیلی ممنون از لطفت به این مجموعه ❤️

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
آیدی کپی شد!
درخواست عضویت
هنوز عضو رمان نشدی؟
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️